********* گروه کوهنوردی بانوان تچر عضو میپذیرد *********
جهت عضویت با شماره تلفنهای 09361481718 - 09178267626 تماس حاصل فرمایید

‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار تچر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار تچر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

برگزاري اولين دوره آموزش پزشكي غارنوردي

به اطلاع مي‌رساند بخش غارنوردي كارگروه كوه‌نوردي فدراسيون در نظر دارد جهت بالا بردن سطح اطلاعات پزشكي غارنوردان با توجه به اهميت امداد و نجات در برنامه‌هاي غارنوردي و همچنين با توجه به حوادث سال‌هاي گذشته با همكاري كارگروه پزشكي كوهستان فدراسيون، اقدام به برگزاري اولين دوره آموزش پزشكي غارنوردي نمايد، لذا از علاقه‌مندان به شركت در دوره فوق دعوت به‌عمل مي‌آيد.
 زمان: روز پنج‌شنبه 3/4/89 ـ ساعت 8 صبح
مكان: تهران ـ خيابان انقلاب، بين لاله‌زار و سعدي، ساختمان 609 طبقه سوم، دفتر خانه كوه‌نوردان تهران
لوازم مورد نياز: نوشت‌افزار
مدارك مورد نياز: يك قطعه عكس 4×3، كپي كارت ملي و شناسنامه، واريز مبلغ 150000 ريال به حساب 0106008114002 سيبا و ارائه فيش در روز ثبت‌نام.
عناوين و موضوعات آموزشي:
هيپوترمي و خطرات ناشي از آن در غارنوردي
سندرم خستگي، هارنس
تروماها و ضربه مغزي در غارنوردي
بررسي بيماري‌ها و مشكلات غارنوردان، بهداشت در غارنوردي
مقتضي است كليه هيئت‌هاي كوه‌نوردي ضمن اطلاع‌رساني، حمايت‌هاي لازم را به‌عمل آورند، لازم به ذكر است به كليه شركت‌كنندگان پس از طي دوره گواهي‌نامه از طرف كارگروه پزشكي كوهستان اعطا خواهد شد.

