********* گروه کوهنوردی بانوان تچر عضو میپذیرد *********
جهت عضویت با شماره تلفنهای 09361481718 - 09178267626 تماس حاصل فرمایید

‏نمایش پست‌ها با برچسب دانستنیهای کوهستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانستنیهای کوهستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

تحقیقی جدید در زمینه فایده استفاده از باتون

3 ژوئن 2010 – مطالعه ای که توسط اساتید دانشگاه نورث اومبریا انجام شد برای اولین بار نشان داده است که باتون ها به حفظ عملکرد ماهیچه کوه پیماها کمک می کند و در عین حال بطور قابل توجهی درد روزهای بعدی کوه پیمایی را می کاهند
در این مطالعه ، 37 مرد و زن ورزشکار به دو گروه با تناسب اندام برابر تقسیم شدند و از آنان خواسته شد به کوه اسنودون ، مرتفع ترین کوه انگلستان و ولز صعود کنند و فرود آیند. در میان یک گروه باتون توزیع شد و نحوه استفاده از آن به آنان آموزش داده شد ، در حالیکه گروه دیگر بدون باتون کوه پیمایی کردند. هر دو گروه در شب قبل غذایی مشابه خوردند ؛ صبحانه ای مشابه صرف کردند ، بار هم وزنی را حمل کردند و در طی صعود و فرود استراحت های برنامه ریزی شده مشابهی داشتند
ضربان قلب شرکت کنندگان و perceived exertion rating هر فرد در طی کوهپیمایی ثبت شد. سپس در پایان کوه پیمایی ، و در فواصل 24 ، 48 و 72 ساعت پس از آن آسیب و عملکرد ماهیچه از طریق تست های مختلف ارزیابی شدند.
نتایج نشان دادند گروه استفاده کننده از باتون ، درد ماهیچه بسیار کمتری داشتند. این گروه توان از دست رفته کمتر و بهبودی سریعتر بلافاصله پس از کوه پیمایی در مقایسه با گروه کنترل داشتند. دردی که توسط خود افراد ارزیابی شد در 24 ساعت در هر گروه بالا رفت اما در گروه باتون دار هم در این زمان و هم در 48 ساعت بطور قابل توجهی پایین بود. به علاوه ، سطوح آنزیم کراتین کیناز ( که نشان دهنده آسیب عضله است ) در زمان 24 ساعت در گروه بدون باتون بسیار بیشتر بود ، در حالیکه سطوح آنزیم گروه باتون دار نزدیک به سطوح قبل از راهپیمایی بود. این امر نشان می دهد که آسیب ماهیچه ای که داشتند قابل اغماض بود.
تولید کنندگان باتون اظهار داشته اند که باتون ها می توانند نیروهای وارد بر مفاصل پایین بدن را تا 25 درصد کاهش دهند. اما ، تحقیق موجود محدود به آزمایشگاه یا مکان های بیرون غیر کوهستانی ، نظیر پیست های دومیدانی بوده است ، و تنها بر بررسی های بیومکانیکی در زمینه فشار بر مچ پا ، زانو و مفصل ران متمرکز بوده است. این اولین مطالعه مستند در مورد تاثیر باتون ها در محیط هایی است که این وسیله برای آن طراحی شده اند.
دکتر گلین هواتسن ، مسئول انجام مطالعه می گوید :" نتایج ، مدرک قوی را ارائه می کنند که باتون ها دامنه آسیب ماهیچه را ، در طی کوه پیمایی یک روزه ، تقریبا تا نقطه محو کامل کاهش می دهند.جلوگیری از آسیب وارد بر عضله احتمالا انگیزه ( فرد ) را بهبود می بخشد و بدین خاطر باعث می شود افراد به مدت طولانی تری از فواید ورزش بهره برند. احتمالا مزیت مهمتر آن است که فواید توام استفاده از باتون در کاهش فشار به قسمت های پایین بدن ، افزایش ثبات و کاهش آسیب ماهیچه می تواند به اجتناب از آسیب در روز های بعد از راهپیمایی هم کمک کند. اغلب افت زمان واکنش و حس وضعیت ، همراه با عضله های آسیب دیده است که سبب افتادن و لغزیدن می شود که می تواند منجر به آسب بیشتر در زمین کوهستانی یا ناهموار شود. این یافته ها به طور خاص کاربرد قوی برای ورزشکارانی دارد که می خواهند فعالیت چند روزه در زمین های کوهستانی انجام دهند."

 منبع : http://www.sciencedaily.com/releases/2010/06/100602121000.htm
مترجم : فریدون شیرمحمدلی

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

غارهای نمکي ميکروکليمايي براي توريست درماني

در کشورهاي توسعه يافته به دليل افزايش سطح بهداشت و کاهش نرخ زاد و ولد طبقات مرفه جامعه به سن 65 سال به بالا تعلق دارند و زمان تفريح آنها نيز 60 درصد از زمان تفريح طبقات جوانتر جامعه بيشتر است ، بنابراين اين گروه توده عظيم توريست بين المللي را تشکيل مي دهند و نوع تفريحات آنها نيز با نوع تفريحات جوانان متفاوت است ؛ براي مثال توريست هاي جوان گردشهاي ماجراجويانه مانند کوهنوردي را دوست دارند و اين در حالي است که توريست هاي مسن تر بازديد از آثار تاريخي- فرهنگي ، پارکهاي ملي ، مناطق حفاظت شده و تفريحات درماني را ترجيح مي دهند . در دهه اخير کشورهايي چون مجارستان ، فنلاند، اتريش ، اسلواکي، آلمان ، انگليس و آمريکا روش جديدي براي توسعه صنعت توريسم درماني ايجاد کردند و آن استفاده از ميکروکليماي ايجاد شده در غارها است که سالانه توده عظيم توريست داخلی و خارجي را جذب مي کنند[2 و1] . پژوهشهای انجام گرفته نشان مي دهد که ميکرو کليمای موجود در غارها به ويژه در غارهاي نمکي قابليت درماني بالايي دارد . غارهاي نمکي به دليل داشتن عناصر خاصي چون منيزيم ، يد ، پتاسيم ، سديم ، کلسيم ، سلنيوم ، برم و ساير عناصری که در فضای اطراف کم است نقش به سزايي در درمان بيماريهايي چون آلرژی ها ، برونشيت ، کم کاري غده تيروئيد ، بيماريهای قلبي ، فشار خون ، امراض پوستي ، بيماريهای عصبي و استرس دارند[3] . در حال حاضر شرکتهای فعال توريستي در اسلواکي اقدام به ابتکاراتي در اين زمينه نمودند و آن ساخت غارهای نمکي مصنوعي در هتلها و مراکز درماني کشورهای اروپايي مي باشد ، اين شرکتها نمک مورد نياز را از کشورهاي پاکستان ، اکراين ، لهستان و بستر دريا تامين مي کنند . در هتلها اين غارهاي نمکي بيشتر در ابعاد 30 تا 60 متر مربع ساخته مي شوند ؛ در اين غارها همه ديوارها و سقف از سيمان مخلوط با نمک ساخته شده و از لامپهاي ماوراء بنفش و دستگاهاي تهويه جهت استريزه کردن محيط استفاده مي شود[1] .
جمهوري چک در سال 2005 اولين غار نمکي مصنوعي را در کشور خود احداث کرد، طراحان اين غار از 5/21 تن نمک بستر دريای سياه که 20 ميليون سال سن داشتند در کف غار و بلوکهای نمک در ديوارها استفاده کردند ، همچنين با طراحي آبشار نمکي در غار يد و منيزيم را در فضاي غار پخش نمودند. اين کشورها با اين نوآوری در صنعت توريسم درماني سالانه توده عظيمي از توريست ها را به سمت کشور خود جذب مي کنند . به نظر می رسد که کشور پهناور ايران نيز پتانسيل های باالقوه ای برای گسترش صنعت توريسم درماني دارد چه بسا که تفريحات درماني در حال حاضر نيز به شکل استفاده از چشمه های آب معدني و آب گرم در سرعين و محلات رواج دارد، همچنين در ايران غارهای نمکي طبيعي وجود دارد که در کمتر نقطه اي از جهان ديده شده است، از آن جمله می توان از غارهای نمکي طبيعي موجود در ژئوپارک قشم ياد کرد ؛ تحقيقات انجام شده در فضاي داخلي غارها نشان مي دهد که اين غارها قابليت درماني بالايي دارند که گردشگران مبتلا به ناراحتي هاي تنفسي با باقي ماندن و تنفس در آن نه تنها بهبود پيدا مي کنند بلکه از چشم اندازهاي زيباي داخل غار و آرامش حاکم بر آن بهره مند مي شوند . لازم به ذکر است که در بهره گيری از غارهای نمکي طبيعي براي جذب توريست نياز به ايجاد يک سري ساختارهاي زيربنايي مي باشد که از يک سو توريست پايدار را به غار وارد کرده و از سوي ديگر از تخريب غار جلوگيري و از آن حفاظت کند چرا که اين ميراث گرانبهاي زمين امانت نسل آينده است در دست نسل حاضر . برای جذب توريست پايدار به محيطهای طبيعي نياز به فرهنگسازي در جامعه داريم که در اين امر رسانه هاي گروهی ، تورگردانها ، مدارس و NGO ها مي توانند نقش کليدی ايفا کنند و آگاهيهای لازم در زمينه حفظ و ارزش ميراث زمين شناسي را به جامعه و گردشگران انتفال دهند .
منبع :سايت بيابانهاوكويرهاي ايران
[1]http://www.pravasolnajaskyna.sk/ , In the Genuine Salt Cave you will find your natural health again.

[2]http://www.czechtourism.com/eng/uk/docs/133premier/data/2008-02-07-1518-pohodli-mest-klatovy.html, Salt cave in Klatovy.

[3]http://ftp.czechtourism.com/133premier/en/cd/en/news/news006.htm, The Salt Cave – Relaxation Treatment for the Health







۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

معرفی برخی لوازم کوهنوردی

كفشهاي كوهنوردي Mountaineering shoes
از قديم معروف بوده است كه پا قلب دوم انسان و مخصوصا كوهنوردان است. بنابراين كفش كه محافظ پا است از مهمترين وسايل و پوشاك كوهنوردي به شمار مي رود. كفش هاي قديم از چرم ساخته مي شد كه بنا به شرايط مورد استفاده ضخامت و تعداد لايه هاي چرم متفاوت بود. يكي از اشكالات كفش هاي چرمي زمستاني وزن بالاي آنها بود كه با اختراع لايه ها و پارچه هاي جديد با عناوين گورتكس ـ سيمپاتكس و تينسوليت تا حدي اين نقيصه جبران گرديده است. لايه گورتكس كه در انواع پوشاك زمستاني كوهنوردي نيز بكار مي رود داراي خاصيت يك طرفه بودن است؛ يعني تنها از يك طرف كاملا ضد آب و باد است و در نتيجه از داخل بخار و گرماي ناشي از تعرق و فعاليت را بخارج مي فرستد و از خيس شدن پوشاك زير و سرمازدگي جلوگيري مي كند. لايه سيمپاتكس نيز مانند گورتكس ضدآب و ضد باد و داراي قابليت تنفسي است. لايه تينسوليت نيز گرمازا بوده و در كفش هاي زمستاني و سنگين بكار مي رود. زيره كفش كوهنوردي نيز از لايه هاي مخصوصي ساخته مي شود كه معروف ترين آن ويبرام ايتاليا است. همچنين اخيرا لايه اي شوك گير نيز ساخته شده كه فشار ضربه هاي وارده به كف پا را كاسته و پا ديرتر خسته مي شود و در سرازيري زانوها كمتر آسيب مي بيند.
با توجه به پيشرفت هايي كه در زمينه ساخت كفش هاي كوهنوردي بدست آمده و به برخي از آنها در بالا اشاره شد؛ امروزه براي هر نوع برنامه كوهنوردي و براي هر فصل و منطقه كفش خاصي ساخته شده و مورد استفاده قرار مي گيرد و ديگر عنوان كفش هاي چهار فصل يا همه كاره دور از ذهن مي باشد. به عنوان مثال در كفش هاي مخصوص سنگنوردي نوع كفش براي مرد و زن و همچنين بسته به جنس و نوع سنگ متفاوت مي باشد.
بطور كل مي توان كفش ها را به 6 دسته بزرگ به شرح زير تقسيم كرد.
كفش صعودهاي هيماليايي يا اكسيديشن: كه سه پوش و يا دو پوش هستند. نوع دو پوش از يك كفش كوچك و تنگمثل كفش رشته كشتي كه بجاي بند داراي چسبك است تشكيل مي شود و اين كفش درون كفش اصلي كه بزرگتر است قرار مي گيرد. مي توان شب در داخل چادر و كيسه خواب كفش بيروني را از پا در آورد و از پوش داخلي به عنوان جوراب و يا كفش داخل چادر استفاده كرد. در نوع سه پوش علاوه بر اين دو كفش يك لايه گتر بلند نيز بر روي كفش قرار مي گيرد كه به دور كفش دوخته شده و تمام رويه و اطراف كفش را در بر مي گيرد. پوش دوم كفش يا از جنس چرم است و يا از جنس فايبرگلاس كه نوع اخير شبيه كفش هاي اسكي است.
كفش كوهنوردي سنگين يا هاي مونتين: در صعودهاي بلند زمستاني مانند ارتفاعات ايران بكار مي روند و داراي يك يا چند لايه فوق الذكر مي باشند وقابليت نصب كرامپون را هم دارند.
كفش كوهنوردي يا كفش نيمه سنگين كه براي سه فصل اول سال مورد استفاده قرار مي گيرد.
كفش كوهپيمايي يا تركينك: كفش هايي سبك است و براي صعودهاي يك روزه يا چند روزه سبك و كم ارتفاع بكار مي رود.
كفش راه پيمايي يا واكينك: براي مسيرهاي ساده و كفي استفاده مي شود. شبيه كفش هاي معمولي ورزشي و يا اسپرتكس هاي معروف مي باشند.
كفش سنگنوردي يا كتان سنگ: جهت صعودهاي داخل سالن و يا سنگنوردي طبيعي بكار مي رود.
نكات:
بعد از هر برنامه كفش را كاملا تميز كرده و داخل آن را با روزنامه پر كنيد تا هم رطوبت آن گرفته شود و هم حالت و فرم خود را حفظ كند.
هيچگاه كفش خيس را براي خشك شدن در برابر حرارت مستقيم مثل آفتاب و آتش قرار ندهيد.
اول فصل زمستان كفش چرمي را كاملا با پيه شتر و يا گوسفند چرب كنيد و محل دوخت ها را نيز با موم عسل بپوشانيد تا آب وارد كفش نشود.
هنگام شب خوابي در برنامه زمستاني كفش ها را با روزنامه پر كرده و داخل يك كيسه نايلني قرار داده و در انتهاي كيسه خواب قرار دهيد تا يخ نزند. در غير اينصورت صبح روز بعد به پا كردن كفشي مانند آهن غيرممكن است.
کوله پشتي Ruck Sack

