********* گروه کوهنوردی بانوان تچر عضو میپذیرد *********
جهت عضویت با شماره تلفنهای 09361481718 - 09178267626 تماس حاصل فرمایید

‏نمایش پست‌ها با برچسب مقالات آموزشي جهت اعضاگروه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مقالات آموزشي جهت اعضاگروه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

روشهای جهت یابی به کمک ستارگان


جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر ، ذات الکرسی و ستاره قطبی
در بالاى قطب شمال (در فضا) ستاره ثابتى است بنام ستاره قطبى که اگر رو به آن بايستيد رو به شمال خواهيد بود. براى پيدا کردن اين ستاره ميتوان از ستارگان دب اکبر و ذات الکرسى استفاده نمود. ستارگان دب اکبر هفت ستاره ميباشند که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند. اگر دو ستاره آخر يعنى لبه ملاقه را در نظر بگيريم و بوسيله يک خط فرضى آنها را بهم وصل نموده و پنج برابر امتداد دهيم اين خط به ستاره قطبى ميرسد.
بوسيله مجموعه ستارگان ذات الکرسى نيز ميتوان ستاره قطبى را پيدا کرد. اين ستارگان به شکل W بوده که راس زاويه وسطى آن بسمت ستاره قطبى ميباشد. اين دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقريبا مقابل يکديگرند و اگر احتمالا يکى از آنها معلوم نبود، ديگرى حتما ديده ميشود.

جهت یابی به کمک خوشه پروین
دسته‌اى ستاره، حدود ده تا پانزده عدد بشکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروين ميگويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دم آنها بطرف مشرق ميباشد.

جهت یابی به کمک ستارگان بادبادکی
حدود هفت يا هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال ميباشند. اين ستارگان نيز از شرق بطرف غرب حرکت ميکنند و در هر حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است

جهت یابی به کمک ماه
برای جهت یابی توسط ماه ابتدا باید بدانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم ؛ روش تشخیص آن نیز به قرار زیر می باشد:
دو سر هلال ماه را با یک خط فرضی به هم متصل می کنیم و آن خط آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد اگر شکل بدست آمده از این کار p انگلیسی بود در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل بدست آمده q انگلیسی بود در نیمه ی دوم ماه قرار داریم
_حال اگر در نیمه ی اول بودیم طرف کوژ (برآمده) هلال جهت مغرب را نشان می دهد.
_و اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم طرف قعر ( تو رفتگی ) هلال مغرب را نشان می دهد.
قطب نماي ماه
در يک شب مهتابي چوبي را داخل زمين فرو کنيد. با سنگ نوک سايه را علامت بگذاريد. ده دقيقه بعد با سنگي ديگر نوک سايه جديد را علامت بگذاريد. دو نقطه را به هم وصل کنيد اين خط مسير شرق- غرب را نشان ميدهد
پيدا کردن جنوب توسط ماه
خطي را بين دو تيزي هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين امتداد دهيد. انتها يا امتداد اين خط نقطه جنوب را در موقعيت شما نشان ميدهد

جهت یابی به کمک خورشید
همانطور که همگی می دانیم محل طلوع خورشید مشرق و محل غروب آن مغرب است . برای جهت یابی کافی است که بتوانیم یکی از جهات اصلی را پیدا کنیم آنگاه می توانیم با استفاده از رابطه ی معروف زیر سایر جهات را بیابیم :
اگر دست راست بطرف مشرق باشد؛ آنگاه دست چپ مغرب را نشان میدهد دراین حالت روبرو شمال و پشت سر جنوب خواهد بود .
این مطلب فقط در اول بهار و پائیز صحیح است، یعنی‌ در زمانهای دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد که البته به سادگی‌ قابل تصحیح است. به عنوان مثال در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید '' حداقل '' حدود 23.5 ( بیست و سه و نیم ) درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست

جهت یابی بکمک ستاره هاي اوريون - مینو اصفهانی
کمربند ستاره هاي اوريون
اوريون از 7 ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. سه ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. زمان ديدن صور فلکي اوريون وقتي است که از قسمت مشرق طلوع کرده و از مغرب غروب ميکند. در خط استوا، دو حالت زير تقريباً از روي سر شما ميگذرد:
از شمال عرض جغرافيايي جنوبي
از جنوب عرض جغرافيايي شمالي

جهت یابی به کمک ستاره قطبی (2) - مینو اصفهانی
پيدا کردن ستاره قطبي
براي پيدا کردن شمال، ستاره قطبي را پيدا کنيد.
ستاره هاي ديگر به دور ستاره قطبي مي‌چرخند.
آسانترين راه براي شناسايي ستاره قطبي، استفاده از مجمع الکواکب دب اکبر است. (از دو ستاره جلويي دب اکبر که در انتهاي کاسه دب اکبر وجود دارند خط راستي بکشيد انتهاي آن ستاره قطبي را نشان ميدهد.)
فاصله ستاره قطبي حدوداً 5 برابر فاصله بين دو ستاره است.
دقيقاً آن طرف ستاره هاي دب اکبر، مجمع الکواکب کاسيوپیا ديده ميشود. که از 5 ستاره تشکيل شده و ترکيب آنها به شکل M يا W است. ستاره قطبي در راستاي آخرين ستاره اين مجموعه است. فاصله هر کدام از اين مجموعه ها تا ستاره قطبي تقريباً برابر است.

