********* گروه کوهنوردی بانوان تچر عضو میپذیرد *********
جهت عضویت با شماره تلفنهای 09361481718 - 09178267626 تماس حاصل فرمایید

۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه

آموزش کوهنوردي

  1- كوهنوردي را از كجا آغاز كنيم؟
اگر ورزش كوهنوردي را تازه شروع كرده ايد در ابتداي كار ممكن است مسايل و مشكلاتي براي شما به وجود بيايد. با پيدا كردن يك همراه با تجربه يا دوستي كه از هر نظر با شما هماهنگي دارد، كار، تا حدي آسان مي شود. بايد بدانيد كه يك فرد كاركشته و شايسته مي تواند كمكهاي فراوان و راهنماي خوبي براي شما باشد. اگر تازه وارد هستيد، از اوايل خرداد تا اواخر مهر را براي كوهنوردي انتخاب كنيد،‌ چون در فصول ديگر خصوصاً زمستان، خطراتي از قبيل بهمن، سرمازدگي، سر خوردن، كولاك و طوفان و گم شدن در مه و غيره پيش مي آيد. بنابراين داشتن تجربيات نظري و عملي براي چنين فصلي ضرورت دارد.
براي كوهنورد شدن لازم نيست در ابتداي كار به قله دماوند صعود كنيد بلكه قبلاً تحت آموزشهاي لازم تجربيات مربوط به راهپيمايي و كوهنوردي را كسب كنيد و به اين ترتيب پايه كوهنوردي خود را تقويت نماييد و در كنار آموزشهاي كوهنوردي دوره هاي سنگ نوردي و آموزش يخ و برف و استفاده از طناب و كلنگ و ابزار و ديگر علوم كوهنوردي از قبيل بهمن شناسي، تغذيه، امداد و نجات و 000 را از مربيان با تجربه بياموزيد.
هرگز تنها به كوه نرويد. حتي يك كوهنورد با تجربه هم ممكن است به دليل پيچ خوردن مچ پايش نتواند حركت كند و اگر همراه نداشته باشد ممكن است جان خود را از دست بدهد، كوهنوردي ورزشي گروهي مي باشد و در هيچ رشته اي از اين ورزش تكروي جايي ندارد.
 
2- طرح يك برنامه كوهنوردي
 
اگر ورزش كوهنوردي را تازه شروع كرده ايد در ابتداي كار ممكن است مسايل و مشكلاتي براي شما به وجود بيايد. با پيدا كردن يك همراه با تجربه يا دوستي كه از هر نظر با شما هماهنگي دارد، كار، تا حدي آسان مي شود. بايد بدانيد كه يك فرد كاركشته و شايسته مي تواند كمكهاي فراوان و راهنماي خوبي براي شما باشد. اگر تازه وارد هستيد، از اوايل خرداد تا اواخر مهر را براي كوهنوردي انتخاب كنيد،‌ چون در فصول ديگر خصوصاً زمستان، خطراتي از قبيل بهمن، سرمازدگي، سر خوردن، كولاك و طوفان و گم شدن در مه و غيره پيش مي آيد. بنابراين داشتن تجربيات نظري و عملي براي چنين فصلي ضرورت دارد.
براي كوهنورد شدن لازم نيست در ابتداي كار به قله دماوند صعود كنيد بلكه قبلاً تحت آموزشهاي لازم تجربيات مربوط به راهپيمايي و كوهنوردي را كسب كنيد و به اين ترتيب پايه كوهنوردي خود را تقويت نماييد و در كنار آموزشهاي كوهنوردي دوره هاي سنگ نوردي و آموزش يخ و برف و استفاده از طناب و كلنگ و ابزار و ديگر علوم كوهنوردي از قبيل بهمن شناسي، تغذيه، امداد و نجات و 000 را از مربيان با تجربه بياموزيد.
هرگز تنها به كوه نرويد. حتي يك كوهنورد با تجربه هم ممكن است به دليل پيچ خوردن مچ پايش نتواند حركت كند و اگر همراه نداشته باشد ممكن است جان خود را از دست بدهد، كوهنوردي ورزشي گروهي مي باشد و در هيچ رشته اي از اين ورزش تكروي جايي ندارد.
 