در ميان وسايل كوهنوردي پس از كفش مهمترين وسيله كوله پشتي مي باشد؛ چون تمام وسايل موردنياز كوهنوردي براي صعود و فرود و شب خوابي در درون آن قرار مي گيرد. كوله پشتي ها از زمان قديم تا كنون دستخوش تغييرات فراواني شده اند؛ بطوريكه امروزه اگر براي اولين بار براي خريد كوله پشتي به يك فروشگاه وسايل كوه برويد شايد از ديدن سايزها و رنگها و اشكال مختلف آنها سرتان گيج رود! بنابراين لازم است با مشورت يك فرد خبره و با توجه به نيازتان كوله پشتي اي مناسب اختيار كنيد تا هميشه و در همه حال بهترين همدم شما باشد چون اگر شكل و اندازه كوله پشتي مناسب بدن و برنامه شما نباشد ممكن است بر اثر فشارهاي وارده بر شانه و ستون مهره ها براي هميشه از كوله پشتي و كوهنوردي و حتي از زندگي سير شويد برخي از كوله پشتي هاي قديمي كه امروزه نيز گاها استفاده مي شوند داراي يك زين فلزي در خارج از كوله پشتي هستند كه با پشت فرد در تماس است و چون بار را به تناسب بين شانه و پشت و كفل تقسيم مي كند براي باركشي هاي سنگين و حتي در موارد اضطراري براي حمل مجروح مناسب است. اشكال اين كوله پشتي ها وزن بيشتر و ارتفاع و پهناي زياد است. چون در مسيرهاي تنگ يا داراي شاخه هاي درخت و يا سنگنوردي بايد از كوله پشتي هاي باريكي استفاده كرد كه عرض آن بيشتر از بدن نباشد. كوله پشتي هاي قديمي داراي جيب هايي نيز در پشت و طرفين هستند كه مي توانيد وسايل ضروري و دم دست را در آنها قرار دهيد. ولي كوله پشتي هايي جديدتر كه بيشتر براي برنامه هاي فني و يا زمستاني بكار مي روند بجاي جيب هاي بيروني داراي يك جيب بزرگ در روي سر كوله پشتي هستند و بعضا نيز در بخش انتهايي كوله پشتي محفظه اي را جدا كرده اند كه داراي زيپ است و مي توان براي وسايل ضروري و يا كيسه خواب از آن استفاده كرد؛ در دو طرف و پشت كوله پشتي نيز بندهايي براي بستن وسايلي مانند فوم / زيرانداز و كلنگ و باتوم و كرامپون و ... تعبيه شده است.
جنس كوله پشتي ها: معمولا صد در صد ضد آب است كه در انواع جديد از پارچه هاي گورتكس كه سبكتر نيز هستند استفاده مي شود. رنگ حوله نيز مانند لباسها بايد بشكلي باشد كه متضاد با محيط برنامه مورد نظر شما باشد تا از دو كاملا به چشم بيايد كه اين مسئله در صورت گم شدن و يا مجروح و زمينگير شدن به جستجوگران كمك زيادي مي نمايد. بنابراين كوله پشتي ها معمولا به رنگ هاي قرمز و زرد و آبي ساخته مي شوند. نوعي از كوله پشتي ها كه به رنگ سبز و يا پلنگي هستند مخصوص شكارچيان و يا سربازان است كه مي خواهند در استتار باشند.
اندازه كوله پشتي ها: را بر حسب فضاي داخل آن و با واحد ليتر اندازه گيري مي نمايند كه معمولا از 30 تا 100 ليتر متفاوت است. كوله پشتي هاي 30 ليتري براي برنامه هاي يك روزه بدون وسايل خواب و يا دوچرخه سواري مناسب هستند كه البته نوع مخصوص دوچرخه آن داراي بندك نبوده و در آن نيز با يك زيپ بزرگ نيم دايره باز مي شود. هميشه كوله پشتي اي را انتخاب كنيد كه پس از قرار گرفتن تمام وسايل ديگر فضايي خالي نداشته باشد تا شكيل و خوش فرم به پشتتان بنشيند. اگر كوله پشتي بزرگتر باشد از فرم خارج شده و با لنگر انداختن موجب خستگي و آزار شما ميشود و اگر كوچكتر هم باشد كه مجبوريد مقدار زيادي از وسايل را به دور كوله پشتي آويزان كنيد و يا در دست بگيريد.
نوعي كوله پشتي نيز طراحي شده است كه مخصوص حمل كودك است و علاوه بر جاي مخصوص نشستن كودك كه در حمايت هم باشد و سقوط نكند داراي تعدادي جيب نيز براي وسايل ضروري است، امروزه كوله پشتي هاي مخصوصي نيز براي نوجوانان و بانوان ساخته مي شود كه متناسب با فيزيك بدني آنهاست بخشي از كوله پشتي كه با پشت فرد در تما است شايد مهمترين بخش باشد كه بايد مانع از چسبيدن كوله پشتي به پشت و عرق كردن شود.
كوله پشتي ها معمولا بند بزرگي در قسمت پايين دارند كه بدور كمر پيچيده مي شود و در حفظ تعادل موثر است. برخي نيز داراي بندكي مشابه و در جلوي سينه هستند كه تعادل بالاي كوله پشتي را حفظ مي كند ولي موقع صعود كه تنفس و حركت سينه زياد و سريع است بهتر است كه بسته نشود و فقط موقع پايين آمدن آنرا ببنديد.
كوله پشتي هاي باريك و لوله اي شكلي با جنس ضخيم نيز براي غار نوردي و آبشارنوردي (دره نوردي) ساخته شده اند كه مناسب مسيرهاي تنگ و خيس و خشن است.
موقع چيدن كوله پشتي وسايل سخت و فلزي را در تماس با بدنه كوله پشتي قرار ندهيد كه اگر در پشتتان باشد باعث آزار و اگر در اطراف باشد بر اثر كشيده شدن كوله پشتي به در و ديوار باعث پارگي كوله پشتي مي شود. وسايل را طوري بچينيد كه سنگين تر ها در نزديك پشت و بالاي كوله پشتي باشند و همچنين وسايل را به ترتيب استفاده داخل كوله پشتي قرار دهيد. در يك كلام كوله پشتي چيني خود يك هنر است كه با تمرين در شرايط مختلف روز و شب و هواي سر د و گرم و با دستكش هاي كلفت و ... بدست مي آيد. جاي وسايل را كاملا بخاطر داشته باشيد تا با چشم بسته هم بتوانيد وسيله موردنظر را بيابيد! مواد سوختي را در ظروف با در محكم و چند لايه پلاستيك قرار دهيد تا نشت آن باعث خرابي كوله پشتي و لباس و غذاها نشود.
توصيه: در خريد كوله پشتي و همه وسايل كوهنوردي چون با آسايش و حتي جان شما سر و كار دارد به قيمت فكر نكنيد و بيشتر به كيفيت و دوام و راحتي و وزن كم آن بها دهيد؛ همچنين وسايل خود را تخصصي نماييد و بدنبال كوله پشتي اي براي همه برنامه ها و يا كفشي براي همه فصول نباشيد.
كلام آخر هم اين كه بقول معروف بايد چند تا كوله پشتي را كهنه و يا پاره كنيد تا بتوانيد كوله پشتي مناسب خود را پيدا كنيد.

کيسه خواب Sleeping bag
كيسه خواب نيز از وسايل ضروري يك كوهنورد است كه بيشتر در برنامه هاي چندروزه كه احتياج به شب ماني در كوه دارد استفاده مي شود. خواب يكي از ضروريات انسان مخصوصا براي تجديدقوا مي باشد. بنابراين كيسه خواب راحت و نرم و گرم از اهميت بالايي برخوردار است.
كيسه خوابها به دو نوع پر و الياف تقسيم بندي مي شوند. كيسه خوابهاي پر كه حاوي پر قو هستند از قديم بسيار مورد توجه بوده اند. تنها نقيصه كيسه خواب پر اينست كه اگر خيس شود خشك شدن آن به زمان زيادي نياز دارد و خيس شدن در زمستان نيز برابر با يخ زدگي و يا مرگ است! براي رفع اين نقيصه الياف جديدي به شكل لوله هاي توخالي ساخته شده و در ساخت كيسه خوابهاي جديد و حرفه اي از آنها استفاده مي شود. اين الياف با وجود سبكي از حجم بالايي برخوردارند كه بسته بندي در كوله را كمي مشكل مي سازد. البته اين نقيصه نيز در الياف جديد به نام ترمولايت برطرف شده است.
چون كيسه خواب پر هنوز طرفداران زيادي دارد كمي درباره آن بيشتر توضيح مي دهيم. ميزان پر موجود در كيسه خواب بصورت درصد كرك و ساقه پر بيان مي شود. مثلا پر 60/40 يعني 40 درصد آن ساقه و 60 درصد آن كرك پر است. بدين ترتيب كيسه خوابهاي 70/30 و 80/20 و 90/10 و 95/5 نيز موجود است. كه اين نوع آخر بسيار حرفه اي و مخصوص صعودهاي بلند مي باشد. لازم بذكر است كه هرچه درصد كرك پر بيشتر باشد كيسه خواب گرمتر و سبك تر است.
دماي مطلوب كيسه خوابها نيز با سه دماي حداقل و راحت و حداكثر بيان مي شود. مثلا 10 و 17- و 25- درجه سانتيگراد يعني اين كيسه خواب براي دماي بين 10 درجه بالاي صفر تا 25 درجه زير صفر مناسب است ولي 17- درجه سانتيگراد راحت ترين و مطلوب ترين دماي آنست و نزديك به دماي حداقل از گرما و نزديك به دماي حداكثر از سرما اذيت خواهيد شد. دماي حداكثر يا نهايي تنها از يخ زدن اعضاي بدن جلوگيري مي كند و شما خواب خوبي در اين دما نخواهيد داشت. بنابراين در خريد كيسه خواب به دماي حداقل بيشتر توجه شود. ضمنا هر چه كيسه خواب درصد كرك بالاتري داشته باشد دماي متوسط آن به دماي حداكثر نزديك مي شود و اصطلاحا قويتر است.
و باز هم همان حرف تكراري كه با توجه به برنامه خود كيسه خواب را تهيه كنيد. يعني حداقل بايد دو كيسه خواب داشته باشيد يكي براي بهار و دماهاي بالاي صفر و يكي براي پاييز و زمستان و دماهاي زير صفر. تابستانها هم كه لخت مي خوابيد تا پشه ها دلي از غذا در بياورند.
كيسه خوابهايي كه در ايران موجود است تا حدود 45 ـ درجه سانتيگراد هستند و جوابگوي آب و هواي ايران هستند. هرچند مي توان با افزايش لباس و پوشيدن البسه پر نيز به گرماي بدن افزود.
در مورد طول كيسه خواب حتما از طول بدن شما بلندتر باشد تا در صورت نياز بتوانيد كفش و يا ظرف آبتان را شب در ته آن بگذاريد كه تا صبح يخ نزند.
در خانه و زماني كه از كيسه خواب استفاده نمي كنيد آن را بصورت باز از چوب لباسي آويزان كنيد تا پرهاي آن پف كند و اصطلاحا نشكند. چون شكستن پر و خوابيدن آنها بر روي هم از دماي كيسه خواب مي كاهد.
نكته: حتماً موقع خواب از لباس زير خشك استفاده كنيد. چون اگر تنها زيرپوش شما بر اثر تعرق خيس شده باشد و داخل ده تا كيسه خواب هم كه برويد باز سرما خواهيد خورد.
چادر كوهنوردي Tent
چادر جزو وسايل گروهي كوهنوردي و خانه متحرك كوهنوردي مي باشد. بطور كل چادرها به دو نوع كمپينگ و ارتفاع تقسيم مي شوند.
نوع كمپينگ مخصوص ارتفاعات پايين و نيمه اول سال مي باشد؛ نوع ارتفاع نيز براي ارتفاعات بالا و برنامه هاي نيمه دوم سال است. چادرهاي ارتفاع برخلاف چادرهاي كمپينگ داراي ارتفاع و وزن كمي مي باشند و معمولا به شكل گنبدي هستند كه با تيرك هاي سبك فلزي (آلومينيوم يا تيتانيوم) و يا فايبر گلاس مقاومت خوبي در برابر بادهاي تند ارتفاعات داشته و سريع برپا و يا جابجا مي شوند. جنس بدنه چادر ها معمولا از پارچه داراي قابليت تنفسي گورتكس مي باشد. چادرهاي ارتفاع و بعضا كمپينگ معمولا دوپوش هستند كه پوش خارجي آن ضدآب و باد و پوش داخلي گورتكس است. بين اين دو لايه نيز حدود 10 سانتيمتر فاصله براي تبادل هوا وجود دارد.
يكي از نكات مهم در استفاده از چادر، جلوگيري از تعرق آن است كه با تنظيم و باز كردن پنجره ها و يا دريچه هاي تعبيه شده در بدنه چادر امكان پذير است. همچنين درصورت يكي شدن دماي داخل و خارج چادر بر روي بدنه داخلي بر اثر تنفس و بازدم افراد برفك ايجاد مي شود كه با گرم شدن هوا در نزديكي صبح تبديل به آب شده و همه وسايل داخل چادر را خيس مي كند و خيس شدن كيسه خواب و لباس هاي پر در زمستان يعني اول بدبختي و دردسر.
چادرهاي ارتفاع كه معمولا از 1 تا 4 نفر ظرفيت دارند با داشتن پوش دومي بزرگتر از خود چادر، داراي دو بخش اضافي در جلوي دو در چادر است كه يكي بعنوان انبار وسايل و لوازم غيرضروري براي خلوت شدن داخل چادر و از فضاي ديگر نيز بعنوان آشپزخانه بمنظور جلوگيري از كثيف شدن و يا آتش سوزي داخل چادر استفاده مي شود