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

کوه کرکس

کوهستان کرکس، بخشی از نیمه شمالی رشته‌ کوههای مرکزی ایران است که از شمال غربی شهرستان کاشان تا جنوب شرقی شهرستان نطنز ادامه دارد. کوه کرکس حاصل گدازه‌هایی است که از راه شکاف‌های موجود در سطح زمین به بیرون راه یافته‌اند
سطح زیر پوشش کوهستان کرکس در استان اصفهان بالغ بر ۳۰۰ هزار هکتار است که ۷/۹۷ هزار هکتار آن به عنوان منطقه شکار ممنوع انتخاب و اعلام شده‌است
قله‌های کوهستان کرکس به علت ارتفاع زیادی که دارند تقریباً در نیمی از سال پوشیده از برف بوده و منبع اصلی چشمه‌های متعددی است که در دامنه‌های این کوهستان جریان دارند
دامنه‌های کرکس به دلیل وجود منابع آب کافی و نیز اعتدال شرایط اقلیمی و رویش انواع گیاهان مرتعی، زینتی و تجاری در ردیف مراتع نسبتاً خوب منطقه و کشور است. پوشش گیاهی منطقه بیشتر شامل گیاهان بوته‌ای (انواع گندمیان، درمنه، گون، گیاهان دارویی و …) و درختچه‌هایی است که به صورت پراکنده دیده می‌شود.
موقعیت جغرافیایی و شرایط زیستی منطقه کرکس به گونه‌ای است که امکان وجود انواع جانوران وحشی اعم از خزندگان، پرندگان و پستاندارانی نظیر کل و بز، قوچ و میش وحشی، آهو، گراز (خوک وحشی )، گرگ، شغال، روباه، کفتار، گربه وحشی، پلنگ، تشی، پایکا ( نوعی موش صحرایی که در ارتفاعات زیست می‌کند) و غیره در آن وجود دارد.
کوه‌های این منطقه عبارتند از:
کرکس ۳۸۹۵
غلبه شاه ۳۴۹۳
لالیوان ۳۳۵۰
ارشد ۳۱۹۹
قلعه تایین ۲۷۰۰
کمرسیاه ۳۶۳۰
زیرپل ۳۶۳۰
هشاش ۳۲۱۰
ریزنده ۲۹۸۰
کش قبله ۲۶۰۰
رشته کوه کرکس از کوههای مرکزی ایران به شمار میرود وپهنه ای به وسعت3400 کیلومترمربع را زیر پوشش قرار داده است که در جهت شمال غربی – جنوب شرقی امتداد یافته است . مرتفع ترین کوههای آن عبارتند از : کمرسیاه ( 3630 ) , کوه کرگز( 3588 ) , زیرپل ( 3398 ) , لالی وان ( 3350 ) , پنجه علی ( 3225 ) , کوه کلنگ ( 2248 ) و مرتفع ترین کوه این رشته کوه , کوه کرکس با ارتفاع 3895 متر از سطح دریاهای آزاد . کوهستان کرکس سرچشمه رودهای منطقه است که بیشتر تا اوایل تیر ماه خشک میشوند .این رشته کوه در 100 کیلومتری شمال اصفهان و غرب شهر نطنز واقع است .
مختصات جغرافیایی کوه کرکس عبارتند از :
N : 3 , 27 ' , 21 و E : 51 ,47 ' , 59
رشته کوه کرکس از سنگهای آذرین متوسط ( از لحاظ اسیدی یا بازی ) آذر – آواری تشکیل شده است . متوسط بارندگی سالانه این کوهستان 200 تا 400 میلی متر است که این کوهستان را در شمار مناطق خشک تا نیمه خشک قرار داده است . از نظر زلزله خیزی مناطق جنوبی آن پرزیان و مناطق شمالی آن نیمه زیان به حساب می آیند .
مسیرهای اصلی صعود به قله کرکس :
1 - مسیر جنوبی( کشه ) – زمان تقریبی برای صعود ۵ ساعت
2- مسیر شمال غربی ( بید هند ) – زمان تقریبی برای صعود ۶ ساعت
3- مسیر شرقی ( طامه ) – زمان تقریبی برای صعود ۷ ساعت
4- مسیر شمال شرقی ( اوره ) – زمان تقریبی برای صعود ۷ساعت
از چهار مسير به قله كركس مي توان صعود كرد :
1-مسير جنوبي(کشه):