منبع : سایت بیابانها و کویر های ایران

۱۳۸۹ فروردین ۲۹, یکشنبه

گزارش نویسی در کوهنوردی

مقدمه: در تعريف گزارش می گويند " گزارش انتقال پاره ای از اطلاعات است به کسی که از آن بی اطلاع است و يا آگاهی کافی ندارد." اين تعريف اگر در جايی ديگر کامل نباشد در دنيای کوهنوردی تعريف کاملی است. در منطقه ای که کمتر شناخته شده است،برنامه ای اجرا کرده ايم. زيبا بودن مناظر، بکر بودن منطقه يا ويژگی ديگری اين انگيزه را در ما ايجاد می کند که کوهنوردان ديگر را تشويق کنيم، مشابه اين برنامه را اجرا کنند. لذا نوشتن گزارش لازم می آيد،اما چه موقع بايد نوشت؟ چقدر بايد نوشت؟ و چه بايد نوشت؟
چه موقع بايد نوشت؟
گزارش نويسی سه مرحله دارد که عبارتند از :
Ø کسب آگاهی قبل از اجرای برنامه.
 Ø مشاهده و بررسی هنگام اجرای برنامه.
Ø اصلاح پس از برنامه
کسب آگاهی قبل از برنامه مشتمل است بر خواندن تمام گزارش های قبلی، ديدن کروکی و نقشه و گفتگو با اشخاصی که برنامه موردنظر را قبلا اجرا کرده اند.به اين ترتيب قبل از اجرای برنامه، تصويری ذهنی از برنامه ساخته ايم. منابع موجود که به طور معمول می تواند مورد استفاده قرار گيرد عبارتند از :
1. مجموعه گزارش برنامه ها در بايگانی گروه
2. نقشه های کوهنوردی و کروکی های تهيه شده توسط کوهنوردان ،باشگاهها و سازمانهای کوهنوردی
3. گزارش برنامه های موجود در سايتهای اينترنتی گروههای کوهنوردی
 پس از کسب آگاهی, تصويری از برنامه ساخته ايم. مرحله بعد يعنی هنگام اجرای برنامه، زمان مشاهده و بررسی اين تصوير است. گزارش نويس در اين مرحله درستی يا نادرستی داده ها را مشخص می کندو پس از آن زمان نوشتن گزارش تمام اصلاحات را بطور دقيق در آن وارد می کند.
چقدر بايد نوشت؟
نه آنقدر کوتاه که خواننده متوجه مقصود ما نشود و نه آنقدر بلند که از خواندن آن منصرف شود
چه بايد نوشت؟
1. عنوان برنامه [ راهپيمايی، کوهپيمايی، صعود قله، ديواره، غارنوردی، جنگل نوردی، صحرا نوردی،برنامه شناسايی،برنامه پاکسازی، برنامه آموزشی و . . . ]
2. نام کوه [ نام اصلی، نامهای ديگر قله و وجه تسميه]
3. ارتفاع قله
 4. موقعيت جغرافيايی
4.1. قله در چه استان واقع است؟
4.2. نزديکترين شهر مهم به آن چيست و چند کيلومتر با آن فاصله دارد؟
4.3. روستاهای اطراف کوه چه نام دارند و در چه جهتی نسبت به کوه قرار دارند؟
4.4. قله در کدام طول و عرض جغرافيايي قرار دارد؟
4.5. کوه مورد نظر در چه رشته کوهی واقع است و از جهات مختلف به چه رشته کوههايی متصل می شود؟
4.6. از جهات مختلف به چه کوههايی متصل می شود؟
4.7. کوه مزبور در کدام حوضه آبريز قرار دارد؟
5. نحوه دستيابی به منطقه و وسايل نقليه جهت دسترسی به منطقه
5.1. از چند راه می توان به مبدأ صعود رسيد؟
5.1. نام روستاها و آباديهايی که در طول مسيرقرار دارند و فاصله ( مسافتی يا زمانی ) بين آنها ؟
5.2. وضعيت راهها به لحاظ آسفالت، خاکی ، جيپ رو و . . .
5.3. وضعيت راهها در فصول مختلف.
5.4. نوع، ساعت حرکت، مبدأ حرکت و نرخ وسايل نقليه عمومی جهت دستيابی به منطقه.
5.5. نوع، ساعت حرکت، مبدأ حرکت و نرخ وسايل نقليه عمومی جهت بازگشت.
6. توصيف شهر, آبادی يا روستاهای منطقه
6.1. امکاناتی مانند برق،آب لوله کشی، تلفن راه دور، آنتن دهی موبايل ، درمانگاه، حمام، مدرسه، مسجد، پاسگاه يا پليس راه، وجود مغازه و فروشگاه ، نانوايی
6.2. زبان ، مذهب،وضعيت معيشتی واقتصادی ساکنين ونحوه برخورد با کوهنوردان و صنايع دستی و سوغات
6.3. نقاط ديدنی، کتيبه ها و بناهای قديمی، درياچه ها، پارکهای ملی، مناطق حفاظت شده
7) مسير قله
7.1. از چند جبهه و چند مسير می توان به قله صعود کرد و مبدأ صعود آنها کدام است ؟
7.2. مسيرهای صعود نشده آن کدام است؟ذکر ارتفاع مبدأ صعود، نقاط مهم بين راه، گردنه ها، قله های فرعی و قله اصلی در گزارش لازم است. GPS ، ارتفاع سنج و نقشه های توپوگرافی تجهيزات مناسبی برای مسيريابی و يافتن ارتفاع نقاط هستند. برای بعضی که به نقشه خوانی مسلط هستند, نقشه های توپوگرافی اصل و ارتفاع سنج مکمل است. ارتفاع سنج ممکن است تحت عواملی اشتباه کند ولی نقشه های توپوگرافی دقيق هستند. البته GPS نسبت به ساير روشها خطای بسيار کمتری دارد.
7.3. توصيف چشم اندازها و ديدمنطقه [قلل و مناطقی که از روی ارتفاعات ديده می شوند، اولين نقطه ای که قله ديده می شود]
7.4. وضعيت مسير [ميزان برف در طول مسير، مناطق بهمن خيز، مناطقی که خطر ريزش سنگ دارند، مناطق باتلاقی يا گلی]
7.5. تحليل وضعيت منطقه جهت اجرای برنامه در فصول مختلف ، مسيرهای صعود زمستانی و تابستانی و بهترين زمان صعود
7.6. عکس و اسلايد و کروکی از منطقه
8) زمانبندی صعود وفرود
9) توصيف جغرافياي تاريخی منطقه [پوشش گياهی و جانوری، يخچال طبيعی، رودخانه،جنگل، ساختار کوههای منطقه]
10)توصیف جغرافیای طبیعی منطقه[ از لحاظ موقعيت و ارتفاع و وضعيت جانپناه و ظرفيت آن ]
11)توصیف پناهگاهها وجانپناهای منطقه و محلهای کمپ
12) وضعيت آب آشاميدنی [رودخانه،چشمه،حوضچه آب،پهنه برف، برکه و آخرين نقطه ای که می توان آب برداشت.]
13) شرايط جوی منطقه ( در اين برنامه و در حالت کلی ) [از لحاظ بارش برف يا باران، مه، آفتاب, باد]
14) اولين صعود- صعودهای شاخص
پيدا کردن اولين صعود در ايران کار آسانی نيست چرا که گزارش نويسی در بين کوهنوردان ايرانی جاافتاده نيست. نوشتن تاريخچه ای از اولين صعود و صعودهای شاخص کامل کننده يک گزارش خوب است. گفتگوبا کوهنوردان قديمی، مراجعه به فدراسيون و سازمانهای کوهنوردی قديمی و استفاده از بايگانی گزارشها در اين مورد لازم است.
15) شرايط برنامه و تيم [مناسبت اجرای برنامه، سر پرست برنامه، نفرات برنامه، تعداد نفرات، شرايط شرکت در برنامه، برنامه های آمادگی، وسايل فنی موردنياز، تاريخ اجرای برنامه، مبدا حرکت و هزينه های برنامه . . . ]
16) توضيحات [ وقايع خوشايند و ناخوشايند در طول اجرای برنامه و . . . ]
17) تذکرات و نکات مهم در ارتباط با اجرای برنامه
18) راهنمايان محلی
آدرس, شماره تلفن و مشخصات نفراتی که می توانند به عنوان راهنمای منطقه اطلاعات داشته باشند يا افراد محلی که می توانند در منطقه به کوهنوردان کمک کنند يا حيوانات چهارپا در اختيار کوهنوردان قرار دهند. (درصورت تمايل اين افراد)
از : كوهنوردي

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

اهمیت آب و مایعات در ورزش کوه نوردی

دوسوم وزن بدن انسان را آب تشکیل می دهد. آب نه تنها مایه حیات که مایه شادابی و تندرستی است. تندرستی در شرایط بی آبی ناممکن است و ورزش در این شرایط مضر خواهد بود. پس برای بهره مندی از ورزش در چهت افزایش تندرستی و زندگی سالمتر، باید آب را جدی بگیریم.
بدن انسان در شرایط استراحت به ازای هر کیلوگرم وزن معادل یک سی سی آب در ساعت نیاز دارد. این مقدار برای یک فرد 70 کیلوگرمی حدود 7/1 لیتر در روز خواهد بود. این میزان با افزایش فعالیت بدنی و در شرایط محیطی مختلف تا بیش از 10 لیتر در روز می تواند برسد.
مواد محلول در آب معمولی شامل مواد معدنی و عناصر مختلف مانند سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیوم و بسیاری املاح دیگر می باشد. این الکترولیتها و دیگر مواد مورد نیاز بدن از طریق آب و نوشیدنی های مختلف تامین می شوند. کمبود هر کدام از الکترولیتها و عناصر مختلف می تواند باعث ایجاد اختلال در عملکرد بدن بویژه در شرایط دشوار همچون ورزش کوهنوردی شوند. در ورزش کوهنوردی با توجه به نوع فعالیت بدنی و نیز حمل کوله پشتی و شرایط محیطی چون گرما، سرما و باد، نیاز بدن به آب بیشتر است. پاسخ مناسب و کافی به این نیاز لازمه یک برنامه کوهنوردی بدون عارضه است.
بهترین راه برآورد میزان مایع مورد نیاز بدن در یک فعالیت ورزشی توزین ورزشکار قبل و بعد از ورزش است. میزان کاهش وزن بیانگر میزان آب از دست رفته و مایع مورد نیاز برای جبران آن است. این روش عملا در ورزشی مثل کوهنوردی قابل انجام نیست. لذا پروتکل های مصرف آب و دیگر مایعات در کوهنوردی لازم و بسیار مفید می باشد.
پیش از شروع صعود با مصرف کافی آب باید بدن در حالت هیدراتاسیون مناسب باشد. این امر با مصرف حداقل نیم لیتر آب طی دو ساعت قبل از شروع صعود امکان پذیر است. با توجه به اینکه معمولا مدت متوالی هر صعود بیش از یک ساعت است در یک شرایط آب و هوایی متعادل و در یک برنامه متوسط و ارتفاع نه چندان زیاد، در هر 20 دقیقه حدود 200 تا 250 سی سی آب نوشیده شود. در ورزش کوهنوردی این آب باید حاوی حدود 40 گرم قند (7-6 حبه قند) در هر لیتر باشد. همچنین در صورتی که صعود مداوم بیش از 2 ساعت به طول می انجامد لازم است که حدود 6/0 گرم نمک به هر لیتر این آب اضافه شود. این ترکیب ضمن تامین مایعات مورد نیاز بدن و جبران آب از دست رفته، مانع خستگی کوهنورد می شود. توصیه می شود پس از پایان صعود و تصمیم برای کمپینگ مایع زیاد و شیرین تر نوشیده شود تا ضمن جبران کمبود آب، روند ترمیم ذخایر گلیکوژن عضلات شروع شده و کوهنورد را برای صعود بعدی در همان برنامه آماده سازد.
مصرف آب میوه های رقیق شده به نسبت 1 به 2 با آب نیز می تواند مایع مناسبی باشد. باید توجه داشت که مصرف مایعات خیلی شیرین ضمن کاهش جذب آب باعث ایجاد خستگی در کوهنورد نیز خواهد شد.
در نهایت باید تاکید نمود که از مهمترین مواد مغذی در ورزش کوهنوردی آب و مایعات است و با توجه به دشواری دسترسی و حمل آب در برنامه های کوهنوردی لازم است که کوهنوردان برنامه ریزی مناسبی جهت مصرف کافی آب در حین صعود و کمپینگ خود داشته باشند. به نظر می رسد برای کم کردن وزن کوله پشتی آخرین چیزی که باید از کوله پشتی خارج شود آب است! چرا که آب مایه توان و موفقیت و در مواقعی نجات جان کوهنورد

۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

آموزش گره های کوهنوردی

برای مشاهده نحوه زدن هر گره روی اسم آنها در ادامه مطلب کلیک کنید و صبر کنید تا آموزش تصویری آن لود شود.

انواع گره ها و کابرد آنها :
گره هشت ساده Simple Eight
گره هشت یک لا Figure of Eight : اتصال سر طناب حمایت به کارابین و صندلی نفر صعود کننده یا به کارگاه.
گره هشت دولا : اتصال سر طناب فرود به کارگاه.

گره هشت تعقیب Retraced Figure of Eight : اتصال طناب به صندلی و زدن گره هشت در حلقه ای بسته .بعد از زدن گره باید اندازه آن را تنظیم نمود.بطوریکه گره به خوبی به صندلی بچسبد.
گره دو سر طناب یک لا Fisherman : اتصال دو سر طناب هم قطر به یکدیگر ( کمتر مورد استفاده قرار می گیرد)
گره دو سر طناب دولا Double Fisherman : اتصال دو سر طناب به یکدیگر با ضریب اطمینان بیشتر نسبت به گره دو سر طناب یک لا و اتصال دو سر طناب غیر هم قطر با اختلاف قطری حداکثر یک شماره.
گره حمایت Hafmastwurf : برای حمایت صعود کننده یا فرود مورد استفاده قرار می گیرد . این گره را در مواقع ضروری می توان با یک گره ضامن قفل نمود.( این گره از شوک های ناگهانی به دلیل شکست طناب جلوگیری میکند)
گره چفت شونده Munter Hitch : برای قفل نمودن گره حمایت (زدن ضامن)
گره خود حمایت Clove Hitch , Mastwurf : برای ثابت کردن طناب _ خود حمایت . این گره در محل کارگاه و بر روی کارابین اجرا می شود. از زاویه دیگر با کارابین و نوع استفاده دیگر
گره تسمه Water Kont : اتصال دو سر نوار (تسمه)
گره پروسیک Prusik : برای خود حمایت هنگام فرود به کار می رود . خاصیت این گره چفت شدن بر روی طناب است و بنا به همین خاصیت در عملیات بالاکشی نیز کاربرد دارد. نوعی استفاده از گره پروسیک ، زدن یکدستی گره پروسیک
گره بولین Bowline : یکی از مزیت های این گره باز شدن آسان آن حتی بعد از فشار بر روی آن است. ولی بی دقتی در زدن آن می تواند خطر ساز باشد.
گره رکابی : برای ساختن نردبانها و برانکارد طنابی از آن استفاده می شود.
گره پروانه : این گره یکی از گرهای کوهنوردی است که از هر سه جهت می توان از آن بار گرفت.
خواص گره کوهنوردی :
در مقابل کشش و ضربه محکم و مقاوم است.
به سادگی زده و با دست به آسانی باز می شود.
هنگام کار بر اثر فشار وارد بر آن باز نمی گردد.
هر قدر فشار بر روی آن وارد شود محکم تر می شود.
کوچک ، کم حجم و دارای کمترین شکست است . چرا که هر شکست طناب باعث کاهش مقاومت آن می گردد.
چند نکته :
۱. در سایت زیر انواع گره ها به زیبایی آموزش داده شده است !
http://www.animatedknots.com/
2. گاهی اوقات زندگی کوهنوردان به گره ها ارتباط دارد پس لازم است انواع گره زدن را با سرعت زیاد بسیار تمرین کنیم .
3. سعی شود گره ها بسیار خوانا و تمیز باشند چون علاوه بر اینکه از اشتباه جلوگیری میشود در صورت فشار امکان باز شدن گره از بین میرود.
4 . علا وه بر گره های بالا گره های بسیاری وجود دارد البته پر کاربرد ترین ها اینها هستند که سعی میکنم در آینده گره های پرکاربرد دیگر همچنین کاربرد این گره ها را کامل کنم و آموزش دهم!
5 .
دریافت کل آموزش های بالا در قالب یک فایل
توضیحاتی درباره گره پروسیک به نقل از
وبلاگ نگین علم :
گره پروسیک
مدتها بود در تفکر برای نوشتن متنی درباره فرود بودم . اتفاقات متوالی در کوهها و دیواره های ایران هنگام فرود و بحثهای متوالی درباره گره پروسیک و نوع استفاده از آن مرا واداشت تا در این مجال مطلبی حضورتان ارائه کنم .
لازم به توضیح است هدف از نوشتن این مطالب ، استفاده از خرد جمعی عموم کوهنوردان و مربیان و تمامی کسانی است که به کار فنی در ارتفاعات می پردازند .