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

روشهای روشن کردن آتش

روشهای روشن کردن آتش
آتش زنه
براي درست کردن آتش بدون کبريت ابتدا بايد مقداري آتش زنه بسيار خشک تهيه نمود و آنها را از باد و رطوبت محافظت کرد.
انواع آتش زنه:
پوست درختان، مانند درخت کاج که اگر چوب آن خيس هم باشد باز آتش ميگيرد، قسمت داخل درختان پوسيده، الياف لباس، طناب يا ريسمان نخي، برگ خشک درخت نخل، خاک اره خشک، تراشه هاي خشک پوست درختان، خاکه چوبي که معمولاً توسط حشرات در زير تنه درختان مرده انباشته ميشود، الياف لانه پرندگان، قارچهاي خودروي روي تنه درختان، الياف پشم مانند درخت بيد خشک. ميتوان اين آتش زنه ها را به بنزين، گازوئيل و يا الکل موجود در حشره کشها آغشته نمود. براي استفاده کردن از آنها، آتش زنه ها را در دستهاي خود خرد کنيد به شکل قطعات بسيار ريز درآوريد تا سطوحي که توسط جرقه ها مي بايست حرارت داده شوند تا آتش روشن شود، به حداقل برسد. براي حفظ اين آتش زنه ها براي مصارف بعدي آنها را در محفظه هاي ضد آب نگهداري کنيد.
آتش گيرانه:
موادي هستند که براي ساختن آتش به آنها نياز داريم. آتش گيرانه ها در مرحله بعدي آتش زنه ها قرار ميگيرند و به هنگام درست کردن آتش در مواقع بسيار سخت از آنها استفاده ميشود. به عنوان مثال مواقعي که فندک و يا کبريت دردسترس نيست.
انواع آتش گيرانه ها:
شاخه هاي باريک درختان، پوست درختان، چوبهاي باريک از درختان خشک، برگهاي نخل، برگهاي سوزني درختان کاج و علفهاي خشک. (آنها را قبل از اينکه داخل آتش بياندازيد کاملاً قطعه قطعه کنيد.) از معمول ترين آتش گيرانه هاي موجود در طبيعت چوب‌هاي پوسيده هستند. اين چوبهاي پوسيده را حتي در آب و هواي مرطوب با ضربه زدن به قسمتهاي خارجي تنه پوسيده درختان به وسيله چاقو، عصا، و يا حتي دستانتان تهيه کنيد. از بنزين و کاغذ نيز ميتوانيم به عنوان آتش گيرانه استفاده کنيم. حتي در هواي مرطوب نيز صمغ موجود در پستي بلندي هاي تنه درختان را ميتوان آتش زد. پوست درخت نخل حاوي صمغي است که به راحتي آتش ميگيرد. آتش گيرانه ها را به شکل مخروطي روي هم بگذاريد تا جريان هوا به حداکثر برسد.
صمغ يا شيره درختان
ماده اي چسبنده است که به روي تنه قديمي درختان کاج و يا دراثر ايجاد برشهايي، روي تنه درختان نخل ديده ميشود. اين صمغها روي قسمتهاي تحتاني درختان انباشته ميشود. قديمي ها و سرخ پوستها اعتقاد عجيب و محکمي به کاربرد اين صمغها در ساختن آتش دارند.
چند تراشه کوچک از اين صمغ ها در مجاورت يک چوب کبريت روشن به سرعت آتش ميگيرد. هر کجا اين صمغها را يافتيد مقداري از آن را براي مصارف بعدي خود ذخيره کنيد. اين صمغها را به روي تنه پوسيده درختان نيز ميتوان يافت، رنگ آنها زرد است و بر روي تنه درختان مانند ورقه اي براق به نظر مي آيد. به دنبال تنه قديمي درختاني باشيد که زرد رنگ به نظر مي آيد. به دنبال تنه قديمي درختاني باشيد که زردرنگ به نظر مي آيد. اگر تنه درخت خاکستري باشد و پوسيده و قديمي به نظر برسد بر روي آن نميتوان صمغي يافت.
تکه چوب و هيزم هاي پرزدار
يک شاخه از درختان سوزني را ببريد و مطمئن باشيد برگهاي سوزني آن محکم و ثابت بوده و از شاخه اصلي جدا نميشوند. اين شاخه ها را ميتوان وارونه و به صورت مخروطي شکل به روي برشهايي از پوست درختان قرار داد. آنها را از زير آتش بزنيد، خواهيد ديد که در مدت چند دقيقه آتش خوبي فراهم خواهد شد. چوبهاي قطور و سنگين تري نيز دردسترس داشته باشيد تا درصورت نياز به آتش اضافه کنيد.
آتش گيرانه از پوست درخت نخان
پوست انواع درخت نخان به ويژه نخان کاغذي مناسبترين گزينه برايآتش گيرانه است. اين پوستها مملو از صمغ هايي است که به راحتي شعله ور شده و حتي در باد نيز به خوبي ميسوزد.
آتش به وسيله مته و کمان
مته دستي ناواجو
اين روش به مراتب از روش دستي مته و کمان راحت تر است زيرا حيطه چرخش مته بين دو دست کم ميباشد. از اين روش در آب و هواي خشک که چوبهاي بسيار خشک هستند استفاده ميشود. نام چوبي که استفاده ميشود يوکاست. از کود حيواني خشک شده جلوي آفتاب نيز ميتوان به عنوان آتش گيرانه استفاده کرد. سرخپوستان اين مته ها را همواره در تيردان خود حمل ميکردند. مته را به طرف پايين فشار دهيد و به طور يکسان و به طول دستها، بين دو دست خود بچرخانيد. دستها به طور معمول بر روي مته به طرف پايين سر ميخورند. طول مته معمولاً 6 سانتيمتر (2 فوت) ميباشد.
مته دستي اسکيمويي
در اين روش مته توسط يک تکه استخوان يا چوب که در دهان گذاشته شده محکم نگاه داشته ميشود. اسکيموها معمولاً از ظروفي شبيه به ماهي تابه براي حفظ آتش استفاده ميکنند.
کارکردن با مته و کمان
به وسيله يک بند کفش و تسمه اي چرمي يک کمان بسازيد. تکه چوبي که سر آن را به شکل فنجان برعکس ساخته ايد روي چوب قرار دهيد و با اندکي فشار و به وسيله کمان آن را روي صفحه اصلي بچرخانيد. اين حرکت دوراني به همراه فشار وارده بر روي صفحه اصلي سبب گرم شدن چوب شده و کم کم پودر سياه و داغي توليد ميشود که از طريق سوراخ تعبيه شده روي صفحه اصلي بر روي آتش گيرانه ها مي ريزد. آتش گيرانه ها به تدريج شروع به دود کردن ميکنند وقتي دودها زياد شد، صفحه اصلي را برداريد و به آتش گيرانه ها بدميد. آتش روشن خواهد شد. اکنون قطعات کوچک چوب را به آرامي به آتش اضافه کنيد.
سرچوب فنجاني شکل
تکه اي چوب به ضخامت 4/1 اينچ لازم است. ميتوانيم از يک تکه سنگ نيز استفاده کنيم.
چوب مته
4/3 اينچ قطر، 12 الي 15 اينچ طول. سرچوب را گرد کرده و ته آن را روغن بماليد و يا خيس کنيد تا از اصطکاک، سائيدگي و توليد گره جلوگيري کنيد. انتهاي چوب را تميز نگه داريد. به هنگام انجام اين عمل مته را به صورت عمودي نگاه داشته و حرکت را به شکل دائمي و يکنواخت ادامه دهيد. کار را به سرعت و با فشار کم آغاز کنيد. با مشاهده دود به سرعت و فشار خود بيافزائيد.
صفحه اصلي و آتش زنه ها را روي تکه مسطحي از چوب قرار دهيد، اين عمل به شما کمک ميکند پس از آتش گرفتن آتش زنه ها آنها را به محل دلخواهتان منتقل کنيد.
مته و صفحه اصلي
تکه اي از چوب درخت حنا را ببريد. به ترتيب اولويت چوب درختان زير را انتخاب کنيد: سرو، سياه کاج و يا چوب پنبه.
مشکلات روشن کردن آتش با مته يا پمپ
مشکل دليل و راه حل آن
آتش گيرانه ها را پودري تيره رنگ مي پوشاند. اين پودرها بايد زدوده شوند.
پودر قهوه اي روشن چوب زير فشار مناسبي قرار ندارد و يا سرعت شما کافي نيست.
پودر سياه رنگ فشار زياد است پس اين پودر قبل از اينکه به آتش زنه ها برسد مي سوزد.
مته از داخل چوب زيرين خارج ميشود. عمق سوراخ تعبيه شده بر روي صفحه کافي نيست و يا قطر آن کوچکتر از قطر مته است.
تسمه روي مته مي لغزد. تسمه گشاد است. فشار روي صفحه چوبي زيرين زياد است.
تسمه روي مته بالا و پايين ميرود. تسمه بايد در وسط مته قرار گرفته و کمان بايد نسبت به مته عمود باشد.
از خود چوب زيرين دود بلند ميشود. فشار زياد است. سختي چوب زيرين نسبت به چوب مته کمتر است. از کمي روان کننده (گريس، آب روغن) استفاده کنيد.
آتش به روش سايش
در اين روش از دو تکه چوب استفاده ميشود که يکي از آنها با حرکتي اره مانند بر روي ديگري کشيده ميشود. از اين روش معمولاً در جنگلها استفاده ميکنيم. يک قطعه چوب ني را از وسط به دو نيم کنيد و از آن به عنوان تخته آتش استفاده کنيد. براي سايش نيز از تکه چوبي نرم استفاده نماييد. پرزهاي قهوه اي رنگ روي تنه نخل و يا درخت نارگيل نيز مفيد هستند.
آماده کردن ني:
آتش زنه ها را در قسمت دروني ني بريزيد، از بيرون و دقيقاً مقابل آنها شياري ايجاد کنيد و سايش را شروع کنيد.
آتش به روش تسمه
نواري به ضخامت يک چهارم اينچ (6/0 سانتي متر) و به طول دو فوت از خيزران خشک و يک تکه چوب خشک تهيه کنيد. يک طرف چوب را روي زمين قرار داده و طرف ديگر را به وسيله يک تکه سنگ يک متر از روي زمين بلند کنيد. روي انتهاي تکه چوب شياري ايجاد نماييد. دهانه شيار را گشادتر کنيد. مقداري آتش زنه در انتهاي شيار قرار دهيد ولي فضايي را براي حرکت تسمه در شيار پيش بيني کنيد. چوب را به وسيله پا يا زانو بر روي زمين محکم کرده و عمل کشيدن تسمه به طرفين را آغاز کنيد.