اين مسير از طرق رود كه در فاصله 25 كيلومتري نطنز است شروع مي شود طرق رود نيز در جاده نطنز-اصفهان قرار دارد و تا كشه كه آخرين آبادي در مسير است 5 كيلومتر فاصله دارد. از كشه به طرف چشمه اصفهانيها كه در مجاورت مرغداري است مي رويم و بعد از چشمه در راه مالرو به طرف شمال رفته، تا به چشمه لياسن برسيم كه تا اينجا شيب راه خفته است. از مشخصات اين چشمه درختان گردو است از اينجا به بعد شيب تند مي شود. در مسير بايد از كنار آبشار بگذريم با پشت سر گذاشتن آبشار پناهگاه نمايان مي شود. اين پناهگاه از نوع پيش ساخته است كه در سال 64 به همت كوهنوردان استان اصفهان و هيئت كوهنوردي در ارتفاع 3000 متري برقرار شده است و تنها پناهگاه موجود در منطقه كركس است. بعد از پناهگاه كه چشمه اي روبروي آن دائماً جريان دارد راه مالرو با شيبي تند در كنار شن اسكي ادامه مي يابد تا به آسمان گدار مي رسد و قله نمايان مي شود. راه بازگشت از شن اسكي است متوسط زمان صعود از اين مسير 5 ساعت است.
2-مسير شرقی(طامه):
این مسیر از نطنز شروع مي شود. كه بايد از جنب هتل سرابان به روستاي طامه در غرب نطنز برويم. اين جاده حدود 4 كيلومتر است از طامه به طرف باغهايي كه در غرب ده به نام دراش هستند مي رويم در اينجا دو دره واقع است يكي پاپول كه در امتداد باغهاي ده قرار دارد و در انتهاي آن آبشار زيبايي وجود دارد و دره ديگر به نام پاكدار كه در جنوب باغها است و مسير از اين دره شروع مي شود كه بايد تا گردنه آن برويم و سپس از كمركش كوه به طرف غرب حركت كنيم. مشخصه صحيح بودن اين مسير تك درخت سپيدار بلند است كه از كنار آن مي گذريم و سپس با گذشتن از دره اي فرعي به دره اي طولاني مي رسيم كه به قله منتهي مي شود اين مسير بسيار زيبا است آب تا يك ساعت مانده به قله جریان دارد به همین دلیل آبشارهاي متعددي در مسير دیده میشود. لازم به ذكر است كه آبهاي دره هاي ديگر نيز به اين دره مي پيوندند كه اين نيز صحيح بودن مسير را نشان مي دهد قسمتهاي آخر اين دره سنگي مي شود كه بايد اين سنگها را دور زد تا به قله رسيد زمان طي شده در اين مسير 6 الي 7 ساعت است
 3-مسيرشمال شرقی(اوره):
پس از خروج از نطنز به میدانی که تابلوی روستای اوره را دارد میرسم بایستی به سمت کاشان مسیر را ادامه دهیم تا به جاده جدید تاسیس شده که تابلوی امام زاده سلطان گورآباد را دارد برسیم این جاده از بالای روستا اوره میگذرد. تا ده اوره حدود 5 كيلومتر است با خودروهای خود میتوانیم تا امامزاده سلطان گورآباد برویم سپس مسیر را از پایین امامزاده ادامه میدهیم دره اصلی را که همواره جریان آب بیشتری دارد ادامه میدهیم پس از ورود به دره در حدود 30 دقيقه بعد، از كنار آبشار گذشته و در انتها به يك شيب تند شني مي رسيم كه به قله منتهي مي شود. این مسیر نیز یکی مسیرهای زیبای کرکس میباشد و حدود 6 ساعت مدت صعود طول میکشد.
4- مسير شمال غربی (بيدهند):
 براي رسيدن به بيدهند بعد از طي 18 كيلومتر از جاده نطنز-كاشان(جاده قديم) به پل هنجن مي رسيم از اين پل جاده فرعي دو قسمت مي شود كه يكي به ابيانه منتهي مي شود و جاده ديگر پس از گذشتن از روستاي هنجن-چيمه-لوجر به دو راهي بيدهند-فريز هند مي رسد كه جاده سمت چپ به بيدهند منتهي مي شود اين جاده تا روستاي چيمه آسفالت است. در بيدهند امامزاده أي واقع است كه براي شب ماندن مناسب است. از روستا به طرف جنوب مي رويم تا به آخر بيشه ده برسيم. راه صعود از اين محل شروع مي شود كه با طي كردن راه مالرو در كنار آب به دو راهي مي رسيم كه در كنار آغل سنگي ساخته شده است و با ادامه دره سمت چپ و راه مالرو به طرف جنوب و تا سرچشمه آب پيش مي رويم و سپس با صعود از دامنه شرقي دره به طرف جنوب شرقي ادامه مسير مي دهيم تا به صخره بر مي خوريم كه نبايد با آن درگير شد و بايد از كنار آن و باز هم به طرف جنوب شرقي حركت نمائيم تا به قله برسيم(زمان 5 الي 6 ساعت).