  3- اطلاعات مقدماتي شما درباره منطقه مورد نظر مي تواند شامل مسائل زير باشد 
نام و ارتفاع قله مورد نظر و موقعيتهاي جغرافيايي آن، كه در چه رشته كوهي واقع شده است و از جهات چهارگانه با چه رشته كوههاي ديگري ارتباط دارد، راههاي رسيدن به مبدأ صعود، محل و ساعت حركت وسيله نقليه عمومي و نام آباديهاي مسير تا مبدأ، فاصله بين آباديها به كيلومتر، چگونگي راههاي آسفالته خاكي (جيپ رو) و مالرو منتهي به قله، مسيرهاي زمستاني و تابستاني عوارض طبيعي يا مصنوعي موجود در مسير صعود براي راهنمايي مسير مانند چشمه، تك درخت، ديواره، برج سنگي، دكل برق، باران سنج و000 اطلاع از محل و ارتفاع جان پناه يا پناهگاههاي مسير،‌ محلهاي مناسب براي چادر زدن، اطلاع از چشمه هاي آب و در صورت فني بودن قسمتي از مسير، داشتن وسايل فني مورد نياز، اطلاع از منطقه و مسافت و زمان بين دهكده تا قله و جان پناه. قبل از حركت و برنامه رفتن به منطقه، دوستان كوهنورد و خانواده خود را در جريان صعودتان قرار دهيد و آدرس منطقه مورد نظر و مبدأ صعود را روي كاغذ بنويسيد تا در صورت لزوم، اطلاع كافي در اختيار نجات دهندگان شما باشد. 

در طبيعت چگونه تغذيه كنيم ؟

در طبیعت چه بخوریم ،چگونه بخوریم و چقدربیاشامیم؟


به محض خروج از چهار ديواري مأنوس خانه و ورود به حيطه طبيعت به هر دليلي چه راه پيمايي ،
كوهنوردي ،شكارو يا ماهيگيري مسأله خورد و خوراك پيش يش مي آيد.
هر چه فعاليت جسمي ما بيشتر باشد به ويژه در ارتفاعات بالا ، سوخت و ساز بدن و فعل و انفعالات
 شيميايي درون ما دگر گون خواهد شد .
و اگر اين دگرگوني جسمي با فشار هاي روحي هم توأم شود مثل = گم شدن ، ترس از عواقب صدمه
جسمي ، وحشت از مردن ناشي از مار گزيدگي ، ترس از افتادن در آب و غرق شدن ، ترس از ارتفاع و
افتادن ، وحشت تنهايي در شب يا ديدن ناگهاني حيواني حتي بي آزار در پيچ يك صخره مي تواند ناگواري
 هايي به بار آورد.
حفظ قدرت و استقامت و نگه داشتن تعادل جسمي و روحي در موقعيت پيش آمده در دراز مدت از
اساسي ترين مسايل رويارويي با طبيعت است.

                                             دقیقه بدون هوا
 مرگ به طور ساده بعد از 3           روزبدون آب             پيش مي آيد
                                           هفته بدون غذا


يك انسان مي تواند هفته ها بدون غذا سر كند . ولي فقط چند روزي بدون آب زنده مي ماند .
هر شخصي روزانه در حالت عادي ۵/۱ ليتر از طريق ادرار ـ ۵/۰ليتر از راه تعرق و ۵/۰ ليتر توسط دهان و بيني
 به شكل بخار ،آب از بدن خود خارج مي سازد .اين مقدار حين فعاليت بدني در گرما و سرما و ناراحتي هاي
روحي بالا مي رود و مي تواند به ۸ ليتر يا بيشر در روز برسد . اگر اين مقدار آب از دست رفته فوري به بدن
 نرسد چنين عواقبي به دنبال دارد .



درصد از دست دادن آب بدن نسبت به وزنتأثيرات و مشكلات
۲/۵٪تشنگي –ناراحتي-كم شدن اشتها –پيدا يش آثار خشكي بدن
۵٪حال به هم خوردگي – ضربان تند نبض ـسرخ شدن پوست
۱۰٪ـ۶سردرد- سرگيجه – خارش – اشكال در تكلم و تنفس- اشكال در راه رفتن
۱۵٪ـ۱۰ورم زبان- مشكل بلعيدن-چروك پوست- بي‌‌حسي پوست- لرزش و تكانهاي غير ارادي اندامها – مشكل شنوايي و ديد
۲۰٪ـ۱۵خطر مرگ
۲۵٪
مرگ حتي در مكانهاي سرد و خنك

نكته: كمبود آب را بعد از 2 درصد بايد سريعاً جبران كرد پس بايد حتي پيش از احساس تشنگي آب نوشيد
توجه داشته باشيد كه آب را براي رفع تشنگي نمي خوريم ، بلكه آب را براي جذب دوباره ذخيره‌هاي از
 دست رفته بدن بايد نوشيد .