آتش به روش مته پمپي (تلمبه اي)
سرخپوستان از چرخ زواري در مته هاي خود استفاده ميکردند. در مرکز اين چرخ دوار سوراخي تعبيه شده بود که مته را از آن رد ميکردند. يک تخته عرضي از جنس چوب سخت به وسيله ريسمان يا تسمه چرمي به مته متصل شده و آزادانه روي اين مته حرکت ميکرد. مته و صفحه اصلي از يک جنس بوده و سوراخها و ابعاد و نوع آتش زنه ها معمولاً مانند روش مته و کمان بودند با اولين چرخش چرخ دوار صفحه ارزي به طرف بالا حرکت کرده و مته شروع به کار ميکند. سپس صفحه عرضي بايد به سمت پايين فشار داده شود. اين حرکت سبب ميشود که صفحه عرضي دوباره برخلاف جهت و به سمت بالا حرکت کند. اين حرکت تا توليد پودر سياه، دود و آتش ادامه مي يابد.
درست کردن آتش زير باران
يک کنده درخت پيدا کنيد، آن را به دو نيم کرده و با آن آتش درست کنيد. در روزهاي باراني ميتوان از زير صخره هاي شيب دار، داخل کنده هاي پوسيده درختان سوخت خشک پيدا کرد. به دنبال درخت افتاده اي بگرديد که به سمت جنوب روي زمين افتاده باشد زيرا پوست و چوب قسمت زيرين آن خشک خواهد بود. اگر جهت بارش باران ثابت است از يک پارچه کرباس روغني اندود و يا پارچه اي ضد آب استفاده کنيد تا جلوي بارش باران را بگيريد. فاصله اين پارچه تا آتش بايد مناسب باشد تا دراثر وزش باد شعله به آن سرايت نکند.
آتش به روش درياهاي جنوب
اين روش را بومي هاي درياي جنوب استفاده ميکردند. کوبه اي را در دست گرفته و مکرراً به برگهاي پوسيده داخل سيلندر ضربه ميزدند تا حرارت هواي داخل سيلندر تحت فشار زياد بالا رفته و درنتيجه آتش زنه ها کم کم آتش بگيرند.
آتش به وسيله منيزيم
محفظه مورد نياز اين کار را ميتوانيد از فروشگاههاي لوازم ورزشي تهيه کنيد. اين محفظه از جنس آلومينيوم است و حاوي منيزيم ميباشد. تراشه هاي جدا شده از اين محفظه توسط چاقو به وسيله ضربه زدن روي آتش زنه اي که در گوشه اين محفظه تعبيه شده است شعله ور خواهد شد.
درست کردن آتش بدون کبريت
به وسيله شمع
حفره اي بکنيد. تعدادي ترکه نازک و خشک را به شکل مخروطي روي هم قرار داده و شمع را زير آن روشن کنيد. پس از روشن شدن آتش شمع را برداشته و براي مصارف بعدي نگهداري کنيد.
هيتر با قوطي حلبي
قلوه سنگ هايي تهيه کنيد ودر مجاورت آتش حرارت دهيد، سپس آن را درون قوطي حلبي قرار دهيد.
از چند تا از اين قوطي ها که گرمايي بدون دود و سالم و بسيار مطبوع دارند ميتوانيد براي گرم کردن چادرها استفاده کنيد.
شيشه و خورشيد
 استفاده از يک لنز دوربين و يا يک عدسي محدب دوربين دو چشمي و يا عدسي تلسکوپ، ته بطري نوشيدني هاي گازدار و يا ذره بين روي قطب نما براي متمرکز کردن اشعه هاي خورشيد بهتر از همه آئينه هاي محدب است ولي کارگران با آن کمي مشکل است و به يک بازتابنده بزرگ نياز دارد. از آئينه اصلاح صورت و يا آئينه اتومبيل نيز ميتوان استفاده کرد.
باطري
باطري را از روي ماشين و يا قايق جدا کنيد. دو رشته سيم را به قطبهاي مثبت و منفي آن متصل کنيد. دو رشته سيم را در نزديکي توده هاي آتش گيرانه و به مدت يک ثانيه به هم متصل کنيد. جرقه هاي ايجاد شده آتش گيرانه ها را مشتعل خواهند کرد.
توجه: اين عمل اگر تکرار شود باعث تخليه باطري شده و به باطري آسيب ميزند. اگر باطري از قايق يا اتومبيل شما جدا نشده ممکن است موتور آن آتش بگيرد. اين عمل را ميتوان با باطري چراغ اضطراري اتومبيل نيز انجام داد. از فندک اتومبيل نيز براي آتش زدن دستمال يا پارچه ميتوان استفاده کرد.
يافتن سنگ چقماق يا کوارتز
سنگ چقماق: به رنگ سياه و بسيار سخت است. بر اثر فرسايش سوراخ سوراخ به نظر ميرسد. درصورت يافتن سنگي با اين مشخصات آن را به سنگ ديگر بکوبيد، اگر چقماق باشد به سادگي شيشه مي شکند و سطح داخلي آن سياه و براق است سنگ چقماق را در بستر رودخانه‌ها و يا دامنه کوهها و يا صخره هاي لق و سست پيدا خواهيد کرد.
سنگ کوارتز: به رنگ سفيد بوده و شبيه شيشه مات پنجره ميباشد ولي رنگ آن بنا بر منطقه و مجاورت با مواد معدني تغيير ميکند. بستر رودخانه ها، مناطق صخره اي و خط الرأس ها معمولاً پوشيده از تکه هاي بزرگ کوارتز هستند. رگه هايي از کوارتز شيشه اي سفيد را در مناطق کوهستاني ميتوان پيدا کرد.
سرخپوستان و اسکيموها قبل از ورود سفيدپوستان به آمريکا از سنگ آهن به جاي آهن استفاده ميکردند. سرخپوستان همواره سنگ چقماق يا سنگ آهن را درون کيسه اي بر کمر خود حمل ميکردند.
چاقوي فولادي يا آهني در تماس با هر سنگ شيشه اي مانند کوارتز، چقماق، عقيق جرقه توليد ميکند و باعث آتش گرفتن آتش گيرانه ميشود.
فولاد و چقماق
درصورت فقدان کبريت بهترين راه براي درست کردن آتش استفاده از فولاد و سنگ چقماق است. از چقماق و ته محفظه ضد آب استفاده کنيد. آن را هرچه نزديکتر به آتش گيرانه ها نگه داريد و با پشت تيغه چاقو و يا تکه اي فولاد به آن ضربه بزنيد. اين اعمال را به نحوي انجام دهيد که جرقه ها درست به مرکز آتش گيرانه ها اصابت کند. وقتي توليد دود شروع شد آنها را باد بزنيد يا به آنها بدميد تا آتش شعله ور شود. سپس قطعات کوچک را به آتش بيافزائيد و درصورت لزوم شعله ها را به محل مورد نظر انتقال دهيد.
پرمنگنات پتاسيم
يک قاشق چايخوري از کريستالهاي پرمنگنات پتاسيم را روي يک تکه کاغذ، يک برگ خشک و يا يک تکه پارچه بريزيد و چند قطره ضد يخ از رادياتور اتومبيل خود به آن اضافه کنيد (مقدار زياد مايع ضد يخ واکنش گرمايي را به تأخير مي اندازد) و آن را محکم مچاله کرده و به صورت گلوله درآوريد (اين عمل حرارت را حفظ ميکند و آن را تا درجه احتراق کاغذ يعني 450 درجه فارنهايت (232 درجه سانتي گراد) افزايش ميدهد). واکنش گرمايي باعث ايجاد شعله در گلوله ميشود و آتش شعله ور ميگردد. اگر به هر دليلي اين واکنش موفقيت آميز نبود، گلوله را در محيط قابل اشتعال قرار ندهيد، زيرا ممکن است در هر زماني دوباره واکنش صورت گرفته و آتش سوزي رخ ميدهد.
گلوله را باز کنيد و اجزاي آن را جداگانه در حفره اي قرار داده و روي آن آب بريزيد.
آتش با اسلحه
از اسلحه اي با کاليبر بالا استفاده کنيد.
آتش گيرانه اي مناسب پيدا کنيد.
قسمت سربي گلوله را از پوکه جدا کنيد.
دوسوم باروت پوکه را روي پارچه خشکي بريزيد.
پارچه را درون لوله تفنگ قرار دهيد. با اسلحه به سمت آسمان يا هدفي جامع در فاصله چند فوتي خود شليک کنيد، پارچه شعله ور تنها چند فوت آن طرف تر خواهد افتاد. پارچه را با چوبدستي که قبلاً آماده کرده ايد برداشته و زير آتش گيرانه هاي آماده قرار دهيد. درصورت لزوم از دميدن يا باد زدن نيز ميتوانيد استفاده کنيد. هرگز از اين روش درصورتي که گازهاي قابل اشتعال در فضاي اطراف وجود دارد استفاده نکنيد

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

روشهای جهت یابی به کمک ستارگان


جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر ، ذات الکرسی و ستاره قطبی
در بالاى قطب شمال (در فضا) ستاره ثابتى است بنام ستاره قطبى که اگر رو به آن بايستيد رو به شمال خواهيد بود. براى پيدا کردن اين ستاره ميتوان از ستارگان دب اکبر و ذات الکرسى استفاده نمود. ستارگان دب اکبر هفت ستاره ميباشند که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند. اگر دو ستاره آخر يعنى لبه ملاقه را در نظر بگيريم و بوسيله يک خط فرضى آنها را بهم وصل نموده و پنج برابر امتداد دهيم اين خط به ستاره قطبى ميرسد.
بوسيله مجموعه ستارگان ذات الکرسى نيز ميتوان ستاره قطبى را پيدا کرد. اين ستارگان به شکل W بوده که راس زاويه وسطى آن بسمت ستاره قطبى ميباشد. اين دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقريبا مقابل يکديگرند و اگر احتمالا يکى از آنها معلوم نبود، ديگرى حتما ديده ميشود.

جهت یابی به کمک خوشه پروین
دسته‌اى ستاره، حدود ده تا پانزده عدد بشکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروين ميگويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دم آنها بطرف مشرق ميباشد.