اشخاص زیادی هستند که اصولا با وجود این گره مخالفند و البته موافقان زیادی هم دارد . برای اینکه زودتر به اصل بحث برسیم بهتر است توجه داشته باشیم در تمامی مراجع کوهنوردی همواره به داشتن خود حمایت تاکید شده و منظور از خود حمایت داشتن اتکا به کارگاه و یا حمایتهای میانی در هر حالت و مقطع از سلسله عملیات صعود یا فرود است . حتی بسیار تاکید می شود تا زمانیکه وارد حمایت بعدی نشدید از حمایت قبلی خارج نشوید . برای داشتن خود حمایت در حین فرود ، ساده ترین و ابتدائی ترین روش استفاده از طنابچه و زدن گره پروسیک بر روی طناب اصلی است . البته ابزارهایی هم وجود دارند که کار با آنها آسانتر است و بعنوان یک گره اتوبلوک (خودکار ) می تواند به ما کمک کند . اما عموم کوهنوردان بدلیل سبک و ارزان بودن از یک طنابچه ۵ تا ۷ میلیمتر – بسته به قطر طناب فرودشان – استفاده می کنند که البته نیاز به تعویض زودهنگام و بررسی دقیق دارد . بحث ما در اینجا لزوم استفاده از این ابزار و خود حمایت فرود نیست . چرا که لزوم آن بر همگان مشخص است .
در سالهای قبل بسیار سعی شد با استفاده از تجربیات اصحاب فن و مربیان و منابع خارجی ، روش صحیحی برای استفاده از گره پروسیک ارائه گردد .
یادم هست که حدود سال ۸۰ اعلام شد که گره پروسیک از بالای ۸ فرود به پائین آن منتقل گردد و چند سال بعد مجددا این گره به جای خود برگشت و در منابع آموزشی مندرج گردید . بنده در اینجا قصد حمایت از هیچ کدام از ۲ روش ارائه شده را ندارم بلکه فقط آنچه به ذهنم می رسد را بیان می کنم و قضاوت را به عهده خوانندگان متن حاضر می گذارم . در ذیل به ترتیب به بیان ویژگیهای استفاده از طنابچه پروسیک در بالا و پائین ابزار فرود می پردازم .
استفاده از طنابچه پروسیک در بالای ابزار فرود :
۱- استفاده از حداقل امکانات
۲- استفاده از طنابچه پروسیک که طول حلقه آن حداقل حدود ۴۰ سانتی متر باشد تا فاصله مناسب برای حرکت بر روی طناب داشته باشد
۳- قفل شدن خوب و سریع و به موقع
۴- آمدن فشار اولیه بر روی گره پروسیک که البته به سختی هم آزاد می گردد .
۵- استفاده از ۲ دست هنگام فرود ؛ بطوریکه یک دست برای گرفتن امتداد طناب و دست دیگر برای پائین آوردن گره پروسیک حین فرود استفاده می شود .
استفاده از پروسیک پائین ابزار فرود :
۱- استفاده از یک اسلینگ بطول تقریبی ۱۵ تا ۲۵ سانتی متر جهت اتصال ابزار فرود .
۲- استفاده از پروسیک کوتاهتر نسبت به حالت قبل (و البته کوتاهتر از طول اسلینگ تا وارد ۸ فرود نشود).
۳- قفل شدن خوب و سریع و به موقع
۴- آمدن فشار اولیه بر روی ابزار فرود و سپس قفل شدن گره پروسیک که البته این امر به آزاد شدن راحت تر گره منجر می شود .
۵- استفاده از یک دست که هم امتداد طناب را دارد و هم گره پروسیک را بر روی آن حرکت می دهد .
۶- داشتن تعادل بهتر بدلیل اینکه ابزار فرود از بدن دورتر است و در حین فرود زاویه امتداد طناب نسبت به ابزار فرود بسته تر است و همین امر موجب اصطکاک بیشتر می شود . و در زمان فرود روی طولهای بلندتر کنترل بهتری به فرود رونده می دهد .

۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

سرپرستی و هدایت گروه

هدف از ارائه هدايت گروه دانستن وظايف يك سرپرست قبل از اجراي برنامه ، در حين اجراي برنامه و بعد از اجراي برنامه مي باشد. اين مسئوليت در تيم و برنامه ها از اهميت ويژه اي برخوردار است. زيرا در واقع جان افراد هم در دست اوست . به اين دليل كه تصميم گيرنده نهايي سرپرست تيم است و اوست كه برنامه را هدايت مي كند و همه افراد تيم از او تبعيت مي كنند و همينطور نحوه اجراي برنامه چه از لحاظ كيفيت و كميت تا حدود زيادي به سرپرست بستگي دارد . و نتيجه گرفتن از برنامه براي نفرات تيم و خود سرپرست بدليل صرف هزينه و زمان مهم مي باشد .
از لحظه اي كه برنامه به ذهن يك فرد مي رسد و يا اجراي برنامه به عهده يك شخص گذاشته مي شود، مسئوليت سرپرستي او نيز آغاز مي شود و شروع به برنامه ريزي و طراحي برنامه مي كند.
وظايف سرپرست به سه قسمت تقسيم مي شود :
- وظايف قبل از اجراي برنامه
- وظايف در حين اجراي برنامه
- وظايف بعد از اجراي برنامه

وظايف سرپرست قبل از اجراي برنامه :
قبل از طراحي برنامه بايد هدف از اجراي آن مشخص گردد و طبق آن برنامه ريزي گردد. هدف از اين گونه طراحي ، سازماندهي و انجام پيش بيني هاي لازم جهت اجراي موفقيت آميز و لذت بخش يك برنامه كوهنوردي و اجتناب از خطرات بالقوه كوهستان مي باشد.
مي توان 3 عامل اصلي را براي طراحي و برنامه ريزي در نظر گرفت :
1 – طبقه بندي افراد
2 – طبقه بندي برنامه
3 – هزينه برنامه

1 – طبقه بندي افراد :
تمام افرادي كه خواهان شركت در برنامه هستند را مي توان طبقه بندي نمود. پس از طبقه بندي و با توجه به تواناييها مي توان براي صعود ديواره اي بلند نفرات را انتخاب كرد و يا راهپيمايي چند ساعته در دشتي سرسبز و صعود قله اي را پيشنهاد نمود. يك سرپرست مي تواند برنامه را طبق افراد شركت كننده تعيين و طراحي كند و يا بعد از تعيين برنامه، نفرات خود را براي برنامه طبق طبقه بندي آنها مشخص سازد.
واقع گرايي در طراحي و اجراي برنامه هاي كوهنوردي اصلي انكارناپذير است. نبايد تحت تأثير احساسات به منظور تأمين نظر دوستان، تسليم خواستهاي غيرمنطقي شده و تصميم گيري نمود. برخي گذشتها و يا بلند پروازي هاي غيرمعقول مي توانند خطر آفرين باشند. توجه كافي به قابليتهاي افراد علاوه بر تضمين سلامتي و موفقيت تيم، تجربه اي خوشايند و الگويي صحيح از يك صعود برنامه ريزي شده در ذهن تك تك شركت كنندگان به يادگار باقي خواهد گذارد.
مي توان افراد را بر حسب موارد زير طبقه بندي نمود:
الف) تجربه
ب) توان (روحي و جسمي)

الف) تجربه
استمرار در كوهنوردي مي تواند باعث افزايش تجربه گردد. بديهي است هوش ، دقت نظر ، مطالعه و تبادل نظر با ديگر كوهنوردان و افراد با تجربه مي تواند اين روند را سرعت بخشد.
نبايد فراموش كرد كه هميشه ميزان تجربه هر كوهنورد به سن و حتي سالهاي فعاليتش رابطه مستقلي ندارد بلكه كميت و كيفيت برنامه هاي موفق اجرا شده توسط وي و همچنين عملكردش در برنامه هاي گذشته و حال بهترين شاخص تجربه اوست.
ب) توان :
توان به معناي فعليت اجراي برنامه را مي توان به 2 قسمت تقسيم كرد : توان روحي و توان جسمي

2 – طبقه بندي برنامه :
برنامه هاي كوهنوردي داراي تقسيماتي است و يك سرپرست براساس اين تقسيم بندي برنامه خود را طراحي كند.
الف)‌ مدت زمان اجرا
ب) ارتفاع
ج ) فصل
د) دشواري و سختي مسير(آشنايي با منطقه)

الف) مدت زمان اجرا:
زمان بندي و مدت زمان مورد نياز اجراي هر برنامه اي را مي توان تخمين زد. اگر در محاسبات دقت نكنيم احتمال دارد در اجراي برنامه با كمبود وقت و زمان موجه شده، مجبور شويم برنامه را ناتمام رها كرده، باز گرديم. تخمين مدت زمان برنامه مي تواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. زيرا بر اساس آن مي توانيم مقدار تداركات لازم را با خود در برنامه ببريم و براي استفاده روزانه برنامه ريزي كنيم و همينطور نفرات خاص خود را تعيين كنيم. هر قدر مدت زمان اجرا و تعداد روزها افزايش مي يابد. نياز به پزشك و امكانات درماني و نيز برخي امكانات خاص نيز بيشتر مي شود.