                     

هنگام از دست دادن آب بدن گاهي بدون اينكه احساس تشنگي داشته باشيم حتي در ارتفاعات سرد و
پر برف ، خون غليظ مي‌شود و نمي تواند به آساني اكسيژن، گرما و غذا را به اعضا بدن برساند انگشتان
دست و پا يخ مي‌زنند و كمبود اكسيژن در مغز ايجاد خستگي كرده و خيلي زود كنترل همه چيز از دست
مي رود وكوهنورد، شكارچي يا ماهيگرحتي با داشتن كاملترين وسايل در برابر مرگ سر فرود مي آورند
كساني سالها فكر مي كردند با قدرت زياد بدني مي توان در برابر كم آبي مقاومت بيشتري داشت تجربه
عكس اين مطلب را نشان داده است .
بر اساس اصل ياد شده كه سه روز بدون آب و سه هفته بدون غذا مي شود زنده بود به اين نتيجه
مي رسيم كه زياد نبايد در فكر خوردن بود و مي دانيم هر چه غذاي ما در بيابان و كوه پرچربي و
سنگين تر باشد به آب بيشتري احتياج پيدا خواهيم كرد و معده پر ما را تنبل تر و عاجز تر مي سازد
 در واقع با اين مطلب شايد به چنين برداشتي برسيم كه

تغذيه در طبيعت يعني كم خوردن و زياد آشاميدن

اگر روزي روزگاري در كوه يا بيابان گم شديد و يا آذوقه ي خود را از دست داديد قبل از اينكه به فكر كباب
 كردن جگر دوست يا همراه خود بيفتيد بدانيد هفته ها مي توان بدون خوردن زنده ماند. در نظر داشته
باشيد فقط 3 روز اول احساس شديد گرسنگي مي كنيد آن هم در كوتاه مدت ، از آن به بعد اين احساس
 كم مي شود تا اينكه دوباره چيزي خورده شود اصل كلي ديگر اين است كه تا زماني كه مطمئن نيستيد
 كه آب كافي در اختيار داريد ، غذا نخوريد چون بيشتر تشنه مي شويد و مصرف آب بدن بالا مي رود.

مي گويند: نادر شاه افشار در جنگ ها براي حفظ نيروي خود و مقابله با گرسنگي نخود چي مي خورد.
سرخپوستان در جنگهاي خود با سفيد پوستان مهاجم كه روز ها طول مي كشيد فقط از مشتي ذرت
كه در دهان خيس مي كردند و كم كم مي جويدند از سرزمين و ناموس خود دفاع مي كردند .
عدس هنوز غذاي اصلي سربازان هندي و پاكستاني است
سال ها ست كه نخود ماده اصلي غذاي سربازان انگليسي براي يك تغذيه مفيد به شمار مي آيد
لوبيا در جنگهاي انفصال آمريكا براي ارتش جنوبي ها و شمالي ها جزو مهمترين تدركات بود

اگر مي خواهيم كوه ، شكار يا ماهيگري برويم يا روزهاي را دور از خانه و تمدن شهري بگذرانيم
(چگونه بخوريم؟) براي اينكه در بيابان و طبيعت يك تغذيه خوب و سالم داشته باشيم چند اصل كلي
را بايد در نظر داشت:


وضع منطقه : كوهستان يا دشت
موقعيت ارتفاع و فشار هوا : كنار دريا يا بالا تر از هزار متر سطح دريا
موقعيت فصلي : زمستان يا تابستان
زمان برنامه : مشكل يا آسان بودن آن
اطلاع كامل از وضع جسماني


آنچه بدن ما تا به حال به آن عادت كرده است اساس اوليه تغذيه ما را در برنامه هاي بيرون از خانه تشكيل
مي دهد.به يكباره نمي توان شيوه تغذيه خود را چه درست و چه غلط تغيير داد .از طرف ديگرآنچه عا دت ما
 شده سالهاي سال حتي از زمان طفوليت بدليل سنت و تجربه كسب گرديده و اين خود يك نوع تطبيق بدن
 با محيط خارج و متناسب با آب و هواي منطقه اي بوده است .پس چنانچه در همان زادگاه خود به كوه
،شكار يا ماهيگيري مي رويد عادات سنتي را حفظ كنيد منتهي سنت صحيح را بر اساس سنت
اجدادي آنان در سفره هاي يكي دو روزه خود چند قرص نان در كوله مي گذاشتند وراهی بیابان می شدند.
گاهي چند خرما يا چند دانه گردو ، قدري پنير ، توت يا كشمش هم، در گوشه دستمال سفره شان گره
مي زدند، به اين ترتيب روزها را بی دغدغه مي گذراندند.