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

غارهای نمکي ميکروکليمايي براي توريست درماني

در کشورهاي توسعه يافته به دليل افزايش سطح بهداشت و کاهش نرخ زاد و ولد طبقات مرفه جامعه به سن 65 سال به بالا تعلق دارند و زمان تفريح آنها نيز 60 درصد از زمان تفريح طبقات جوانتر جامعه بيشتر است ، بنابراين اين گروه توده عظيم توريست بين المللي را تشکيل مي دهند و نوع تفريحات آنها نيز با نوع تفريحات جوانان متفاوت است ؛ براي مثال توريست هاي جوان گردشهاي ماجراجويانه مانند کوهنوردي را دوست دارند و اين در حالي است که توريست هاي مسن تر بازديد از آثار تاريخي- فرهنگي ، پارکهاي ملي ، مناطق حفاظت شده و تفريحات درماني را ترجيح مي دهند . در دهه اخير کشورهايي چون مجارستان ، فنلاند، اتريش ، اسلواکي، آلمان ، انگليس و آمريکا روش جديدي براي توسعه صنعت توريسم درماني ايجاد کردند و آن استفاده از ميکروکليماي ايجاد شده در غارها است که سالانه توده عظيم توريست داخلی و خارجي را جذب مي کنند[2 و1] . پژوهشهای انجام گرفته نشان مي دهد که ميکرو کليمای موجود در غارها به ويژه در غارهاي نمکي قابليت درماني بالايي دارد . غارهاي نمکي به دليل داشتن عناصر خاصي چون منيزيم ، يد ، پتاسيم ، سديم ، کلسيم ، سلنيوم ، برم و ساير عناصری که در فضای اطراف کم است نقش به سزايي در درمان بيماريهايي چون آلرژی ها ، برونشيت ، کم کاري غده تيروئيد ، بيماريهای قلبي ، فشار خون ، امراض پوستي ، بيماريهای عصبي و استرس دارند[3] . در حال حاضر شرکتهای فعال توريستي در اسلواکي اقدام به ابتکاراتي در اين زمينه نمودند و آن ساخت غارهای نمکي مصنوعي در هتلها و مراکز درماني کشورهای اروپايي مي باشد ، اين شرکتها نمک مورد نياز را از کشورهاي پاکستان ، اکراين ، لهستان و بستر دريا تامين مي کنند . در هتلها اين غارهاي نمکي بيشتر در ابعاد 30 تا 60 متر مربع ساخته مي شوند ؛ در اين غارها همه ديوارها و سقف از سيمان مخلوط با نمک ساخته شده و از لامپهاي ماوراء بنفش و دستگاهاي تهويه جهت استريزه کردن محيط استفاده مي شود[1] .
جمهوري چک در سال 2005 اولين غار نمکي مصنوعي را در کشور خود احداث کرد، طراحان اين غار از 5/21 تن نمک بستر دريای سياه که 20 ميليون سال سن داشتند در کف غار و بلوکهای نمک در ديوارها استفاده کردند ، همچنين با طراحي آبشار نمکي در غار يد و منيزيم را در فضاي غار پخش نمودند. اين کشورها با اين نوآوری در صنعت توريسم درماني سالانه توده عظيمي از توريست ها را به سمت کشور خود جذب مي کنند . به نظر می رسد که کشور پهناور ايران نيز پتانسيل های باالقوه ای برای گسترش صنعت توريسم درماني دارد چه بسا که تفريحات درماني در حال حاضر نيز به شکل استفاده از چشمه های آب معدني و آب گرم در سرعين و محلات رواج دارد، همچنين در ايران غارهای نمکي طبيعي وجود دارد که در کمتر نقطه اي از جهان ديده شده است، از آن جمله می توان از غارهای نمکي طبيعي موجود در ژئوپارک قشم ياد کرد ؛ تحقيقات انجام شده در فضاي داخلي غارها نشان مي دهد که اين غارها قابليت درماني بالايي دارند که گردشگران مبتلا به ناراحتي هاي تنفسي با باقي ماندن و تنفس در آن نه تنها بهبود پيدا مي کنند بلکه از چشم اندازهاي زيباي داخل غار و آرامش حاکم بر آن بهره مند مي شوند . لازم به ذکر است که در بهره گيری از غارهای نمکي طبيعي براي جذب توريست نياز به ايجاد يک سري ساختارهاي زيربنايي مي باشد که از يک سو توريست پايدار را به غار وارد کرده و از سوي ديگر از تخريب غار جلوگيري و از آن حفاظت کند چرا که اين ميراث گرانبهاي زمين امانت نسل آينده است در دست نسل حاضر . برای جذب توريست پايدار به محيطهای طبيعي نياز به فرهنگسازي در جامعه داريم که در اين امر رسانه هاي گروهی ، تورگردانها ، مدارس و NGO ها مي توانند نقش کليدی ايفا کنند و آگاهيهای لازم در زمينه حفظ و ارزش ميراث زمين شناسي را به جامعه و گردشگران انتفال دهند .
منبع :سايت بيابانهاوكويرهاي ايران
[1]http://www.pravasolnajaskyna.sk/ , In the Genuine Salt Cave you will find your natural health again.