جهت یابی به کمک ستارگان بادبادکی
حدود هفت يا هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال ميباشند. اين ستارگان نيز از شرق بطرف غرب حرکت ميکنند و در هر حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است

جهت یابی به کمک ماه
برای جهت یابی توسط ماه ابتدا باید بدانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم ؛ روش تشخیص آن نیز به قرار زیر می باشد:
دو سر هلال ماه را با یک خط فرضی به هم متصل می کنیم و آن خط آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد اگر شکل بدست آمده از این کار p انگلیسی بود در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل بدست آمده q انگلیسی بود در نیمه ی دوم ماه قرار داریم
_حال اگر در نیمه ی اول بودیم طرف کوژ (برآمده) هلال جهت مغرب را نشان می دهد.
_و اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم طرف قعر ( تو رفتگی ) هلال مغرب را نشان می دهد.
قطب نماي ماه
در يک شب مهتابي چوبي را داخل زمين فرو کنيد. با سنگ نوک سايه را علامت بگذاريد. ده دقيقه بعد با سنگي ديگر نوک سايه جديد را علامت بگذاريد. دو نقطه را به هم وصل کنيد اين خط مسير شرق- غرب را نشان ميدهد
پيدا کردن جنوب توسط ماه
خطي را بين دو تيزي هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين امتداد دهيد. انتها يا امتداد اين خط نقطه جنوب را در موقعيت شما نشان ميدهد

جهت یابی به کمک خورشید
همانطور که همگی می دانیم محل طلوع خورشید مشرق و محل غروب آن مغرب است . برای جهت یابی کافی است که بتوانیم یکی از جهات اصلی را پیدا کنیم آنگاه می توانیم با استفاده از رابطه ی معروف زیر سایر جهات را بیابیم :
اگر دست راست بطرف مشرق باشد؛ آنگاه دست چپ مغرب را نشان میدهد دراین حالت روبرو شمال و پشت سر جنوب خواهد بود .
این مطلب فقط در اول بهار و پائیز صحیح است، یعنی‌ در زمانهای دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد که البته به سادگی‌ قابل تصحیح است. به عنوان مثال در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید '' حداقل '' حدود 23.5 ( بیست و سه و نیم ) درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست

جهت یابی بکمک ستاره هاي اوريون - مینو اصفهانی
کمربند ستاره هاي اوريون
اوريون از 7 ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. سه ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. زمان ديدن صور فلکي اوريون وقتي است که از قسمت مشرق طلوع کرده و از مغرب غروب ميکند. در خط استوا، دو حالت زير تقريباً از روي سر شما ميگذرد:
از شمال عرض جغرافيايي جنوبي
از جنوب عرض جغرافيايي شمالي

جهت یابی به کمک ستاره قطبی (2) - مینو اصفهانی
پيدا کردن ستاره قطبي
براي پيدا کردن شمال، ستاره قطبي را پيدا کنيد.
ستاره هاي ديگر به دور ستاره قطبي مي‌چرخند.
آسانترين راه براي شناسايي ستاره قطبي، استفاده از مجمع الکواکب دب اکبر است. (از دو ستاره جلويي دب اکبر که در انتهاي کاسه دب اکبر وجود دارند خط راستي بکشيد انتهاي آن ستاره قطبي را نشان ميدهد.)
فاصله ستاره قطبي حدوداً 5 برابر فاصله بين دو ستاره است.
دقيقاً آن طرف ستاره هاي دب اکبر، مجمع الکواکب کاسيوپیا ديده ميشود. که از 5 ستاره تشکيل شده و ترکيب آنها به شکل M يا W است. ستاره قطبي در راستاي آخرين ستاره اين مجموعه است. فاصله هر کدام از اين مجموعه ها تا ستاره قطبي تقريباً برابر است.

منبع : سایت بیابانها و کویر های ایران

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

تغذیه مناسب در طبیعت

تقريبا تمام طبيعت مردان همواره به دنبال تركيب غذايي مناسبي براي محيط فعاليت خود هستند و اين امر بيشتر شامل كساني مي‌شود كه مدت‌هاي طولاني در طبيعت به سر مي‌برند و نيازمند غذاهاي مقوي‌تر و بهتري هستند، در مورد رژيم غذايي يك فرد و مخصوصا طبيعت گردان دو نكته مهم مورد توجه است: ابتدا نوع مواد غذايي مصرفي براي برطرف كردن نيازهاي بدن و دوم اينكه اين مواد به چه ميزان مصرف شوندتا بدن بتواند تمامي نيازهاي خود را از غذاي دريافتي تامين كند.
به طور كلي غذاها به سه دسته اصلي خوردني‌ها، نوشيدني‌ها و مواد معدني و نمك‌ها تقسيم مي‌شوند كه هر كدام را بايد به طور جداگانه بررسي كرد:
الف - خوردني‌ها (غذاهاي جامد):
خوردني‌ها يا همان غذاهاي جامد براي يك طبيعت گرد بايد داراي چند ويژگي مهم و خاص باشد تا هم بتواند انرژي مورد نياز او را تامين كند و هم از بروز بسياري از بيماري‌ها جلوگيري يا حتي برخي از امراض را درمان كند مهم ترين اين ويژگي‌ها عبارتند از:
- تامين كننده انرژي بدن باشد . بهترين گروه غذاهاي تامين كننده انرژي گروه هيدارات‌هاي كربن و چربي‌هاست كه البته هيدرات‌هاي كربن يا همان غلات در رژيم غذايي يك طبيعت گرد بر چربي‌ها برتري دارد، زيرا برخي از چربي‌ها ممكن است با مواد غذايي در بدن واكنش‌هاي خطرناكي را به وجود آورد
- سبك و غير فاسد شدني باشد و در صورت امكان در تماس با آب يا رطوبت به راحتي خراب نشود. بهترين نوع اين غذاها حبوبات و غلات خشك هستند.
- به راحتي در فعاليت‌هاي متابوليكي بدن مانند انقباض ماهيچه‌ها، توليد، انرژي كنند. اين گونه فعاليت‌ها همان فرآيندهاي غيرهوازي هستند كه گليكوژن موجود در ماهيچه‌ها را به گلوكز تبديل كرده و باعث توليد انرژي مي‌شوند. حاصل اين عمل، فرآيند فرعي توليد اسيد لاكتيك است كه باعث خستگي ماهيچه‌ها مي‌شود و هر قدر ماده غذايي مصرف شده در بدن توليد اسيد لاكتيك كمتري كند، بهتر است. بهترين گروه مواد غذايي كه اين خواص ارزشمند را دارند، تركيبي از كربوهيدرات‌ها و پروتئين‌ها هستند.
- انرژي بدن را در زمان طولاني تامين كنند، همچنين كار دستگاه‌هاي مختلف بدن را در همه شرايط تنظيم كنند. همه ما بارها و بارها، دوستان خود را كه بعد از ساعت‌ها پياده روي راحت و مسلط تير مي‌اندازد، عكس مي‌گيرند و به ديگران كمك مي‌كنند ديده ايم و اين در حالي است كه ما نفس حرف زدن هم نداريم همه اينها به خاطر وجود مواد معدني و چربي‌هاي مناسب به مقدار كافي در بدن آنها است و اين چيزي است كه ما از داشتن آن محروم هستيم.
-  از همه مهمتر اين كه تمامي گروه‌هاي غذايي نام برده را شامل شود. هميشه وقتي با پدرم كوه مي‌رفتيم سفره نام و پنير و خرمايش همراهش بود و مي‌گفت غذاي كوهنورد همين است و حالا مي‌فهمم چرا او خيلي بهتر از ما كه جوان‌تر و قوي‌تر بوديم، راه مي‌رفت و كوله مي‌كشيد، بدون آن كه ذره‌اي احساس خستگي كند.
گوشت‌ها بهترين منابع پروتئيني هستند. اگر دوست داريد پس از شكار دلي از عزا درآورده و كباب تازه‌اي نوش جان كنيد، حتما گوشت را كمي خام‌تر از روي آتش برداريد تا هم نرم‌تر باشد و هم بهتر هضم شود به خاطر داشته بايد براي از بين رفتن مزه تلخي جگر، بهتر است آن را قدري در آب قرار دهيد و سپس كباب كنيد. بهترين روغن براي پخت گوشت، روغن خود گوشت است. هم تازه است و هم به سرعت جذب شده باعث افزايش انرژي و تنظيم فشار خون مي‌شود. افردي كه بيماري‌هايي مانند چربي و فشار خون مبتلا هستند، بهتر است از پروتئين‌هاي گياهي بيشتر استفاده كنند. بسياري از مواد غذايي مانند خرما، علاوه بر تامين انرژي به عنوان غذا، منبع سرشار پروتئين و مواد معدني نيز هستند.
ب - نوشيدني‌هاي (غذاهاي مايع)
مهمترين نوشيدني آب است. آب علاوه بر رفع تشنگي، دماي بدن را كنترل كرده و خون را به حجم نرمال مي‌رساند. همچنين به دفع مواد زايدي مثل اسيد لاكتيك كه در اثر برخي فعاليت‌هاي متابوليكي بدن به وجود مي‌آيند ، كمك مي‌كند.
هرگز فراموش نكنيد كه دو سوم بدن ما آب است و كاهش اين ماده حياتي مي‌تواند خطرات زيادي را در بر داشته باشد. يك انسان متوسط بدون غذا 3 هفته زنده مي‌ماند اما قوي ترين افراد، بدون آب 3 روز هم دوام نمي آورند. هميشه سعي كنيد از آب پاك و جاري استفاده كنيد. حتما در برنامه‌هاي طبيعت گردي خود آب به مقدار كافي همراه داشته باشيد و در صورت استفاده از آب‌هاي طبيعي آنها را بجوشانيد و يا ضد عفوني كنيد. آب براي كار كليه‌ها و دفع سموم بدن لازم و حياتي است و با حل كردن مواد معدني و چربي‌ها در خود به كنترل اعصاب و حفظ انرژي بدن و ادامه اعمال متابوليكي براي مدت طولاني كمك مي‌كند.
اگر براي مدت طولاني به يك تمرين سخت مثل كوهپيمايي مي‌پردازيد، بهتر است از آب‌هاي حاوي مواد معدني و يا يك نوشيدني حاوي كربوهيدارت براي حفظ مقدار نرمال گلوكز خون و تامين ويتامين‌ها مانند تركيب 50/50 آب ميوه و آب، استفاده كنيد.
نوشيدني مكمل: هيچ چيز مانند چاي شما را سر حال نمي‌آورد. پودر شير و شكر تركيبات جادويي هستند كه بعد از يك روز سخت، انرژي از دسته رفته شما را جبران مي‌كنند. چاي تشنگي را بر طرف و قهوه آن را زيادتر مي‌كند. اگر چاي خشك همراه نداشتيد مي‌توانيد از گياهان محلي كه مي‌شناسيد نوشيدني نشاط آوري براي خود تهيه كنيد.
نوشابه‌هايي كه بر پايه لبنيات تهيه مي‌شوند بسيار بهتر از نوشابه‌هاي قندي هستند. نوشيدني‌هاي تركيبي گياهي مانند چاي آويشن و ماءالشعير نيز علاوه بر رفع تشنگي حاوي ويتامين‌ها و مواد معدني مفيدي هستند.
ج - نمك‌ها و مواد معدني (كاتاليزورهاي بدن):
آخرين و شايد مهم ترين گروه مواد غذايي، نمك‌ها و مواد معدني باشد، هر چند ما آنها را مستقيما غذا نمي‌دانيم، اما وجود آنها براي ادامه حيات موجودات زنده لازم و ضروري است.
اين مواد كه غالبا نقش كاتاليزور را در واكنش‌هاي شيميايي بدن ايفا مي‌كنند، به دو دسته جامد يا نمك‌ها و مايعات تقسيم مي‌شود.
نمك‌ها كه معروفترين آنها نمك طعام است در واقع تنظيم كننده واكنش‌هاي شيميايي در بدن با نوع فعاليت‌هاي متابوليكي هستند و هر گونه تغيير در مقدار آنها مي‌تواند خطرناك و چه بسا كشنده باشد. تقريبا تمامي اعمال داخلي بدن ما توسط اين مواد تنظيم مي‌شود.
شكارچي كه موقع تيراندازي دستپاچه مي‌شود، دچار كمبود يد شده است و يا عكسي بعد از چند دقيقه انتظار در كومه عصباني شده و دوربين را به داخل آب پرتاب مي‌كند، تركيبات سديم خون خود را از دست داده است. تازه اگر بيماري‌هاي خطرناكي مانند حمله‌هاي قلبي و مغزي كه بر اثر بالا رفتن فشار خون به وجود مي‌آيد را به اين بيماري‌ها اضافه كنيم، آن وقت متوجه مي‌شويم كه تغيير در مقدار اين مواد در بدن به چه ميزان خطرناك است.
بهترين راه تنظيم مقدار اين مواد در بدن، نوشيدن آب به مقدار كافي و استفاده از ميوه و سبزي‌هاي تازه و همچنين مصرف به اندازه نمك طعام است البته قرص‌هاي مواد معدني هم وجود دارند كه بد نيست چندتاي از آنها را همراه داشته باشيم. برخي ازگياهان آب توليد مي‌كنند اما آب آنها قابل شرب نيست. برخي از آب‌هاي معدني علاوه بر رفع نياز بدن به مايعات مواد معدني ضروري را نيز به همراه دارند. اما به ياد داشته باشيد كه فقط آب‌هايي را بنوشيد كه از سلامت آنها مطمئن هستيد. آب آلوده مي‌تواند بيماري‌هاي خطرناكي را منتقل كند. چشم بعضي از جانوران حاوي آب است امابه طور مستقيم قابل نوشيدن نيست. اما مي‌توانيد از ريشه برخي از گياهان آب تهيه كنيد تقريبا دو سوم قارچ‌هاي خوراكي را آب تشكيل مي‌دهد و با مصرف آنها علاوه بر دريافت آب مقادير زيادي پروتئين و مواد معدني نيز به بدن شما مي‌رسد.
حال كه با گروه‌هاي مختلف مواد غذايي آشنا شديم بايد ميزان مصرف صحيح هر كدام را بدانيم. به طور حتم و يقين اگر به همان اندازه‌اي كه از آب و هيدرات‌هاي كربن استفاده مي‌كنيم، از نمك‌ها و مواد معدني و يا چربي‌هاي اشباع نشده استفاه كنيم، چيزي جز بيماري و يا حتي مرگ در انتظار ما نخواهد بود. پس دانستن مقدار مصرف هر ماده غذايي نكته‌هاي لازم و ضروري است.
براي تعيين مقدار مصرف هر ماده غذايي فرمولي مشخص و واحد وجود ندارد، اما خود بدن ما بهترين راهنما است. زماني كه شما احساس گرسنگي مي‌كنيد ذخاير گليكوژن خونتان پايين آمده و به علت كاهش قند خود گرسنه شده ايد. اما به ياد داشته باشيد كه در اين حالت هر چند كه ممكن است چند ح به قند و يا آبنبات احساس گرسنگي شما را از بين ببرد اما تغذيه صحيح آن است كه از غذاي مناسب استفاده كنيد.
آب هميشه براي هضم غذا مورد نياز است، اما هيچ گاه نبايد به همراه غذا صرف شود. خشك ترين غذاها حاوي مقدار زيادي آب هستند. چنانچه از غذاهاي گوشتي و سبزيجات استفاده مي‌كنيد ديگر نيازي به مصرف قرص‌هاي مواد معدني نداريد. ماست يك از مواد لبني آنتي باكتريال قوي است و مي‌تواند به راحتي عوامل بيماري زاي دستگاه گوارش را از بين ببرد اما ممكن است با افزايش ارتفاع از سطح دريا و در كوهستان باعث كاهش فشار خون و سرگيجه شود. ميزان مصرف چربي‌ها به نوع و شدت فعاليت شما بستگي دارد. اگر در يك روز آرام كنار بركه‌اي مشغول ماهيگيري هستيد، بهتر است بيشتر از غذاهاي گياهي و گوشت‌هاي سفيد استفاده كنيد، اما بعد از يك روز ماهرخ رفتن وشكار قوچ اوريال در كوهستان‌ها، خوردن يك كباب عالي لذت خاص خود را دارد.
غذاهاي فشرده مخصوص برنامه‌هاي سنگين كوه نودي و يا تعقيب‌هاي طولاني در شكار است، سعي كنيد در برنامه‌هاي عادي طبيعت گردي از آنها استفاده نكنيد زيرا باعث افزايش بي رويه قند و چربي خون مي‌شوند و ممكن است ايجاد سوء‌هاضمه كند. ميوه‌ها و سبزي‌هاي تازه علاوه بر تامين انرژي، مواد معدني و آب بدن را نيز تامين مي‌كنند. با شروع هر فصل سبزي‌هاي فراواني در كوه و بيابان مي‌رويند كه داراي خواص تغذيه‌اي و درماني بسياري هستند. اما توجه داشته باشيد كه فقط زماني از اين منبع خدادادي استفاده مي‌كنيد كه اطلاعات لازم را در مورد آن داشته باشيد. در مقدار مصرف ميوه‌ها و سبزي‌ها دقت كنيد و به صرف آنكه شكار آمده و يا كوه رفته ايد، رژيم خود را برهم نزنيد. تمامي ميوه‌ها ملين هستد و در صورت ورود ميكروب‌ها به بدن شما ممكن است شما را دچار دل درد و دل پيچه‌هاي شديد كنند. داروهاي گياهي اگر چه ساده به نظر مي‌رسند اما اثر آنها كمتر از داروهاي شيميايي نيست. پس اگر خوب آنها را نمي‌شناسيد، هرگز به استفاده از آنها فكر نكنيد.
بهترين عادت غذايي شكارچيان چه عكس و چه تروفه، اشتياق و علاقه وصف ناشدني آنها به خوردن كباب به همراه نان و سبزيجات تازه و نوشيدني‌هاي سالم و طبيعي است و كمتر شكارچي ديده شده كه علاقه چنداني به خوردن روغن‌هاي جامد و چربي‌هاي مصنوعي داشته باشد، شما هم سعي كنيد علاوه بر پيوستن به گروه طبيعت دوستان و شكارچيان، از همين رژيم غذايي و به اندازه نياز خود بهره ببريد.
و مهمترين توصيه در ميزان مصرف غذا همان است كه پيامبر اكرم فرمودند؛ كه تا زماني كه گرسنه نشده ايد غذا نخوريد و قبل از سير شدن دست از غذا بكشيد.
نویسنده : سید علی طباطبایی نظری