عدس ، نخود ، لوبيا، گندم و ذرت اقلام ضروري و مواد اوليه غذاهاي ما را بايد تشكيل بدهند بعد از اينها در
 رديف دوم نخودچي – بادام – گردو- پسته و فندق و در رديف سوم ميوه‌هاي خشك شده مانند كشمش –
توت- خرما- برگه هلو و زردآلو – برگه سيب و انجير و غيره

من خودم بیشتر از خوراک لوبیا که مقداری عدس هم به آن اضافه شده استفاده میکنم که غذای ساده ،
مقوی ،مفید و ارزانی است
توجه داشته باشید برای تهیه و پخت این غذا سعی کنید از رب گوجه فرنگی استفاده نکنید چون در
 رب گوجه فرنگی از نمک و موادی استفاده شده که باعث تشنگی می شود.

                       
براي یک تغذيه خوب و سالم در طبیعت بايدنكات زير در نظر گرفت :
از بردن هرگونه غذاي كنسروي و كالباس و سوسيس خودداري كنيد
مواد شيميايي و نگهدارنده آنها كه براي خراب نشدن محتويات داخل قوطي و بسته ها اضافه مي شوند
براي بدن مضر هستند، تشنگي آورده و مصرف آب را بالا مي برند . همراه بردن گوشت تازه به ويژه
 چرخ شده كه زود فاسد مي شود بايد از صورت غذا حذف گردد .
ما مي توانيم هفته ها بدون مصرف گوشت و بروز هيچگونه عارضه اي در كوه و كمر زندگي كرده وتمام
 فعاليت و بازدهي عضلاني خود را حفظ كنيم . حتي صلاح در اين است در اين گونه برنامه‌ها كمتر گوشت
 و چربي حيواني مصرف شود . بگذاريد بدن لايه‌هاي اضافي چربي را بسوزاند و براي جذب مواد جديد
 آمادگي بهتري پيدا كند . بدن كالري و انرژي لازم را از، كربوهيدراتها در برنامه هاي شديد كوه و شكار
زودتر و ساده‌تر مي گيرد.
مصرف گوشت و چربي فشار بيشتري بر فعاليت قلب وارد مي‌آورد به ويژه زماني كه در ارتفاعات بالا قرار
داريم و اكسيژن كم و به اندازه كافي آب در اختيار نيست .

از منابع طبيعي زمين چگونه استفاده مي كنيم؟

منابع طبيعي را به صورت بي حد و حصر مورد استفاده قرار مي دهيم. از سوختهاي فسيلي گرفته تا آب و خاك ، مي توان اتلاف در استفاده از منابع بنيادين را مشاهده كرد. امكان استفاده از اين منابع به صورتهاي ديگر هم وجود دارد. اصلا بهره اقتصادي زياد و سريع و سهولت دسترسي ما را به سويي هدايت كرده كه با دست خود منابع زميني را بي رحمانه تلف كنيم. اگر طبيعت امروز با مهرباني به ما حيات و طراوت مي دهد، آيا امكان آن نيست كه ما نيز به ياري طبيعت بشتابيم، و حد اقل اگر به حفظ طبيعت اهميت نمي دهيم، آن را نابود نكنيم.
اتلاف منابع آب در سامانه هاي لوله كشي شهري با آمار رسمي حدود بيست درصد است – به دليلفرسودگي سامانه ها- و بر اساس آمار هاي غير رسمي بيش از اين مقدار است. كشور ما محدوديت منابع آب دارد. از سوي ديگر هر نوع فعاليت عمراني – از احداث جاده گرفته، تا شهرك سازي و ... – با تخريب و صدمه به منابع آب سطحي و زير زميني همراه است.
ساخت مسكن و گسترش محدوده روستاها و شهركها با توليد و سيع زباله و نخاله هاي ساختماني همراه است. اين نوع زباله ها تا مدتها در كنار ساخت و سازهاي جديد رها مي شوند و علاوه بر آلودگي محيط زيست موجب تخريب چشم انداز هاي شهري و روستايي مي شوند. البته اين نوع مسائل از ديدگاه ما معمولا اولويت كمي دارند ولي واقعيت آن است كه ما با اين نوع رفتار با طبيعت، به فرزندان و نسلهاي بعدي خود آموزش بدي مي دهيم. به آنها مي آموزيم كه طبيعت در دسترس ترين مكان براي زندگي است و هر نوع كاري كه مي توانيم – يا دوست داريم – مجاز هستيم با آن انجام دهيم.

۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

کوه باستانی پردیس نخستین نقطه خاکی جهان و نزدیکترین نقطه زمین به خورشید

کوه باستانی پردیس در حومه شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه های راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد
بر اساس تحقيقاتي كه توسط یک محقق باستان شناسی ایرانی (بدیعه دشتی)انجام شده، ثابت كرده كه ايران جهان اول است و پوز پدري (کوه پرديس) نخستين نقطه خاكي در جهان است.
  روي نقشه‌اي 70 ساله كه متعلق به ارتش است نيز نام حرا بر كوه پرديس گذاشته شده اما اسم اوستايي آن حرا است.
 در اوستا آمده كه نخستين بار ميترا از حرا سر زد، ميترا كه خورشيد باشد و حرا نيز پوز پدري يا همان پرديس است.
این محقق در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيد كه ايراني‌ها و نژاد آريا از همين نقطه جم به سراسر دنيا منتشر شدند.
این محقق با فسيل آدميزادي كه در منطقه پرديس مربوط به 35 ميليون سال قبل بوده ثابت كرد كه نژاد بشر از خود بشر است و قرآن كريم هم از آن ياد مي‌كند.
 حتي اورست حدود هزار متر از پوز پدري پائين‌تر است و يك قله مستقل جداگانه محسوب مي‌شود.
محقق مستقل بين‌المللي با تأكيد بر اينكه ايراني‌ها از نقطه جم به ساير نقاط دنيا رفتند، گفت: اينكه مي‌گويند ايراني‌ها از شمال و از روسيه آمدند يك توطئه سياسي است.
وي تصريح كرد: آن‌ها به داستان جم در ونديداد كه مورد استناد من نيز است اشاره مي‌كنند، اما آنها مي‌گويند جمشيد به طرف نيمروز رفت و بنابراين از شمال آمدند در حالي كه نيمروز شرق است.
نکات قابل توجهی كه در این کوه باستانی وجود دارد :
1. قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست.
2. آتشکده فوق العاده باستانی که در قله کوه قرار دارد،
3. مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا 100 متری کوه یعنی تقریبا انتهایی ترین نقطه مشخص اسفالت با ماشین توقف کنی و ترمز دستی را بخوابانید ، ماشین بجای سر پائینی به نرمی به سمت کوه کشیده می‌شود که البته همین مغناطیس برای رانندگان نا آشنا بسیار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زیادی از خودروها بی اختیار با کوه تصادف کرده‌اند.
4. پوشش گیاهی منطقه نوعی خار بیابانی گرمسیری منحصر به فرد است که خواص دارویی فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماماً پیشخرید چند کارخانه داروسازی بزرگ جهان است یکی از ترکیبات اصلی مسکن Advil که یکی از بهترین قرص‌های شناخته شده برای ناراحتی های اعصاب و دردهای میگرنی است از همین عسل تهیه می‌شود.
5 . این منطقه خرمای ویژه نیز تولید می‌کند كه به نام خرمای خصه معروف است و کاملا در شیره خود غرق می‌شود یعنی یک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شیره می‌شود و اندازه این خرما اندازه آلبالو بود و به جهت همان خواص دارویی منطقه تماماً برای ساخت قندهای رژیمی برای بیماران دیابتی صادر می‌شود، نکته جالب دیگر رویش درخت زیتون در دامنه شمالی کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهای چاهه و دره پلنگی می‌باشد که در آب و هوای آن منطقه بسیار بعید می‌نمود .
6. در لایه های زیرین این کوه معدن عظیمی از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد، آن هم در اطراف عسلویه!
مردم چاهه و جم، کوه پردیس را فوق العاده مقدس و محترم می‌شمارند، و به استناد علائم موجود در آتشکده احتمالاً یکی از اولین مکان‌هایی بوده که نفت در آن سوزانده شده است.

۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

گزارش تصويري صعود به قله تفتان 22/11/88
















افراد شركت كننده در اين برنامه :
احمد حيدري(سرپرست برنامه) - ابراهيم حيدري - حجت اله اكملي - سيد موسي سيادت - حسن ابراهيمي - حسين ابراهيمي - محمد شريف زاده - فرهاد رحيمي

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

پیام تبریک سال نو

نوروز ، طلیعه ظهور زرتشت ، یادگار صداقت جمشید ، میراث ماندگار کوروش ، آیین باستانی قوم آریا ، نشانه فرهنگ ایرانی بر تمام همنوردان و کوهنوردان مبارک  باد

۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

مربی کیست

براستی مربی کیست و یک کوه نورد چگونه به درجه ی "مربیگری" می رسد؟
آیا معیار مربیگری، تکه کاغذی است که پس از حضور در یک دوره ی چند روزه به کارآموز می دهند؟ اگر این گونه است نه تنها مربی کم نداریم بلکه دچار تورّم مربی هستیم. پس چرا هیچ پاسخی برای خیل کوه نوردان تشنه ی یادگیری نداریم؟ چرا آموزشهایمان روزبروز نازکتر و غیر علمی تر می شوند؟ چرا درصد قابل توجهی از مربیان دارای کاغذ، اساسا سهمی در آموزش ندارند؟ ... پاسخ همه این پرسش ها در "نگرش کاغذی مربیگری" نهفته است. کار مربی، تربیت و پرورش است. پرورشی که آموزش، شرط لازم (ونه کافی) برای آن است. آموزشی که سه حیطه را در برمی گیرد: حیطه های شناختی، عاطفی و روان – حرکتی
چنین ظرفیتی نه یکروزه به دست می آید، نه با کاغذ به کسی داده می شود. مربیگری جوهره ای می خواهد که هر کسی آن را ندارد. نگرش "کاغذی" به مربیگری، تبعاتی دارد که هم اکنون می توان آن را مشاهده کرد:

• ساده انگاری در تربیت مربی که منجر به افت کیفی دوره های مربیگری شده است.

• کیفیت نازل طرح درسها که فاصله آن از مباحث علمی، روزبروز بیشتر می شود.

• خلاء فاحش برخی مباحث ضروری در طرح درس ها، که اولویت حیاتی دارند.

• کمرنگ شدن روز افزون ضوابط و مقررات در برگزاری دوره های آموزشی

در نگرش "کاغذی" می توان با یک کاغذ "مربی" تولید کرد و با یک نامه مربی را از "مربیگری" ساقط نمود. می توان با یک مدرک به شخصی مجوز داد تا نادانیهای خود را به دیگران انتقال دهد و جان آنها را به خطر اندازد و می توان برای تسویه حساب با یک مربی، مدرک او را باطل کرد. اما ...

اما معیارهای اصولی مربیگری چیست؟

به نظر اینجانب، مربی کسی است که واجد شرایط زیر باشد:

• استعداد، انگیزه و جوهره مربیگری، که مانند چراغی روشن، مربی را از دیگران متمایز می سازد.

• توانایی انتقال مفاهیم و ظرفیت ارائه و نمایش مهارتها در روند تربیت

• خود آموزی مداوم برای بهینه سازی تواناییهای خویش و ارتقاء دانش و نگرش

• حفظ ارتباط مداوم با منابع علمی و فنی معتبر دنیا در حیطه کار خود

• آگاهی کامل به اصول برقراری ارتباط، یادگیری، برنامه ریزی آموزشی و شیوه ها (تکنولوژی) آموزش

• اعتقاد به حق کارآموز برای برخورداری از معتبرترین یافته های علمی و فنی موجود

• حفظ تقدس مربیگری به عنوان یک رسالت تربیتی (ونه مجرای معیشتی)

• آگاهی به ظرفیت ها و محدودیت های خویش و پرهیز از عوام فریبی

• پایبندی به اصول اخلاقی در روند آموزش و تربیت و سایر جنبه های زندگی شخصی

اکنون با توجه به شاخص های فوق می توان به تحلیلی علمی از وضع موجود رسید. معیارهای بالا، به ما این امکان را می دهند که ببینیم دوره های مربیگری ما از آنچه باید باشند، چقدر فاصله دارند و خروجی آنها چه مقدار از شاخص های مربیگری را کسب کرده و تا چه حد به شخصیت انسانی، اخلاقی، علمی و فنی یک مربی نزدیک شده است.

نویسنده: دکتر ابوالفضل جوادی