ب) ارتفاع :
تنوع قلل، ارتفاعات گوناگون و شرايط اقليمي مختلف كه بر آنها حاكم است، كوهنوردان را ملزم مي سازد تا بر حسب توانايي تكنيكي (تيمي و فردي) و امكانات و ابزاري كه در اختيار دارند، برنامه ريزي نمايند.
با افزايش ارتفاع ، دما ، اكسيژن و فشار هوا كاهش يافته و صعود دشوارتر مي شود. به همين دليل بهتر است قبل از اقدام به صعود قلل مرتفع، سطح خود را در ارتفاعات كمتر و شرايط سهلتر محك زده و با آگاهي بيشتر نسبت به توانائيهاي خويش، عازم مناطق مرتفع شود.
نبايد فراموش كرد كه در ارتفاعات هميشه محاسبات قبلي درست از آب در نمي آيد. چون در كوهستان تغييرات دما و شرايط جوي شديدتر و سريعتر است و معمولاً آنها كه خود را آماده ساخته اند، سالمتر و موفقترند.

ج) فصل :
اطلاع از شرايط مختلف فصلهاي سال و تأثير آن بر كوهستان از لحاظ شرايط جوي، اختلاف دما و بارشها و همچنين اطلاع از مسيرهاي صعود در فصول مختلف از وظايف مهم يك سرپرست است كه با توجه به آنها و محدوديتي كه بوجود مي آورند ، برنامه ها را طراحي كند و درحين اجرا از آن موارد براي اجراي موفق برنامه استفاده كند .
معمولاً مسيرهاي صعود در تابستان و زمستان متفاوت هستند مسيري كه در تابستان يك ساعته به سادگي طي مي شود ، برفكوبي پرحجم و چند ساعته زمستانه، مي تواند آن را تبديل به مسيري وقت گير و بسيار دشوار و خسته كننده نمايد. يال وسيعي كه چمنزاري زيبا آن را پوشانده در زمستان مي تواند مستعد ريزش بهمن باشد .
د) دشواري و سختي مسير (آشنايي با منطقه) :
به لحاظ ساختاري ، قلل، رشته كوهها و مناطق مختلف، دشواري صعود يكساني ندارند. صعود يك كوه ممكن است از مسيري بسيار سهل و الوصول باشد و از جهتي ديگر نياز به زمان بيشتر ،‌سنگنوردي و يا در زمستان به لحاظ تشكيل بهمني بزرگ بسيار دشوارتر و خطرناك تر باشد.
عزيمت به منطقه و شناسايي مسير مورد نظر از محل و يا يال نزديك به آن در زمان مناسب ، عكسهاي شناسايي، گزارش برنامه هاي مكتوب، نقشه و كروكي منطقه و مسير يا كسب اطلاعات از كوهنورداني كه قبلاً به منطقه رفته اند پيش نياز برنامه ريزي سرپرست براي يك برنامه كوهنوردي است. در واقع بهتر است كوهنورد قبل از اقدام به صعود تا حد امكان مشكلات و محدوديتهاي مسير را شناسايي كرده و بداند با چه مسائلي مواجه خواهد شد. يقيناً شناخت مسير و منطقه، عملكرد كوهنوردي را بهبود بخشيده و او را از لحاظ رواني قويتر مي كند و قادر مي سازد تا در زمان بروز مشكلات و خطراتي مانند هواي خراب، گم كردن مسير ، حوادث و ... .
ايمن ترين و ساده ترين راه را انتخاب نموده و صحيح ترين تصميم را بگيرد. به لحاظ دشواري و يا شرايط خاص برخي از مسيرها ، نمي توان تعداد نفرات را به دلخواه مشخص نمود و مشكلات صعود، محدوديتهايي را به گروه ديكته مي كند . در صعود با طناب ، يك گروه 2 نفره سريعتر از گروه 3 نفره صعود مي كند. در برنامه اي كه نياز به برفكوبي زيادي دارد، 4 نفر راحتتر از يك گروه 2 نفره برفكوبي مي كنند و ... .

3 – هزينه برنامه :
معمولاً هزينه با مدت برنامه رابطه مستقيم دارد. مهمترين مواردي كه هزينه هاي هر برنامه اي را تعيين مي كنند عبارتند از :
الف) تداركات
ب)‌حمل و نقل اعضاء و بارها
ج) وسايل خاص

الف)تداركات
در برنامه هاي كوتاه مدت يكي دو روزه شايد اين مورد خيلي مهم جلوه نكند اما با افزايش روزهاي برنامه به يك يا چند هفته بطور قطع در هزينه و موفقيت تيم تأثير مي گذارد. تداركات مي بايد بر حسب فصل و شيوه صعود تهيه گردد.كم بودن تداركات نسبت به مدت زمان برنامه و نيز ناقص و يا نامرغوب بودن آنها مي تواند به برنامه و يا گروه آسيب رساند و جلوي موفق اجرا شدن برنامه را بگيرد. به طور مثال اگر مقدار مواد غذايي زودتر از موعد مقرر اتمام برنامه تمام شود و يا اگر در زمستان كبريتها از نوع نامرغوب انتخاب و خريداري شوند و يا خوب عايق بندي نشده و مرطوب شوند حتي با وجود هواي خوب و شرايط عالي همراهان صعود را با مشكل جدي روبرو خواهد كرد. مي توان در برخي برنامه ها مقداري از تداركات را قبل از اجراي برنامه و در شهر تهيه كرد و بقيه را در حين اجراي برنامه از شهرها، روستاها يا عشاير منطقه تهيه كرد.
انتخاب مناسب مواد غذايي با توجه به مدت زمان برنامه، فصل دشواري و نيز در صورت امكان تقريباً متناسب با ذائقه اكثريت گروه مي تواند در تأمين صحيح انرژي افراد مؤثرباشد و تا حدودي جلوي فشار زياد ناشي از تلاش جسماني شديد در ارتفاع و سرما را بگيرد.
و نيز سرپرست برنامه بهتر است از وارد بودن نفرات در شيوه استفاده از برخي وسايل تداركاتي و عمومي مانند چادر،چراغهاي خوراكپزي و روشنايي و غيره كه در برنامه مي تواند آسيب رسان باشند، مطمئن شود.

ب) حمل و نقل اعضاي گروه و بارها
توجه به ساعات حركت وسايل نقليه عمومي بين شهري اعم از اتوبوس، ميني بوس، قطار و هواپيما مي تواند در انتخاب بهتر وسيله حمل و نقل و ايجاد تناسب و تعادل بين بين وقت و هزينه راهنماي خوبي باشد. در برخي موارد تعداد زياد نفرات هزينه را كاهش مي دهد. به طور مثال زماني كه گروه محدوديت زماني دارد و يا منطقه فاقد سرويس عمومي بوده و نياز به كرايه نمودن وانت، جيپ و يا ميني بوس باشد.
معمولاً حجم بار برنامه هاي بلند مدت آنقدر است كه نفرات گروه ترجيح مي دهند از باربران محلي كمك گرفته و يا با چهارپاداران وارد معامله شوند.

ج) وسايل خاص
برخي وسايل جزو وسايل كوهنوردي حساب نمي شوند. مانند يخدان حمل مواد غذايي، قابلمه بزرگ و غيره كه گروه مي بايد آنها را تهيه كند. برخي ديگر بر حسب اجراي برنامه ها نياز به وسايل خاص دارد مانند تور و يا چادر مخصوص ديواره هاي بلند، طناب ثابت و ... .
به طور كلي مي توان وظايف سرپرست را قبل از اجراي برنامه به صورت زير خلاصه كرد:
1 – تعيين هدف برنامه
2 – طراحي و برنامه ريزي
3 - شناسايي منطقه مورد نظر
4 – پيش بيني مدت زمان اجراي برنامه
5 – تعيين نفرات شركت كننده در برنامه
6 – تعيين مسئول تداركات و مسئول فني و در صورت لزوم مسئوليتهاي ديگر (مسؤول مالي ، امداد ، راهنما و ..)
7 – تعيين نوع وسيله نقليه
8 – آگاه ساختن مسئولين گروه يا والدين و دوستان از كم و كيف برنامه
9 - تشكيل دادن يك يا چندين جلسه هماهنگي
10 – در صورت لزوم اجراي برنامه تمريني
11 – اطلاع از وضعيت آب و هوايي در طول اجراي برنامه
12 – تخمين هزينه برنامه و بهينه سازي
13 – كنترل تداركات برنامه و نيز وسايل فني
14 – اگر براي برنامه وسيله نقليه اي كرايه شده ، كنترل و اطمينان حاصل كردن از وضعيت فعلي آن و پيش بيني هاي لازم براي جاده ها
15 – اطلاع سرپرست از برخي مسائل افراد تيمش بخصوص بيماري هاي آنها