[2]http://www.czechtourism.com/eng/uk/docs/133premier/data/2008-02-07-1518-pohodli-mest-klatovy.html, Salt cave in Klatovy.

[3]http://ftp.czechtourism.com/133premier/en/cd/en/news/news006.htm, The Salt Cave – Relaxation Treatment for the Health







۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

معرفی برخی لوازم کوهنوردی

كفشهاي كوهنوردي Mountaineering shoes
از قديم معروف بوده است كه پا قلب دوم انسان و مخصوصا كوهنوردان است. بنابراين كفش كه محافظ پا است از مهمترين وسايل و پوشاك كوهنوردي به شمار مي رود. كفش هاي قديم از چرم ساخته مي شد كه بنا به شرايط مورد استفاده ضخامت و تعداد لايه هاي چرم متفاوت بود. يكي از اشكالات كفش هاي چرمي زمستاني وزن بالاي آنها بود كه با اختراع لايه ها و پارچه هاي جديد با عناوين گورتكس ـ سيمپاتكس و تينسوليت تا حدي اين نقيصه جبران گرديده است. لايه گورتكس كه در انواع پوشاك زمستاني كوهنوردي نيز بكار مي رود داراي خاصيت يك طرفه بودن است؛ يعني تنها از يك طرف كاملا ضد آب و باد است و در نتيجه از داخل بخار و گرماي ناشي از تعرق و فعاليت را بخارج مي فرستد و از خيس شدن پوشاك زير و سرمازدگي جلوگيري مي كند. لايه سيمپاتكس نيز مانند گورتكس ضدآب و ضد باد و داراي قابليت تنفسي است. لايه تينسوليت نيز گرمازا بوده و در كفش هاي زمستاني و سنگين بكار مي رود. زيره كفش كوهنوردي نيز از لايه هاي مخصوصي ساخته مي شود كه معروف ترين آن ويبرام ايتاليا است. همچنين اخيرا لايه اي شوك گير نيز ساخته شده كه فشار ضربه هاي وارده به كف پا را كاسته و پا ديرتر خسته مي شود و در سرازيري زانوها كمتر آسيب مي بيند.
با توجه به پيشرفت هايي كه در زمينه ساخت كفش هاي كوهنوردي بدست آمده و به برخي از آنها در بالا اشاره شد؛ امروزه براي هر نوع برنامه كوهنوردي و براي هر فصل و منطقه كفش خاصي ساخته شده و مورد استفاده قرار مي گيرد و ديگر عنوان كفش هاي چهار فصل يا همه كاره دور از ذهن مي باشد. به عنوان مثال در كفش هاي مخصوص سنگنوردي نوع كفش براي مرد و زن و همچنين بسته به جنس و نوع سنگ متفاوت مي باشد.
بطور كل مي توان كفش ها را به 6 دسته بزرگ به شرح زير تقسيم كرد.
كفش صعودهاي هيماليايي يا اكسيديشن: كه سه پوش و يا دو پوش هستند. نوع دو پوش از يك كفش كوچك و تنگمثل كفش رشته كشتي كه بجاي بند داراي چسبك است تشكيل مي شود و اين كفش درون كفش اصلي كه بزرگتر است قرار مي گيرد. مي توان شب در داخل چادر و كيسه خواب كفش بيروني را از پا در آورد و از پوش داخلي به عنوان جوراب و يا كفش داخل چادر استفاده كرد. در نوع سه پوش علاوه بر اين دو كفش يك لايه گتر بلند نيز بر روي كفش قرار مي گيرد كه به دور كفش دوخته شده و تمام رويه و اطراف كفش را در بر مي گيرد. پوش دوم كفش يا از جنس چرم است و يا از جنس فايبرگلاس كه نوع اخير شبيه كفش هاي اسكي است.
كفش كوهنوردي سنگين يا هاي مونتين: در صعودهاي بلند زمستاني مانند ارتفاعات ايران بكار مي روند و داراي يك يا چند لايه فوق الذكر مي باشند وقابليت نصب كرامپون را هم دارند.
كفش كوهنوردي يا كفش نيمه سنگين كه براي سه فصل اول سال مورد استفاده قرار مي گيرد.
كفش كوهپيمايي يا تركينك: كفش هايي سبك است و براي صعودهاي يك روزه يا چند روزه سبك و كم ارتفاع بكار مي رود.
كفش راه پيمايي يا واكينك: براي مسيرهاي ساده و كفي استفاده مي شود. شبيه كفش هاي معمولي ورزشي و يا اسپرتكس هاي معروف مي باشند.
كفش سنگنوردي يا كتان سنگ: جهت صعودهاي داخل سالن و يا سنگنوردي طبيعي بكار مي رود.
نكات:
بعد از هر برنامه كفش را كاملا تميز كرده و داخل آن را با روزنامه پر كنيد تا هم رطوبت آن گرفته شود و هم حالت و فرم خود را حفظ كند.
هيچگاه كفش خيس را براي خشك شدن در برابر حرارت مستقيم مثل آفتاب و آتش قرار ندهيد.
اول فصل زمستان كفش چرمي را كاملا با پيه شتر و يا گوسفند چرب كنيد و محل دوخت ها را نيز با موم عسل بپوشانيد تا آب وارد كفش نشود.
هنگام شب خوابي در برنامه زمستاني كفش ها را با روزنامه پر كرده و داخل يك كيسه نايلني قرار داده و در انتهاي كيسه خواب قرار دهيد تا يخ نزند. در غير اينصورت صبح روز بعد به پا كردن كفشي مانند آهن غيرممكن است.
کوله پشتي Ruck Sack