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

شش راه برای افزایش کارایی در سنگ نوردی

سریع ترین راه برای بهبود کارآیی هر فرد، ارتقاء کیفیت تفکر است.
این مساله در صخره نوردی کاملاً صادق است خواه صخره نوردی بر روی دیواره ای بلند باشد یا تمرین ورزشی یا خطوط در هم پیچیده سنتی و یا مسیرهایی در رشته کوه آلپ.
تمام فعالیت ها از افکار، احساسات و شیوه ی تفکر سرچشمه می گیرد و اعتماد به نفس پایه و اساس شکست ویا پیروزی فرد است.
وقتی برنامه های آمادگی جسمانی و آموزش های تکنیکی سالیانه به درجه ای بالاتر می رسد ، در فصل صخره نوردی بزرگترین موفقیت شما در گرو آمادگی و انعطاف عضلات تان می شود تا کارآیی شما بهتر شده و احساس لذت بیشتری نمایید.
با همان احساس تعهد قبلی به تمرین بپردازید و گونه ای عمل نمایید که گویی دارید تمرین قدرتی انجام می دهید.
و در نتیجه راضی خواهید بود با انجام مداوم این مهارت ها و نه تنها در هر زمان که احساس نیاز کردید ، می توانید بهترین نتیجه را کسب نمایید.
برای عده ای موفقیت آنی به میزان صخره نوردی آنها بستگی دارد و این در حالی است که برخی دیگر نیازمند به صبوری بیشتری دارند تا زمانی که این مهارت های ذهنی به صورت یک ارزش ناب درآید و قبل از این که بر روی صخره نوردی شان تاثیر بگذارد.
این مساله به میزان سرزندگی ویا ضعف ذهن مرتبط است. این را نباید از یاد برد که این شش مهارت ذهنی به هم پیوسته است و می تواند هماهنگی و انسجام را در تمرین ها برای فرد به ارمغان آورد در مجموع مثل این است که یک بار 5 کیلوگرمی از پشت شما که ناخواسته آن را در حین صعود حمل می کردید از پشت شما برداشته شود.
1-خود پنداره تان را از عملکرد جدا سازید.
اگر مشغول مطالعه این مقاله هستید ، معلوم است که صخره نوردی نقش مهمی در زندگی شما بازی می کند.
فشار ناشی از این تفکر ( من نمي توانم )می تواند فلج کننده بوده و شاید بتوان از آن به عنوان اصلی ترین تمایل ناامیدی و سرخوردگی در این ورزش یاد نمود.
انسان در انجام کارهایی برنامه محور نه خروجی از لحاظ چهار چوب ذهنی بهتر عمل می نمایند.
با تفکیک خود پنداره تان از عمل صخره نوردی می توانید از صعود لذت برده بدون این که به نتیجه ی آن فکر کنید . مهم تر این که این عمل به شما آزادی تجربه های نو و یا انجام ریسک را می دهد.
خلاصه این که جدا ساختن خود پنداره باعث کاهش فشارها و استرس ها شده و از این طریق بدون نیاز به تمرین بیشتر، صعود بهتری خواهید داشت.
2- با افراد مثبت معاشرت نمایید
نوعی از احساس و یا تاثیر محیطی ما را در بر گرفته است که تاثیرات آن بستگی به شخصیت و نگرش نسبت به زندگی و حوادث آن دارد.
افکار و اعمال افرادی که در اطراف شما قرار دارند،بر افکار و اعمال شما، تاثیر می گذارد
طبق مشاهدات من، سه گونه انتخاب پیش روی هر فرد می باشد.
1-صعود از صخره به تنهایی2- صعود با فردی با انگیزه مثبت3-صعود بافردی منفی نگر و بدبین اصولاً چه لذتی دارد که با افراد شاکی بیرون بروید؟ و لذت موجود درآن احساس منفی آنها گاهی حتی بدون این که بدانید بر روی صعود شما و لذت موجود درآن تاثیر منفی می گذارد.
اما صعود با افراد خوش بین و مثبت اندیش و یا به تنهایی می تواند موفقیت چشمگیری بدست آورید.
به هر حال اگر تصمیم دارید با دیگران بیشتر ارتباط برقرار کنید از نتایج مثبت انسجام حاصل از افراد خلاق، با انگیزه و مثبت در اطراف تان استفاده ببرید.
3- پا را از حوزه ی موجود فراتر گذارید!
برای پیشرفت در هر کار باید اهدافتان از آنچه که تاکنون کسب کرده اید بیشتر باشد و همچنین در فکر این باشید که برای رسیدن به هدف از آرامش موجود دست بشویید.
یعنی این که با وجود عدم آرامش ذهنی وجسمی به صعود ادامه دهید. بدین معنی که با ترس هایی که در دل دارید با انجام آنها مقابله نمایید. که خود به معنی تلاش برای انجام هر غیر ممکن می باشد.
ازاین طریق است که قدم به بعد دیگری از زندگی می گذارید و بینش خود را از هر امر محالی تغییر دهید.
4- ریسک خود را با قدرت ارزیابی و مدیریت نمایید.
صخره نوردی فعالیتی است دارای ریسک پذیری بالا و خواسته ی مطلوب برای صعود سخت تر و نیازمند انجام ریسک های جدید می باشد. این ریسکها می توانند به صورت مخاطرات فیزیکی باشد. مانند سقوط هایی که منجر به مجروحیت می شود و یا ریسک های پنهان ذهنی همچون مواجعه با احتمال شکست ، انتقاد و یا حتی سرخوردگی
قبل از تصمیم به هر صعود سعی کنید تا ریسک های احتمالی پیش رو را حدس زده و ارزیابی نمایید.
با تجزیه و تحلیل ریسک ، جلو تر از زمان، بی شک با مخاطرات در صعود مواجه خواهید شد و حداقل این امکان را می یابید تا به اکثر ریسک های اساسی هنگام صعود پاسخ گوید. برای ریسک های ذهنی جهش استراتژی بال های ذهنی را مشاهده نمایید
5-اعتماد به نفس خود را تقویت نمایید
اساساً میزان اعتماد به نفس شما بر پایه خود پنداره و افکار شما در هر لحظه می باشد. افکار شکست خورده با کارآیی ضعیف در گذشته و کلماتی که با خود به زبان می آوریم مانند من نمی تونم، نمی شه، شاید ، تلاش می کنم و اعتقاد به نفس پایین تر، همه بذرهای شکست انسان می باشند.
بعکس تمرکز بر روی موفقیت های گذشته از طریق تصویرسازی و احساس واقعی فرآیند و شادمانی ناشی از اعمال مثبت باعث افزایش بسیار زیاد اعتماد به نفس در فرد می گردد.
تصویر سازی روزانه، برای بازیابی برخوردهای مهم و با ارزش گذشته صعود و یا غیر آن بهترین راه بازسازی ، شکل دهی و تقویت اعتماد به نفس به منظور دستیابی به موفقیت در همه تلاش ها می باشد.
6- تحت هر شرایط و نتیجه ای شاد باشيد
شیوه منحصر به فرد در میان تمام قهرمانان، انعطاف پذیری آن ها در برابر نتیجه های ضعیف و یا انتقادات می باشد و همچنین اعتقاد راسخ به این که موفقیت در گروه زمان و تلاش و بردباری است
بینش درست به منزله ی ويتاميني است که اغلب جبران کننده ناتوانی، تکنیک و یا حتی دست یابی انسان به خواسته اش می باشد. من نمی توانم از بیان اهمیت همیشه شاد بودن چشم پوشی نمایم.
ما همه به صخره نوردی و صعود روی می آوریم، زیرا دوست داریم فضای بیرون و احساس حرکت بر روی صخره را تجربه نماییم. زيرا كه شادماني را در لحظه پيروزي دوست داريم .
عظیم ترین راز برای صعود بهتر، عشق بی قید و شرط به صعود است
اعتراف به این نکته که هر روز صعود بدون توجه به نتیجه آن روزی بزرگ است و انسان همیشه نتیجه ی مطلوب خود را کسب خواهد نمود.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