وظايف سرپرست در حين اجراي برنامه :
بديهي است كه بخش مهم وظيفه يك سرپرست از لحظه اجراي برنامه آغاز مي شود. البته اين بدان معنا نيست كه بخش قبلي از اهميت كمتري برخوردار است هرچه يك سرپرست قبل از اجراي برنامه پيش بيني هاي لازم را كرده باشد و برنامه را به شكل خوبي طراحي كرده باشد در حين اجراي برنامه از فشار كمتري برخوردار است و مي تواند به راحتي برنامه ريزي خود را به اجرا درآورد و اين قسمت از آن جهت مهم است كه از اين لحظه به بعد جان و سلامتي افراد گروه تا حدود زيادي در دست سرپرست است و نيز بتواند برنامه اش را طبق برنامه ريزي قبلي و موفق اجرا كند.
- در آغاز برنامه اوضاع روحي و جسمي نفرات و همچنين كوله و وسايل آنها و نيز وسايل عمومي را بايد كنترل كرد تا در حين اجراي برنامه مورد و يا مشكلي براي گروه پيش نيايد.
- آگاهي از كل اوضاع در حال جريان و كنترل آنها مي تواند جلوي خسارتهايي به برنامه را بگيرد.
- در برخي موارد گرفتن راهنماي محلي و با خبرشدن از اوضاع كنوني منطقه ضرورت پيدا مي كند ولي هميشه نمي توان به گفته ها و اطلاعات محليان اطمينان كرد به خصوص از بابت زمان بنديهاي برنامه ما در عين حال بايد به عقايد و رسوم آنها احترام گذاشت و افراد گروه را از اين بابت توجيه كرد.
- مسيريابي و شناسايي معابر از روي نقشه و اطلاعات قبلي گاه در برنامه ضرورت پيدا مي كند و ازآن جهت يك سرپرست بايد به اين فنون آگاهي داشته باشد.
- پيدا كردن محلهايي مناسب براي زمانهاي استراحت و نيز شب ماني و كمپينگ در احياي انرژي و رفع خستگي گروه مؤثر است و نيز تنظيم زمانهاي استراحت به موقع و كنترل آنها در اين مورد نقش مهمي را داراست.
- انتخاب صحيح نفراتي براي مسؤوليت جلوداري و عقب داري گروه بدين صورت كه اين نفرات از افراد برجسته و قوي گروه باشند تا بتوانند ريتم مناسبي براي حركت گروه بوجود آورند و نيز اين امكان را به سرپرست بدهند تا نظم خوبي براي تيم بوجود آورد و بتواند ابتدا و انتهاي گروه را كنترل نمايد.
- نظرات بر كار مسؤوليتي كه براي برنامه تعيين شده ، اعم از جلودار، عقب دار، مسوول فني، تداركات، مالي ، گزارش نويس و ... از وظايف مهم سرپرست است.
- يك سرپرست بايد در طول برنامه اطلاع دقيقي از وضعيت روحي و جسمي افراد داشته باشد و نيز از وضعيت امكاناتي آنها از بابت كوله، مواد غذايي و آشاميدني ها و ... با خبر باشد تا در موقع لزوم تدابير لازم را به كار برد.
- سرپرست يك تيم مي تواند اين توانايي را داشته باشد كه درگروه خود بين افراد ارتباط برقرار كند و نيز اگر خود سرپرست بتواند اين ارتباط را بين خود و اعضاء قوي تر سازد در كيفيت اجراي برنامه تأثير مثبت خواهد گذاشت.
- ايجاد نظم و هماهنگي و كنترل ريتم حركت گروه و نظارت بر حركت فرد و جلوگيري از پراكندگي آنان بهترين صعود را بوجود خواهد آورد
- برخورد مناسب سرپرست با افراد گروه بر روحيه تيم تأثير بسياري خواهد داشت. هر عكس العملي از جانب او در نظر افراد جلب توجه خواهد كرد مانند چهره ي شاد ، عبوس ، نگران، گرفته و يا آرام و .... كه تيم بر آن تأثير مي گيرد و احساس شادماني، نگراني ، دلهره ويا آرامش خاطر را در گروه مي تواند بوجود آورد به خصوص در موقع دشوار و خطرناك توان روحي وجسمي افراد ممكن است تقليل يابد نقش سرپرست در اين مورد بسيار مهم خواهد بود و تعيين كننده تشويق ها و روحيه دادن ها و آرام كردن گروه در مواقع بحراني باعث خواهد شد تيم سلامت و شاداب برنامه را به اتمام رساند.
وظايف سرپرست بعد از اجراي برنامه :
معمولاً وظايف سرپرست با خاتمه برنامه تمام نمي شود، بلكه برخي كارها است كه بعد از اجراي برنامه سرپرست بايد بدانها توجه داشته باشد. دادن گزارش برنامه با نقشه و كروكي دقيق و با پيگيري كار نويسنده گزارش برنامه به گروه از آنجمله است.
پيگيري موارد مالي و برخي تصميمات در باب آنها و نيز برخي تداركات باقي مانده اطلاع حاصر كردن از اوضاع و سلامت افراد بعد از خاتمه برنامه پيگيري وسايل فني و عمومي برنامه و كنترل كردن آنها و بازگرداندنشان به گروه و يا صاحبانشان در صورت تمايل برگزاري جلسه پيشنهادات و انتقادات و بحث در مورد برنامه و ... .
بنابراين مي بينيم كه چه مسئوليت سنگيني برعهده سرپرست برنامه قرار دارد. ولي از هنرهاي يك سرپرست اين است كه بتواند برخي مسؤوليتها را به شكل صحيحي بين نفرات گروه تقسيم كند و خود مانند يك مدير بر كار آنها نظارت و كنترل داشته باشد و به آنها جهت و سود دهد.
افرادي كه براي مسؤوليت ها برگزيده مي شوند بايد هر لحظه سرپرست برنامه را در جريان كارها قرار دهد و گزارشي در اختيار سرپرست قرار دهد تا او بتواند طبق آنها برنامه بايستي آمار كامل و دقيق تداركات را بداند و سرپرست را در جريان آن قرار دهد و نيز تهيه تداركات برنامه بايد زير نظر سرپرست باشد و براي استفاده از آنها و تعيين مقدار سهميه روزانه (به خصوص غذايي) در طول مدت برنامه با سرپرست هماهنگي كند.
در حين صعود در صورت برخورد با مسيرهاي فني ، مسؤول فني برنامه مسؤوليت تيم را به عهده مي گيرد. بديهي است خود سرپرست مي توان مسؤول فني هم باشد. ممكن است سرپرستي بخواهد تمام مسؤوليتها را خود به عهده بگيرد در اين صورت سرپرست بايد از تبحر خاصي برخوردار باشد تا بتواند هم از عهده مسؤوليت هايش برآيد و همچنين وظيفه سرپرستش را خوب انجام دهد ولي اگر غير اين باشد خستگي و فشار شديدي را بايد تحمل كند كه اين باعث مي شود تمركز روي برنامه از بين برود و كنترل برنامه با مشكل مواجه شود و در برخي مواقع با خطر روبرو شود. برگزيدن كمك سرپرست مي تواند كمك و مشاور خوبي براي سرپرست باشد و نيز اگر احياناً اتفاقي براي سرپرست تيم رخ دهد تيم دچار مشل نشود و فردي وجود داشته باشد كه اين مسؤوليت را به عهده بگيرد.
در بعضي موارد آزاد گذاشتن برنامه و افراد مي تواند در جذابتر كردن برنامه رأي نفرات مؤثر باشد به شرطي كه سرپرست توانايي كنترل و جمع و جور كردن آن را داشته باشد. بديهي است كه اين مورد در شرايط خوب برنامه و منطقه امكان پذير است و همين مورد در شرايط دشوارتر مانند مه، مسيرهاي صخره اي و يا بهمن خيز مي تواند جان افراد را به خطر اندازد.