در ميان وسايل كوهنوردي پس از كفش مهمترين وسيله كوله پشتي مي باشد؛ چون تمام وسايل موردنياز كوهنوردي براي صعود و فرود و شب خوابي در درون آن قرار مي گيرد. كوله پشتي ها از زمان قديم تا كنون دستخوش تغييرات فراواني شده اند؛ بطوريكه امروزه اگر براي اولين بار براي خريد كوله پشتي به يك فروشگاه وسايل كوه برويد شايد از ديدن سايزها و رنگها و اشكال مختلف آنها سرتان گيج رود! بنابراين لازم است با مشورت يك فرد خبره و با توجه به نيازتان كوله پشتي اي مناسب اختيار كنيد تا هميشه و در همه حال بهترين همدم شما باشد چون اگر شكل و اندازه كوله پشتي مناسب بدن و برنامه شما نباشد ممكن است بر اثر فشارهاي وارده بر شانه و ستون مهره ها براي هميشه از كوله پشتي و كوهنوردي و حتي از زندگي سير شويد برخي از كوله پشتي هاي قديمي كه امروزه نيز گاها استفاده مي شوند داراي يك زين فلزي در خارج از كوله پشتي هستند كه با پشت فرد در تماس است و چون بار را به تناسب بين شانه و پشت و كفل تقسيم مي كند براي باركشي هاي سنگين و حتي در موارد اضطراري براي حمل مجروح مناسب است. اشكال اين كوله پشتي ها وزن بيشتر و ارتفاع و پهناي زياد است. چون در مسيرهاي تنگ يا داراي شاخه هاي درخت و يا سنگنوردي بايد از كوله پشتي هاي باريكي استفاده كرد كه عرض آن بيشتر از بدن نباشد. كوله پشتي هاي قديمي داراي جيب هايي نيز در پشت و طرفين هستند كه مي توانيد وسايل ضروري و دم دست را در آنها قرار دهيد. ولي كوله پشتي هايي جديدتر كه بيشتر براي برنامه هاي فني و يا زمستاني بكار مي روند بجاي جيب هاي بيروني داراي يك جيب بزرگ در روي سر كوله پشتي هستند و بعضا نيز در بخش انتهايي كوله پشتي محفظه اي را جدا كرده اند كه داراي زيپ است و مي توان براي وسايل ضروري و يا كيسه خواب از آن استفاده كرد؛ در دو طرف و پشت كوله پشتي نيز بندهايي براي بستن وسايلي مانند فوم / زيرانداز و كلنگ و باتوم و كرامپون و ... تعبيه شده است.
جنس كوله پشتي ها: معمولا صد در صد ضد آب است كه در انواع جديد از پارچه هاي گورتكس كه سبكتر نيز هستند استفاده مي شود. رنگ حوله نيز مانند لباسها بايد بشكلي باشد كه متضاد با محيط برنامه مورد نظر شما باشد تا از دو كاملا به چشم بيايد كه اين مسئله در صورت گم شدن و يا مجروح و زمينگير شدن به جستجوگران كمك زيادي مي نمايد. بنابراين كوله پشتي ها معمولا به رنگ هاي قرمز و زرد و آبي ساخته مي شوند. نوعي از كوله پشتي ها كه به رنگ سبز و يا پلنگي هستند مخصوص شكارچيان و يا سربازان است كه مي خواهند در استتار باشند.
اندازه كوله پشتي ها: را بر حسب فضاي داخل آن و با واحد ليتر اندازه گيري مي نمايند كه معمولا از 30 تا 100 ليتر متفاوت است. كوله پشتي هاي 30 ليتري براي برنامه هاي يك روزه بدون وسايل خواب و يا دوچرخه سواري مناسب هستند كه البته نوع مخصوص دوچرخه آن داراي بندك نبوده و در آن نيز با يك زيپ بزرگ نيم دايره باز مي شود. هميشه كوله پشتي اي را انتخاب كنيد كه پس از قرار گرفتن تمام وسايل ديگر فضايي خالي نداشته باشد تا شكيل و خوش فرم به پشتتان بنشيند. اگر كوله پشتي بزرگتر باشد از فرم خارج شده و با لنگر انداختن موجب خستگي و آزار شما ميشود و اگر كوچكتر هم باشد كه مجبوريد مقدار زيادي از وسايل را به دور كوله پشتي آويزان كنيد و يا در دست بگيريد.
نوعي كوله پشتي نيز طراحي شده است كه مخصوص حمل كودك است و علاوه بر جاي مخصوص نشستن كودك كه در حمايت هم باشد و سقوط نكند داراي تعدادي جيب نيز براي وسايل ضروري است، امروزه كوله پشتي هاي مخصوصي نيز براي نوجوانان و بانوان ساخته مي شود كه متناسب با فيزيك بدني آنهاست بخشي از كوله پشتي كه با پشت فرد در تما است شايد مهمترين بخش باشد كه بايد مانع از چسبيدن كوله پشتي به پشت و عرق كردن شود.
كوله پشتي ها معمولا بند بزرگي در قسمت پايين دارند كه بدور كمر پيچيده مي شود و در حفظ تعادل موثر است. برخي نيز داراي بندكي مشابه و در جلوي سينه هستند كه تعادل بالاي كوله پشتي را حفظ مي كند ولي موقع صعود كه تنفس و حركت سينه زياد و سريع است بهتر است كه بسته نشود و فقط موقع پايين آمدن آنرا ببنديد.
كوله پشتي هاي باريك و لوله اي شكلي با جنس ضخيم نيز براي غار نوردي و آبشارنوردي (دره نوردي) ساخته شده اند كه مناسب مسيرهاي تنگ و خيس و خشن است.
موقع چيدن كوله پشتي وسايل سخت و فلزي را در تماس با بدنه كوله پشتي قرار ندهيد كه اگر در پشتتان باشد باعث آزار و اگر در اطراف باشد بر اثر كشيده شدن كوله پشتي به در و ديوار باعث پارگي كوله پشتي مي شود. وسايل را طوري بچينيد كه سنگين تر ها در نزديك پشت و بالاي كوله پشتي باشند و همچنين وسايل را به ترتيب استفاده داخل كوله پشتي قرار دهيد. در يك كلام كوله پشتي چيني خود يك هنر است كه با تمرين در شرايط مختلف روز و شب و هواي سر د و گرم و با دستكش هاي كلفت و ... بدست مي آيد. جاي وسايل را كاملا بخاطر داشته باشيد تا با چشم بسته هم بتوانيد وسيله موردنظر را بيابيد! مواد سوختي را در ظروف با در محكم و چند لايه پلاستيك قرار دهيد تا نشت آن باعث خرابي كوله پشتي و لباس و غذاها نشود.
توصيه: در خريد كوله پشتي و همه وسايل كوهنوردي چون با آسايش و حتي جان شما سر و كار دارد به قيمت فكر نكنيد و بيشتر به كيفيت و دوام و راحتي و وزن كم آن بها دهيد؛ همچنين وسايل خود را تخصصي نماييد و بدنبال كوله پشتي اي براي همه برنامه ها و يا كفشي براي همه فصول نباشيد.
كلام آخر هم اين كه بقول معروف بايد چند تا كوله پشتي را كهنه و يا پاره كنيد تا بتوانيد كوله پشتي مناسب خود را پيدا كنيد.