علم کوه بهشت کوهنوردان ایران

علم کوه در شمال ایران در منطقه ی بسیار زیبا و خوش آب و هوای کلاردشـت قرار دارد. قله ی علـم کـوه از لحاظ موقعـیت جـغرافـیایی در 50درجه و 58دقیـقــه طول جغرافیایی و 36درجه و 23 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد و در رشته کوه البرز واقع می باشد .قله ی علم کوه به ارتفاع 4850 مـتـر دومـین قله ی بلند ایران بعد از دماوند می باشد. این قله در منطقه ای از البرز به نام رشته کـوه تـخـت سلـیـمـان قـرار دارد و تـنـها نقطه ای از ایران اسـت که از لحاظ زمین شناسی می توان یخچال های قدیمی را در آن مشاهده کرد.
بیشتر شهرت این قله به خاطر دیواره‌ایست که در دامنه شمالی آن واقع است و دارای فنی‌ترین و سخت‌ترین مسیرهای سنگنوردی و دیواره‌نوردی در ایران است. این دیواره در ایران، جایگاهی مانند کی۲ در جهان را داراست .
دیواره ی علم‌ کوه
در جبهه شمالی این قله دیواره‌ای به طول ۶۵۰ متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکل ترین دیواره‌های دنیا به شمار می‌رود. منطقه علم کوه دارای ۴۷ قله ی بالای ۴۰۰۰ متر است که به «آلپ ایران» نیز معروف است. بر روی دیواره ی علم کوه مسیرهای متعددی باز شده که می‌توان به مسیر ۴۸ و ۵۲ لهستان، گرده آلمانی ها، هاری رست و... اشاره کرد.
پرافتخارترین صعودها
سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ را می‌توان اوج تحول دیواره نوردی ایران نامید. در این سال‌ها بود که بزرگانی چون زنده یاد حسین طالبی مقدم و دیگر کوهنوردان همدانی توانستند رکوردهای صعود دیواره را به طرز بسیار چشمگیری پایین آورده و نهایتن رکورد عجیب و دست نیافتنی ۳ مسیر در یک روز را به یادگار بگذارند. از دیگر شاهکارهای صعود این دیواره , باز کردن مسیر همدانی‌ها ۶۷ در ۶ ساعت توسط حسین طالبی مقدم است. همچنین صعود سلو حسن نجاریان در سال ۱۳۷۳ از مسیر هاری رست.
اثر طبیعی و ملی علم کوه
این اثر با مـــساحتی بالغ بر 4077 هکتار طی مصــوبه ی شماره 222 مورخ 21/3/81 شورای عـالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت اين سازمان پیوست .
موقعيت قله
این قله از شمال به شانه کوه و از جـنـوب به قلل خرسان خـتـم می شود وقله ی سیاه سنگ در سمت شرق این قله واقع است.
در این قلــه در چـهـار جـهـت مختلف؛ چهار یخچال معروف وجـود دارد:
(1) در شمال یخچال علم چال
(2) در شمال غربی یخچال شمال غربی علم کوه
(3)در غرب یخچال هفت خـان
(4) یخچال خرسان در جنوب.
منطقه ی علم کوه دارای یک قرارگاه کوهنوردی یک پناهگاه و یک جانپاه می باشد که به قرار ذیل اسـت:
1ـ قرار گاه رودبارک:
قرار گاه رودبارک در سـه طبقه در سال 1349 (ه-ش) کارهای ساختمـانـی آن شروع شد و در سال 1352(ه-ش)بعد از طی فراز و نشیب هایی به بهره بـرداری رسید. این قرارگـاه در ارتــفـاع 1520مـتـراز سـطـح دریـا قـرار دارد و در مـنـطقـه ی رودبـارک در دو راهی مـعـدن سـرب واقع است . مـسیـر دسترسی به این قرارگاه از جاده چالوس ـ مرزن آباد ـ لاهو ـ کلاردشت ـرودبارک می بـاشـد. این قـرارگاه تقـریـبـاً مجهز می باشد و دارای آب، بـرق و تـلـفـن اسـت.
بـرای صـعود به تمامـی قله های علم کوه می توان از این قرارگاه استفاده کرد.
2- پناهگاه سرچال:
این پناهگاه در ارتفاع 3850متر بالاتر از دریـا و درمـنـطقـه رودبـارک قرار دارد. مسیر دسترسی به پناهگاه، مرزن آباد ـ لاهو ـ کلاردشت ـ‌ رودبارک ـ گردنه می باشد. این پناهگاه دارای آب می باشد و برای تمامی قله هـای معروف علم کوه می توان از این پنـاهـگاه استفـاده کـرد . نـزدیـک تـرین روستـا به ایـن پنـاهـگاه رودبـارک می باشد.
3ـ جانپناه خرسان:
این جانپناه در ارتفاع 4700متر بالاتر از سطح دریا و در منطقه ی رودبارک قرار دارد مسیر دسترسی به جانپناه مرزن آباد-لاهوکلاردشت ـ رودبارک ـ‌ گردنه خرسان می باشد. این جانپناه فلزی است و در سال 1364 (ه- ش) برای آخریـن بار مرمت شده است این جانپناه به ابعاد 6 متر طول و 3 متر عرض و 5/2 متر ارتفاع ساخته شده است. از این جانپناه نیز برای صعود به علم کوه وتمامی قـلـه هـای معروف آن می توان استفاده کرد.
(بر گرفته از :کتاب پناهگاه ها و جانپناه های کوهنوردی ایران )
معرفی قله ها و یخچال های طبیعی منطقه ی علم کوه
آیا تا کنون از خود پرسیده اید که رشته کوه ها اولین بار توسط چه کسانی زیر پا گذاشته شده و به همگان معرفی شده اند؟ اگر به گذشته های خیلی دور برگردیم، سوالی که پیش می آید این است که کوه ها کی بوجود آمده اند؟ مربوط به کدام دوره ی زمین شناسی هستند؟ قبل از اینکه به این ارتفاع برسند دارای چه ارتفاعی بوده اند؟ و سوالاتی دیگر؟مطالبی که بیان می شود گوشه ای از اطلاعاتی است که تنها به بخشی از این سوالات جواب می دهد و به معرفی قلل منطقه ی علم کوه و تخت سلیمان و یخچال های آن منطقه می پردازد و سعی بر آن است که مطالبی از تاریخچه های صعود و کارهایی که در منطقه انجام شده است ارائه شود.
قله های عمده ی منطقه ی علم کوه و تخت سلیمان :
منطقه ی علم کوه با وجود بیش از 47 قله ی بالای 4000 متر ، نمونه های کم نظیری از عظمت، صلابت و زیبایی رشته کوه های البرز را در کلاردشت به نمایش در آورده است.
این قله ها پس از دماوند با ارتفاع 5671 متر ارتفاع، در شمار مرتفع ترین قله های البرز شناخته می شوند.
بلند ترین قله ی این مجموعه علم کوه نام دارد که در سمت شمال شرقی به دیواره ای به طول 700 متر و عرض 450 متر منتهی می شود و به عنوان مرتغع ترین دیواره ی گرانیتی ایران و دارا بودن مسیرهای گوناگون برای کوهنوردان ایرانی و خارجی پر جاذبه تلقی می شود.
این رشته کوه های عظیم منشعب از خط الرأس اصلی البرز که بین 45 و 50 درجه تا 10/51 درجه طول شرقی از نصف النهار گرنویچ و بین 15/36 درجه عرض شمالی واقع شده اند و به استناد مندرجات جغرافیای طبیعی ایران و علائمی که توسط بعضی از دانشمتدان زمین شناس مانند پرفسور اوکوست گانسر( ougust Ganser ) در این منطقه بدست آمده است، می توان گروه تخت سلیمان را جزء چین خوردگی های دوره ی سوم زمین شناسی دانست و از طرفی وجود یخچال های طبیعی آثار جدید ترین دوره زمین شناسی را در این منطقه اعلام می دارد و از طرف دیگر وجود (Trielubit) ها که توسط پرفسور اگوست گانسر در قسمت قلل لشکرک و قلل مناره و گردونه کوه بدست آمده وجود آثار دوره اول زمین شناسی را در این منطقه معلوم می دارد.
قله های مهم علم کوه و تخت سلیمان بدین ترتیب می باشد :
1- علم کوه با ارتفاع 4850 متر که از جهت شمال به شانه کوه و از جنوب به قلل خرسان و از سمت شرق به سیاه سنگ متصل بوده و جهت غرب دماغه ی آن یخچال هفت خوان و یخچال شمال غربی علم چال می باشد.
دیواره ی شمالی آن که معروف به یخچال علم چال می باشد بزرگترین و بلند ترین دیواره های کوه ها ی کشور می باشد و از کف یخچال 700 تا 750 متر ارتفاع دارد.
این کوه دارای دو شاخک با ارتفاع 4750 متر یکی در شرق بنام شاخک شرقی و دیگری در غرب بنام شاخک غربی علم کوه میباشد. چهار یخچال عظیم در چهار جبهه ی این کوه واقع شده است که عبارتند از: یخچال علم چال در شمال یخچال شمال غربی- یخچال هفت خوان در غرب- یخچال خرسان در جنوب.
2- تخت سلیمان با ارتفاع 4659 متر که از جنوب به شانه کوه و از غرب به یخچال های هفت خوان و از شمال به دندان ازدها متصل می باشد.
3- قله خرسان با ارتفاع 4620 متر از شمال به علم کوه و از شرق به یخچال های حصار چال و از جنوب به ستاره متصل می باشد.به علت وجود خرس های زیاد در این منطقه به نام خرسان نامیده شد.
4- قله چالون با ارتفاع 4550 متر که از سمت شمال به قله سیاه کمان و از سمت جنوب غربی به سیاه سنگ و شاخک شرقی علم کوه و از سمت شمال شرقی به قله پسند کوه متصل است، یخچال علم چال در غرب و یخچال چالون در جنوب شرقی آن واقع شده اند.
5- قله های هفت خوان بطوری که از اسم آن پیداست عبارت از چندین قله متصل به هم که بلندترین آنها، 4500 متر ارتفاع دارد از شرق به قله خرسان جنوبی و از شمال خط الرأس آن در نزدیکی های آبادی میان رود پایین می آید.
6- شانه کوه با ارتفاع 4450 متر که از طرف جنوب بوسیله گرده ی آلمان ها و از طرف شمال به قله تخت سلیمان متصل و به علت شباهت با دندانه های شانه، کوه نوردان نام شانه کوه به آن نهاده اند. سه یخچال عظیم در اطراف این قله قرار دارند، یخچال غربی علم کوه در غرب، یخچال علم چال در شرق و یخچال تخت سلیمان در شمال شرق.
7- رستم نیشت به ارتفاع 4426 مترکه آخرین قله ی حد شمالی گروه تخت سلیمان می باشد و از سمت شمال بوسیله گردنه ی مرتفع 4200 متری به قلل کالاهو و از سمت جنوب به قلل سیاه گوک متصل است.
8- پسند کوه با ارتفاع 4350 متر از طرف شمال به قلل خرسان و از جنوب به گردونه کوه خط الرأس اصلی سلسله جبال البرز متصل و در واقع آخرین حد جنوبی گروه تخت سلیمان . محل اتصال رشته اصلی و گروه تخت سلیمان است.
9- میان سه چال با ارتفاع 4348مترازسمت جنوب غرب به شانه کوه متصل است و چون در بین سه چال معرف علم چال در جنوب، کمان چال در شرق، تخت چال در شمال غرب واقع شده است بنام سه چال معروف گشته است و کم ارتفاع ترین قله گروه تخت سلیمان می باشد.
10- مناره با ارتفاع 4300 متر از شمال به قلل خرسان و از طرف جنوب به قله گردونه کوه خط الرأس اصلی سلسله جبال البرز متصل است و در واقع آخرین حد جنوبی گروه تخت سلیمان و محل اتصال رشته ی اصلی و گروه تخت سلیمان می باشد.
11 – سیاه کمان با ارتفاع 4472 متر از طرف شمال به قله چالون متصل است و حد شمالی یخچال علم چال در جهت غرب این قله به پایین می رسد.
12- سیاه گوک متصل به هم به نام های سیاه گوک شمالی و جنوبی به ترتیب با ارتفاع 4445 متر و 4500 متر که از شمال به قله رستم نیشت و از جنوب به قله تخت سلیمان متصل اند.
13 – مرجیکش با ارتفاع 4580 متر در شمال فلات مرتفع حصارچال واقع شده است و فقط از شمال به خط الرأس علم کوه متصل است.
یخچال های طبیعی منطقه :
یکی از پدیده های مورفولوژیکی منطقه وجود یخچال های بزرگ طبیعی است که این یخچال های طبیعی و دایمی پس از گذشت ده ها میلیون سال هم چنان نا آرام اند. یکی از مهم ترین این یخچال ها ، علم چال نام دارد که دارای 3000 متر طول و 750 متر عرض و 80 متر عمق می باشد. علاوه بر آن می توان یخچال اسپیلت که متشکل از توده های بزرگ یخ است، نام برد. این توده ی عظیم یخ که با سنگ و خاک آمیخته شده اند، منابع اصلی آبگیری رود خانه ی سرد آبرود کلاردشت هستند.
در توصیف یخچال های منطقه باید گفت که ما سیف علم کوه در واقع مرکب از یک تیغه یا خط الرأس با جهت جنوبی و شمالی است که ارتفاع آن از کل جارون افزایش می یابد. این تیغه که دو قله ی تخت سلیمان و علم کوه را شامل می شود، در جنوب قله علم کوه به طرف جنوب شرقی متمایل گشته و با ارتفاعی متجاوز از چهار هزار متر در پایین گردنه ی حصارچال و در حد نهایی دره ی اصلی سردآبرود خاتمه می یابد. از قله ی اصلی تنها یک تیغه که در حقیقت مجزا کننده ی سه شاخه یخچال ما سیف هستند، منشعب می شود. این تیغه ها عبارتند از :
1: تیغه ی شمالی که متکی به قوس تخت سلیمان است و حوضچه ی یخ گیر کوتاهی را تشکیل می دهد که از اطراف سیرک های یخچال به آن منتهی می شوند.
2: تیغه ی مرکزی که قله های شانه کوه و میان سه چال را به هم مربوط می سازد. این تیغه ی مرکزی، طویل تر و پست تر از تیغه ی اولی است.
3: شاخه یخچال اصلی است و از دو تیغه ی دیگر مهم تر است و از قله علم کوه جدا می شود. این تیغه که در ارتفاع 4420 متری قطع می شود، به طرف شمال شرقی متمایل است و تا قله چالون ادامه دارد. تیغه های نامبرده سه دره ی نا مساوی ولی مهم را که قبلن به وسیله یخ اشغال شدند، محدود می کنند و به شرح زیر قابل شناسایی می باشند:
۱ـ یخچال واقع در شمال شرقی تخت سلیمان.
۲ـ یخچال مرکزی در شمال خط الرأس میان شانه کوه.
۳ـ یخچال اصلی که در شمال خط الرأس علم کوه و چالون قرار دارد.
یخچال های علم کوه از نوع یخچال های کوهستانی و دره ای هستند که روزانه با سرعتی به طور متوسط بین 30 سانتی متر تا یک متر در حرکتند و هر روز تغییر مکان می دهند. این یخچال ها متعلق به دوران سوم زمین شناسی یا سنوزوئیک هستند و 60 میلیون سال قدمت دارند.
پیشینه ی مطالعات مربوط به یخچال های این مجموعه به سال های دهه 30 میلادی مربوط می شود. در سال 1933 داگلاس باسک ، کوهنورد و جغرافیدان انگلیسی برای صعود و نقشه برداری به منطقه مراجعه نمود و به وجود یخچال های این منطقه پی برد. در سال 1934 میلادی ( 1313 خورشیدی) هانس بوبک اتریشی پس از صعود به قله علم کوه و نقشه برداری کامل از این منطقه، چندین یخچال نیز کشف نمود.
در این مجموعه به طور کلی هفت یخچال بزرگ وجود دارد که به ترتیب وسعت بشرح زیر می باشد:
1- یخچال هفت خوان: این یخچال بین جبهه ی شمال قله های هفت خوان و جبهه ی غربی قله های خرسان واقع شده و بزرگترین یخچال طبیعی کشور می باشد.
2- یخچال علم چال: این یخچال بین جبهه ی شمالی علم کوه و جبهه ی شرقی شانه کوه و جبهه ی قله های چالون و سیاه کمان و جبهه ی جنوبی میان سه چال واقع شده است.
3- یخچال شمال غربی علم کوه: این یخچال در بین دماغه ی شمال غربی علم کوه و شانه کوه جبهه جنوب غربی تخت سلیمان از سمت غرب به یخچال هفت خوان متصل است.
4- یخچال تخت سلیمان: این یخچال بین قله های تخت سلیمان وشانه کوه و میان سه چال واقع شده است.
5- یخچال خرسان: در بین قله های خرسان، علم کوه و مرجیکش واقع گردیده است.
6- یخچال چالون: در بین قله های چالون وسیاه سنگ و گردنه ی چالون واقع شده است.
7- یخچال مرجیکش: در بین قله های مرجیکش و شاخک شرقی علم کوه و سیاه سنگ واقع است.
در این نواحی برفچال هایی نیز وجود دارد که مهم ترین آن ها : برفچال تنگ گلو است که دروازه ی شمالی فلات حصار چال نیز می باشد و راه مالرو کلاردشت طالقان از آن عبور می کند. برفچال دیگر به برفچال گردونه کوه معروف است که در بین دو یخچال خرسان و حصارچال در زیر قله مناره واقع است.
(برگرفته از کتاب علم کوه انتشارات فدراسیون جمهوری اسلامی ایران وکتاب کلاردشت )