حال با توجه به آنچه گفته شد، مي توان خصوصيات يك سرپرست را به طور خلاصه به صورت زير بيان كرد:
- آشنايي با اصول ابتدايي كوهنوردي و سنگنوردي و يخ و برف و همچنين گذراندن برخي دوره ها از جمله جهت يابي، هواشناسي، خطرات كوهستان، نقشه خواني ، تغذيه ، كمكهاي اوليه و ... .
- كنترل رواني و روحي خود در طول برنامه
- تجربه شركت در چندين برنامه كوهنوردي
- اخلاق
- شناخت از خود (نقاط قوت و ضعف جسمي ، روحي و ...)
- انعطاف پذيري مشورت با افراد و يا برخي از آنها و تصميم گيري نهايي توسط خودش، اصرار نورزيدن بي مورد بر اجراي كامل برنامه در صورت غيرممكن بودن و يا خطر ريسك ننمودن
- در هنگام خطر خونسرد، قاطع و سريع باشد
- بايد آمادگي تحمل سخت ترين شرايط را داشته باشد
- واقع گرايي و تابع احساسات نشدن
- برخوردار بودن از توانايي روحي و جسمي بالا
- تا حدودي توان خلاقيت و مدير و مدبر بودن و قدرت كنترل
- قابليت پذيرش انتقاد و يا پيشنهاد از جانب افراد گروه
- در آخر بايد اين مورد را در نظر بگيريم كه هميشه نمي توان يك سرپرست كامل بود و امكان خطا و اشتباه وجود دارد و نبايد به خود غره شد و برنامه هايي اجرا كرد و افرادي با خود برد كه از حد توان ما خارج است بايد حد و حدود تواناييهاي خود را بدانيم و آن را قبول كنيم و برطبق آن برنامه ريزي كنيم،زيرا اگر خداي نكرده اتفاقي در برنامه اي كه ما سرپرست آن هستيم بيفتد موجب پشيماني ها و مسائل جبران ناپذيري خواهد شد،‌چه بسا كه كوهنوردان خوبي به همين دلايل كوهنوردي را كنار گذاشته اند.
منبع : amouzeshtv.ir

اصول گام برداری صحیح در کوه

,صعود از كوه ورزشي توأم با راه پيمايي است كه ركن و پايه اصلي آن حركت است. آيا مي توان در كوه به راحتي قدم برداشتن در خيابانهاي شهر حركت نمود؟
آيا در اين جا نيز مي توان پاي خود را به زمين ساييده و يا يك پاي را جلوي پاي ديگر قرار داده و به عبارتي سر به هوا قدم برداشت؟ مسلماً خير.
فرق عمده اين است كه مسيرهاي كوهستاني خيلي به ندرت داراي سطح صاف و هموار است و از اين جهت شخص مي بايد قدمهاي خود را كنترل و تنظيم نمايد.
گامهاي متعادل از خستگي زودرس جلوگيري و انرژي شما را حفظ مي نمايد. در اين نوع حركت هيچ وقت نبايد پاي را به زمين ساييد يا استخوانها و عضلات را بي جهت به حركت درآورد. حفظ تعادل بايد به صورتي عملي شود كه در صورت احساس سستي زمين زير پا، بلافاصله خود را به عقب كشيده و حركات بعدي بدن را تحت كنترل درآورد. اينجاست كه به اهميت راه پيمايي صحيح در كوهستان واقف مي گرديم.

عوامل مؤثر در راه پيمايي
تعيين روش صحيح راه پيمايي با عوامل متعددي از جمله قدرت جسمي، ميزان بار، مسافت و زمان در ارتباط مي باشد.
لذا براي راه پيمايي صحيح در مناطق گوناگون، نمي توان به شرايطي واحد و يكسان دست يافت ولي عوامل اساسي و مهمي كه در راه پيمايي صحيح نقش تعيين كننده اي دارد را مي توان به ترتيب زير بيان نمود.
الف ـ سرعت راه پيمايي و تعيين درستي آن.
ب ـ اتخاذ روشي كه بر اساس آن سرعت راه پيمايي تنظيم و انرژي بدن ذخيره گردد.
ج ـ استراحت هاي لازم در خلال راه پيمايي.

الف : سرعت راه پيمايي
توجه به دو قسمت از بدن كه كنترلهاي جداگانه اي را بر روي اندام اعمال مي نمايند به ما كمك مي كنند تا به درستي سرعت قدم زدن خود پي ببريم .
در درجه اول : «قلب»، زيرا هركس به همان سرعتي مي تواند حركت كند كه ضربان قلبش اجازه مي دهد، هنگامي كه قدم برداشتن مستلزم تلاش زياد و همراه با افزايش ضربان قلب است اين امر نشان دهنده اين واقعيت است كه سرعت راه پيمايي زياد است.
دوم: «ريه ها» ، چون شخص مي تواند آن مقدار سرعت داشته باشد كه ريه هايش اجازه مي دهند ، مسلماً وقتي كه ريه ها با نااميدي و تلاش زياد دنبال هواي تازه هستند مي توان نتيجه گرفت كه سرعت زياد است.
وجود هر يك از نشانه هاي فوق باعث مي شود كه از سرعت راه پيمايي بكاهيم. لذا به خاطر ارتباط مستقيم توان پاها در راه پيمايي با ميزان ضربان قلب و تنفس ريه ها ( معروف است كه پاهاي كوه نورد قلب و ريه دوم او مي باشند ) سرعت در خلال راه پيمايي متغير است.
در شروع راه پيمايي مخصوصاً در صبحها بهتر است كه آهسته حركت نمائيم تا بدن بتواند به خواسته هاي ما آگاهي يافته و هماهنگي در بين فعاليت اعضاي مختلف از جمله چشم، پا، قلب و ريه ايجاد گردد. بعد از مدتي راه پيمايي شخص آمادگي بيشتري يافته و با نشاط و قدرت بدني خوبي حركت مي نمايد. در واقع ارتباط چشم، پا، قلب و ريه به نحو مطلوبي برقرار گشته و با به جريان افتادن خون در بدن ، عضله ها و اعصاب مربوطه نرم گشته و تحرك بيشتر و بهتري براي عكس العمل نشان مي دهند.

ب : تنظيم سرعت و ذخيره سازي انرژي
براي آشنايي با نحوه حركت صحيح در شيبها، تصور نماييد كه در پايين پلكاني با تعدادي پله ايستاده ايد براي شروع زانوهايتان را حتي المقدور به عقب متمايل نموده و مفصل زانوها را تا حد امكان باز و در يك راستاي مستقيم و عمود بر زمين قرار دهيد. سپس يك قدم به جلو برداشته و پاي عقب را همان گونه راست و به حالت ثابت نگاه داريد . بعد از قرار دادن پا روي اولين پله پاي ديگرتان را حركت داده و قدم بعدي را برداريد. اين بار پايي را كه روي اولين پله قرار گرفته مي بايد به حالت راست و ثابت نگهداريد .
اين تعويض پاها مي بايد در تمام طول راه پيمايي رعايت گردد . تا بدين ترتيب سنگيني وزن شما مستقيماً بر روي استخوانهاي پا قرار گرفته و فشار حاصل حتي المقدور به زمين منتقل گردد . بدين ترتيب هر يك از پاها در حين قدم برداشتن براي لحظه اي فرصت استراحت پيدا مي كنند .
بهتر است كه اين حركت را بر روي پله تمرين نموده و سپس آن را در كوه نيز تجربه نماييد . در راه پيمايي گامها بايد به صورت موازي برداشته شود وابتدا كف پا و سپس پاشنه پا بر روي زمين قرار گيرد . بنابراين نبايد پنجه پا را از قسمت خارجي و يا ابتدا از پاشنه آن بر روي زمين قرار داد .
عضلات پا وظيفه به حركت درآوردن اهرمها و مفصلها را به عهده دارند ، نه تحمل سنگيني و فشار حاصله از وزن بدن ، بدين خاطر توجه به اندازه گامها و فاصله آن با زمين در راه پيمايي بسيار مؤثر مي باشد .
در انجام حركات ورزشي اندازه هاي طبيعي بدن نقش به سزايي داشته و به تجربه ثابت شده كه اندازه گامهاي هر شخص در راه پيمايي برابر با اندازه طبيعي كمر وي مي باشد . فاصله گامها از زمين نبايستي از قوزك پا بيشتر باشد چون در غير اين صورت عضلات در هنگام جابجايي و قدم برداشتن انرژي بيشتري مصرف نموده و زودتر خسته و ناتوان مي گردند.
دقت بر مسير راه پيمايي از طريق چشم بسيار حائز اهميت است و نمي تواند به صورت يك عادت و عمل عادي درآيد . كوهستان محيطي است كه تحت تأثير نيروهاي طبيعي فراواني قرار دارد و به عنوان مثال مسيري كه يك بار قبلاً تجربه كرده ايم ممكن است بر اثر ريزش كوه ، جاري شدن سيل، فرود آمدن بهمن و ده ها عوارض ديگر دگرگون شود . ناديده گرفتن نكات ياد شده فوق ممكن است باعث صدمه ديدن عضلات و مفاصل گردد.