کيسه خواب Sleeping bag
كيسه خواب نيز از وسايل ضروري يك كوهنورد است كه بيشتر در برنامه هاي چندروزه كه احتياج به شب ماني در كوه دارد استفاده مي شود. خواب يكي از ضروريات انسان مخصوصا براي تجديدقوا مي باشد. بنابراين كيسه خواب راحت و نرم و گرم از اهميت بالايي برخوردار است.
كيسه خوابها به دو نوع پر و الياف تقسيم بندي مي شوند. كيسه خوابهاي پر كه حاوي پر قو هستند از قديم بسيار مورد توجه بوده اند. تنها نقيصه كيسه خواب پر اينست كه اگر خيس شود خشك شدن آن به زمان زيادي نياز دارد و خيس شدن در زمستان نيز برابر با يخ زدگي و يا مرگ است! براي رفع اين نقيصه الياف جديدي به شكل لوله هاي توخالي ساخته شده و در ساخت كيسه خوابهاي جديد و حرفه اي از آنها استفاده مي شود. اين الياف با وجود سبكي از حجم بالايي برخوردارند كه بسته بندي در كوله را كمي مشكل مي سازد. البته اين نقيصه نيز در الياف جديد به نام ترمولايت برطرف شده است.
چون كيسه خواب پر هنوز طرفداران زيادي دارد كمي درباره آن بيشتر توضيح مي دهيم. ميزان پر موجود در كيسه خواب بصورت درصد كرك و ساقه پر بيان مي شود. مثلا پر 60/40 يعني 40 درصد آن ساقه و 60 درصد آن كرك پر است. بدين ترتيب كيسه خوابهاي 70/30 و 80/20 و 90/10 و 95/5 نيز موجود است. كه اين نوع آخر بسيار حرفه اي و مخصوص صعودهاي بلند مي باشد. لازم بذكر است كه هرچه درصد كرك پر بيشتر باشد كيسه خواب گرمتر و سبك تر است.
دماي مطلوب كيسه خوابها نيز با سه دماي حداقل و راحت و حداكثر بيان مي شود. مثلا 10 و 17- و 25- درجه سانتيگراد يعني اين كيسه خواب براي دماي بين 10 درجه بالاي صفر تا 25 درجه زير صفر مناسب است ولي 17- درجه سانتيگراد راحت ترين و مطلوب ترين دماي آنست و نزديك به دماي حداقل از گرما و نزديك به دماي حداكثر از سرما اذيت خواهيد شد. دماي حداكثر يا نهايي تنها از يخ زدن اعضاي بدن جلوگيري مي كند و شما خواب خوبي در اين دما نخواهيد داشت. بنابراين در خريد كيسه خواب به دماي حداقل بيشتر توجه شود. ضمنا هر چه كيسه خواب درصد كرك بالاتري داشته باشد دماي متوسط آن به دماي حداكثر نزديك مي شود و اصطلاحا قويتر است.
و باز هم همان حرف تكراري كه با توجه به برنامه خود كيسه خواب را تهيه كنيد. يعني حداقل بايد دو كيسه خواب داشته باشيد يكي براي بهار و دماهاي بالاي صفر و يكي براي پاييز و زمستان و دماهاي زير صفر. تابستانها هم كه لخت مي خوابيد تا پشه ها دلي از غذا در بياورند.
كيسه خوابهايي كه در ايران موجود است تا حدود 45 ـ درجه سانتيگراد هستند و جوابگوي آب و هواي ايران هستند. هرچند مي توان با افزايش لباس و پوشيدن البسه پر نيز به گرماي بدن افزود.
در مورد طول كيسه خواب حتما از طول بدن شما بلندتر باشد تا در صورت نياز بتوانيد كفش و يا ظرف آبتان را شب در ته آن بگذاريد كه تا صبح يخ نزند.
در خانه و زماني كه از كيسه خواب استفاده نمي كنيد آن را بصورت باز از چوب لباسي آويزان كنيد تا پرهاي آن پف كند و اصطلاحا نشكند. چون شكستن پر و خوابيدن آنها بر روي هم از دماي كيسه خواب مي كاهد.
نكته: حتماً موقع خواب از لباس زير خشك استفاده كنيد. چون اگر تنها زيرپوش شما بر اثر تعرق خيس شده باشد و داخل ده تا كيسه خواب هم كه برويد باز سرما خواهيد خورد.
چادر كوهنوردي Tent
چادر جزو وسايل گروهي كوهنوردي و خانه متحرك كوهنوردي مي باشد. بطور كل چادرها به دو نوع كمپينگ و ارتفاع تقسيم مي شوند.
نوع كمپينگ مخصوص ارتفاعات پايين و نيمه اول سال مي باشد؛ نوع ارتفاع نيز براي ارتفاعات بالا و برنامه هاي نيمه دوم سال است. چادرهاي ارتفاع برخلاف چادرهاي كمپينگ داراي ارتفاع و وزن كمي مي باشند و معمولا به شكل گنبدي هستند كه با تيرك هاي سبك فلزي (آلومينيوم يا تيتانيوم) و يا فايبر گلاس مقاومت خوبي در برابر بادهاي تند ارتفاعات داشته و سريع برپا و يا جابجا مي شوند. جنس بدنه چادر ها معمولا از پارچه داراي قابليت تنفسي گورتكس مي باشد. چادرهاي ارتفاع و بعضا كمپينگ معمولا دوپوش هستند كه پوش خارجي آن ضدآب و باد و پوش داخلي گورتكس است. بين اين دو لايه نيز حدود 10 سانتيمتر فاصله براي تبادل هوا وجود دارد.
يكي از نكات مهم در استفاده از چادر، جلوگيري از تعرق آن است كه با تنظيم و باز كردن پنجره ها و يا دريچه هاي تعبيه شده در بدنه چادر امكان پذير است. همچنين درصورت يكي شدن دماي داخل و خارج چادر بر روي بدنه داخلي بر اثر تنفس و بازدم افراد برفك ايجاد مي شود كه با گرم شدن هوا در نزديكي صبح تبديل به آب شده و همه وسايل داخل چادر را خيس مي كند و خيس شدن كيسه خواب و لباس هاي پر در زمستان يعني اول بدبختي و دردسر.
چادرهاي ارتفاع كه معمولا از 1 تا 4 نفر ظرفيت دارند با داشتن پوش دومي بزرگتر از خود چادر، داراي دو بخش اضافي در جلوي دو در چادر است كه يكي بعنوان انبار وسايل و لوازم غيرضروري براي خلوت شدن داخل چادر و از فضاي ديگر نيز بعنوان آشپزخانه بمنظور جلوگيري از كثيف شدن و يا آتش سوزي داخل چادر استفاده مي شود