۱۳۸۹ فروردین ۲۹, یکشنبه

گزارش نویسی در کوهنوردی

مقدمه: در تعريف گزارش می گويند " گزارش انتقال پاره ای از اطلاعات است به کسی که از آن بی اطلاع است و يا آگاهی کافی ندارد." اين تعريف اگر در جايی ديگر کامل نباشد در دنيای کوهنوردی تعريف کاملی است. در منطقه ای که کمتر شناخته شده است،برنامه ای اجرا کرده ايم. زيبا بودن مناظر، بکر بودن منطقه يا ويژگی ديگری اين انگيزه را در ما ايجاد می کند که کوهنوردان ديگر را تشويق کنيم، مشابه اين برنامه را اجرا کنند. لذا نوشتن گزارش لازم می آيد،اما چه موقع بايد نوشت؟ چقدر بايد نوشت؟ و چه بايد نوشت؟
چه موقع بايد نوشت؟
گزارش نويسی سه مرحله دارد که عبارتند از :
Ø کسب آگاهی قبل از اجرای برنامه.
 Ø مشاهده و بررسی هنگام اجرای برنامه.
Ø اصلاح پس از برنامه
کسب آگاهی قبل از برنامه مشتمل است بر خواندن تمام گزارش های قبلی، ديدن کروکی و نقشه و گفتگو با اشخاصی که برنامه موردنظر را قبلا اجرا کرده اند.به اين ترتيب قبل از اجرای برنامه، تصويری ذهنی از برنامه ساخته ايم. منابع موجود که به طور معمول می تواند مورد استفاده قرار گيرد عبارتند از :
1. مجموعه گزارش برنامه ها در بايگانی گروه
2. نقشه های کوهنوردی و کروکی های تهيه شده توسط کوهنوردان ،باشگاهها و سازمانهای کوهنوردی
3. گزارش برنامه های موجود در سايتهای اينترنتی گروههای کوهنوردی
 پس از کسب آگاهی, تصويری از برنامه ساخته ايم. مرحله بعد يعنی هنگام اجرای برنامه، زمان مشاهده و بررسی اين تصوير است. گزارش نويس در اين مرحله درستی يا نادرستی داده ها را مشخص می کندو پس از آن زمان نوشتن گزارش تمام اصلاحات را بطور دقيق در آن وارد می کند.
چقدر بايد نوشت؟
نه آنقدر کوتاه که خواننده متوجه مقصود ما نشود و نه آنقدر بلند که از خواندن آن منصرف شود
چه بايد نوشت؟
1. عنوان برنامه [ راهپيمايی، کوهپيمايی، صعود قله، ديواره، غارنوردی، جنگل نوردی، صحرا نوردی،برنامه شناسايی،برنامه پاکسازی، برنامه آموزشی و . . . ]
2. نام کوه [ نام اصلی، نامهای ديگر قله و وجه تسميه]
3. ارتفاع قله
 4. موقعيت جغرافيايی
4.1. قله در چه استان واقع است؟
4.2. نزديکترين شهر مهم به آن چيست و چند کيلومتر با آن فاصله دارد؟
4.3. روستاهای اطراف کوه چه نام دارند و در چه جهتی نسبت به کوه قرار دارند؟
4.4. قله در کدام طول و عرض جغرافيايي قرار دارد؟
4.5. کوه مورد نظر در چه رشته کوهی واقع است و از جهات مختلف به چه رشته کوههايی متصل می شود؟
4.6. از جهات مختلف به چه کوههايی متصل می شود؟
4.7. کوه مزبور در کدام حوضه آبريز قرار دارد؟
5. نحوه دستيابی به منطقه و وسايل نقليه جهت دسترسی به منطقه
5.1. از چند راه می توان به مبدأ صعود رسيد؟
5.1. نام روستاها و آباديهايی که در طول مسيرقرار دارند و فاصله ( مسافتی يا زمانی ) بين آنها ؟
5.2. وضعيت راهها به لحاظ آسفالت، خاکی ، جيپ رو و . . .
5.3. وضعيت راهها در فصول مختلف.
5.4. نوع، ساعت حرکت، مبدأ حرکت و نرخ وسايل نقليه عمومی جهت دستيابی به منطقه.
5.5. نوع، ساعت حرکت، مبدأ حرکت و نرخ وسايل نقليه عمومی جهت بازگشت.
6. توصيف شهر, آبادی يا روستاهای منطقه
6.1. امکاناتی مانند برق،آب لوله کشی، تلفن راه دور، آنتن دهی موبايل ، درمانگاه، حمام، مدرسه، مسجد، پاسگاه يا پليس راه، وجود مغازه و فروشگاه ، نانوايی
6.2. زبان ، مذهب،وضعيت معيشتی واقتصادی ساکنين ونحوه برخورد با کوهنوردان و صنايع دستی و سوغات
6.3. نقاط ديدنی، کتيبه ها و بناهای قديمی، درياچه ها، پارکهای ملی، مناطق حفاظت شده
7) مسير قله
7.1. از چند جبهه و چند مسير می توان به قله صعود کرد و مبدأ صعود آنها کدام است ؟
7.2. مسيرهای صعود نشده آن کدام است؟ذکر ارتفاع مبدأ صعود، نقاط مهم بين راه، گردنه ها، قله های فرعی و قله اصلی در گزارش لازم است. GPS ، ارتفاع سنج و نقشه های توپوگرافی تجهيزات مناسبی برای مسيريابی و يافتن ارتفاع نقاط هستند. برای بعضی که به نقشه خوانی مسلط هستند, نقشه های توپوگرافی اصل و ارتفاع سنج مکمل است. ارتفاع سنج ممکن است تحت عواملی اشتباه کند ولی نقشه های توپوگرافی دقيق هستند. البته GPS نسبت به ساير روشها خطای بسيار کمتری دارد.
7.3. توصيف چشم اندازها و ديدمنطقه [قلل و مناطقی که از روی ارتفاعات ديده می شوند، اولين نقطه ای که قله ديده می شود]
7.4. وضعيت مسير [ميزان برف در طول مسير، مناطق بهمن خيز، مناطقی که خطر ريزش سنگ دارند، مناطق باتلاقی يا گلی]
7.5. تحليل وضعيت منطقه جهت اجرای برنامه در فصول مختلف ، مسيرهای صعود زمستانی و تابستانی و بهترين زمان صعود
7.6. عکس و اسلايد و کروکی از منطقه
8) زمانبندی صعود وفرود
9) توصيف جغرافياي تاريخی منطقه [پوشش گياهی و جانوری، يخچال طبيعی، رودخانه،جنگل، ساختار کوههای منطقه]
10)توصیف جغرافیای طبیعی منطقه[ از لحاظ موقعيت و ارتفاع و وضعيت جانپناه و ظرفيت آن ]
11)توصیف پناهگاهها وجانپناهای منطقه و محلهای کمپ
12) وضعيت آب آشاميدنی [رودخانه،چشمه،حوضچه آب،پهنه برف، برکه و آخرين نقطه ای که می توان آب برداشت.]
13) شرايط جوی منطقه ( در اين برنامه و در حالت کلی ) [از لحاظ بارش برف يا باران، مه، آفتاب, باد]
14) اولين صعود- صعودهای شاخص
پيدا کردن اولين صعود در ايران کار آسانی نيست چرا که گزارش نويسی در بين کوهنوردان ايرانی جاافتاده نيست. نوشتن تاريخچه ای از اولين صعود و صعودهای شاخص کامل کننده يک گزارش خوب است. گفتگوبا کوهنوردان قديمی، مراجعه به فدراسيون و سازمانهای کوهنوردی قديمی و استفاده از بايگانی گزارشها در اين مورد لازم است.
15) شرايط برنامه و تيم [مناسبت اجرای برنامه، سر پرست برنامه، نفرات برنامه، تعداد نفرات، شرايط شرکت در برنامه، برنامه های آمادگی، وسايل فنی موردنياز، تاريخ اجرای برنامه، مبدا حرکت و هزينه های برنامه . . . ]
16) توضيحات [ وقايع خوشايند و ناخوشايند در طول اجرای برنامه و . . . ]
17) تذکرات و نکات مهم در ارتباط با اجرای برنامه
18) راهنمايان محلی
آدرس, شماره تلفن و مشخصات نفراتی که می توانند به عنوان راهنمای منطقه اطلاعات داشته باشند يا افراد محلی که می توانند در منطقه به کوهنوردان کمک کنند يا حيوانات چهارپا در اختيار کوهنوردان قرار دهند. (درصورت تمايل اين افراد)
از : كوهنوردي