ج : استراحت در خلال راه پيمايي
در طول ساعات اوليه روز وقتي كه هنوز بدن خسته نشده توقف ها بايد خيلي كم و كوتاه باشد. براي استراحت كنندگان بهتر است در حالت ايستاده قرار گيرند و با تكيه بر يك درخت يا تخته سنگ كوله را از دوش خود بردارند و روپوش به تن كنند و تنفس عميق انجام دهند و در طول ساعات بعدي راه پيمايي بدن نيازمند استراحت كاملتر است و در اين حال راه پيمايان مي توانند در يك جاي مناسب نشسته و در حالي كه پاها صاف و كشيده بر روي زمين قرار دارد ، شخص مي تواند خوردني و نوشيدني از نوع قندي ميل نمايد .
از نظر رواني بهتر است كه در بالاي شيب استراحت نماييد نه در پايين آن و سعي كنيد محلي را انتخاب نماييد كه مشرف به مناظر خوبي باشد و امكان عكس برداري را براي شما فراهم سازد . انجام اين كار ، فكر شما را از پاها و عضلات خسته تان باز مي دارد .
در مناطق مشرف به باد استراحت ننماييد چون وزش باد و هواي سرد عضلات شما را به سرعت مي بندد .

چگونگي حركت در راه پيمايي هاي طولاني:
در كوه پيمايي، قدمهاي متعادل و آهنگ ثابت و سرعت يكنواخت ركن اساسي مي باشند. چنانچه يك روش كوه پيمايي بسيار مهم را خواسته باشيم تعيين كنيم كه بر اساس آن سرعت راه پيما تنظيم و انرژي ذخيره و به طور متعادل مصرف گردد آن روش قدم برداشتن توأم با استراحت مي باشد.
راه پيمايي در كوهستان همراه با صرف انرژي زياد است لذا پا و ششها احتياج به يك زمان كوتاه استراحت در خلال حركت پيدا مي كنند. در قدم آهسته همان طور كه در هر گام يك لحظه و مكث وجود دارد، تعداد تنفس مي بايد با اين جريان تطبيق داده شود. به طور مثال در شرايط معمولي هر سه يا چهار گام يك عمل دم و هر سه يا چهار گام ديگر با عمل بازدم هماهنگ مي گردد، در يان مثال گامها سريعتر از ريه هاي شخص عمل مي كند و در واقع گامها بايد در مكث بوجود آمده استراحت كنند لكن در ارتفاعاتي كه هوا رقيق است ريه ها احتياج به مكث دارند و در ازاء هر دو، سه، يا پنج نفس يك قدم برداشته مي شود.
در ارتفاعات بالا كوه نوردان مي بايد آگاهانه نفس عميق و سريع و پشت سر هم بكشند در ارتفاعات پايين عضله هاي پا هستند كه احتياج به زمان بيشتري جهت كسب انرژي دارند. يك عامل مهم در راه پيمايي توأم با استراحت، هماهنگي فكري و روحي مي باشد. وقتي كه قله همانطور دور و غيرقابل دسترس به نظر مي رسد. شخص مي بايد به اين روش اعتماد نمايد كه مسافتهاي باقي مانده را به كندي ولي پيوسته پشت سر بگذارد. در اين نوع حركت گامها مي بايد آهسته تر از مواقع معمولي برداشته شود، به نحوي كه نفس كشيدن مانع صحبت كردن نشود. اگر در هنگام حركت دچار تنگي نفس بشويم و نتوانيم براحتي با ديگران صحبت نماييم مي توان نتيجه گرفت كه سرعت قدم برداشتن زياد است.
قدم برداشتن آهسته و متعادل، احتياج به استراحت ثابت و ايستاي كمتري پيدا مي نمايد و بسيار بهتر از قدم برداشتن سريعي است كه مستلزم تعداد استراحت بيشتري مي باشد يك كوه پيما مي بايد بدون نياز به استراحت، لااقل براي مدت يك ساعت راه پيمايي نمودن بتواند بر روي شيبهاي تند با هماهنگي قدم برداشته و تنفس خود را كنترل نمايد. يك نفر مبتدي نبايد بيشتر از ده كيلومتر در روز راه پيمايي نمايد مخصوصاً در شرايطي كه ارتفاع بيشتر از 1500 متر باشد. در مناطق برفي و قلوه سنگي اين مقدار به تناسب كاهش مي يابد.

نحوه حركت در سرازيري
اولين مرحله آمادگي هنگام حركت در سرازيري اين است كه داخل پوتين جوراب ضخيم و نرم ديگري پوشيده و با بستن محكم بندكفش از حركت اضافي پا در پوتين جلوگيري نماييم. مراحل چهار گانه حركت در سرازيري :
1 - قدمهاي برداشته شده در سرازيري مي بايد متعادل تر از قدمهايي باشد كه تنها تحت تأثير قوه جاذبه قرار مي گيرد و بي اختيار برداشته مي شود.
2 - پا در هر قدم با زانوي شكسته بر روي زمين قرار مي گيرد و پاها مرتب و متواتر در كنار يكديگر حركت مي نمايند. راه پيمايي در سرازيري هيچ كجا به اندازه راه پيمايي در سربالايي مشكل نيست ولي نبايد شدت جراحات وارده را در سرازيري ناديده گرفت.
3 - در سرازيري است كه خراشهاي پوستي ايجاد مي شود و مفصل زانوها جابجا شده مچ پا مي پيچد، لذا سرعت راه پيمايي در سرازيري نبايد خيلي بيشتر از سرعت سربالايي باشد.
4 - در سرازيري شخص بايد گامهاي خود را با اختيار و كنترل شده بردارد و به دليل همين كنترل حركت است كه شخص بايد به ميزان سرعت خود دقت نمايد. معروف است كه كاميون با هر دنده اي كه در سربالايي مي رود حداكثر با يك دنده سبكتر از آن در سرازيري به آن توجه كند و همچنين به استراحت در سرازيري به همان اندازه استراحت در سربالايي اهميت دهد.

تنفس صحيح در كوه
تنفس بايد عميق و به طريقه صحيح صورت گيرد برخلاف آن چه اكثر اشخاص انجام مي دهند حجم ششها نبايد از طرفين افزايش يابد در اثر اين نوع تنفس غلط حجم قفسه سينه افزايش مي يابد.در تنفس صحيح حجم ششها از ناحيه تحتاني افزايش يافته كه اين امر با افزايش حجم شكم همراه است. اين شكل تنفس در ناحيه شكم به صورت ضربان مشخص و روشني قابل رؤيت مي باشد.
لذا از نظر راحتي هيچ وقت نبايد كمر را محكم با كمربند و مانند آن بست، كمربند مي بايد در پايين ترين حد ممكن بسته شود، در اين روش بايد سعي گردد هواي دم به تحتاني قسمت ريه ها هدايت و انباشتگي ريه ها از هواي دم انجام پذيرد. عمل بازدم بعد از يك مكث چند ثانيه اي و حداقل سه ثانيه به دنبال عمل دم با فشار پرده ديافراگم به قسمت تحتاني ششها به طور كامل با حداكثر تخليه صورت بگيرد.
منبع :گروه کوهنوردی چکاد رشت chekad-club.com