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه

روشهای یافتن آب در کویر

آب کافی مهمترین همراه شما در کویر است حتی در شرایطی که تشنگی خیلی شدید نیست می تواند باعث کند شدن فعالیت مغزی شما گردد , بنابراین اولین قدم در شرایط بحرانی برنامه ریزی برای تهیه آب می باشد حتی در شرایطی که شما مطمئن هستید نیاز مبرمی به آب ندارید . اگر آب در دسترس دارید در نوشیدن آب صرفه جویی نکنید زیرا نرسیدن آب کافی به بدن می تواند باعث گیجی , کند شدن ذهن و غلظت خون گردد همچنین کم آبی بدن می تواند باعث افزایش ترس و سرد شدن بدن گردد پس در شرایط بحران هرچند که آب کافی در اختیار نداشته باشید در مصرف آب صرفه جویی نکنید .
یک انسان معمولی می تواند برای مدت معینی بدون آب به زندگی ادامه دهد . مهمترین عامل از پای در آمدن انسان آب نیست بلکه روحیه فرد و عوامل روانی می باشد . مدت زمان زنده ماندن بستگی مستقیم به دمای محیط و میزان تعرق دارد از این روی در شرایط بحران هرگز در زمان تابش خورشید حرکت نکنید و به استراحت بپردازید , زمانی که تابش خورشید به حداقل میرسد بهترین زمان برای فعالیت است . برای مثال در مناطق کویری ایران در تابستان و در دمای 49 درجه و بدون مصرف آب حداکثر زمانی که یک فرد زنده می ماند چیزی در حدود 2 الی 3 ساعت می باشد . در صورتیکه همین فرد در زمان تابش در زیر سایه استراحت کند و در شب به ادامه مسیر بپردازد در حدود 5/2 روز می تواند بدون مصرف آب به زندگی ادامه دهد . نکته حایز اهمیت دیگر این است که برای هر روز زنده ماندن در دمای 49 درجه (با احتساب استراحت در روز و حرکت در شب ) به مقدار 2 لیتر آب نیاز است .
در شرایط بحران نکات زیر را در هنگام مصرف آب رعایت کنید :
در هنگامی که تشنه هستید آب بنوشید , آب را قورت ندهید بلکه آن را در دهان مزه مزه کنید و به آرامی بنوشید , از فعالیتهای غیر ضروری پرهیز کنید و پناهگاهی برای در امان ماندن از تابش خورشید بیابید، در صورتی که هیچ سایه ای نیافتید بدن خود را در شنها دفن کنید و تکه پارچه ای بر روی سر خود بکشید تا از تابش مستقیم در امان بمانید ، هرگز در گرما لباسهای خود را در نیاورید این کار باعث شدت تعرق شما خواهد شد هرچند که احساس گرمای کمتری کنید، حتی صورت خود را نیز بپوشانید، در هنگامی که آب محدود در اختیار دارید مصرف غذا و نمک را کاهش دهید و در هنگامی که هیچ آبی در اختیار ندارید به هیچ عنوان غذا نخورید . بدن شما قادر است تا 10 روز بدون مصرف غذا در شرایط سخت به زندگی ادامه دهد .
برای خنک کردن آبی که همراه دارید پارچه ای نمناک بدور ظرف حاوی آب بپیچید به گونه ای که کاملا آن را بپوشاند , رطوبت پارچه در هنگام تبخیر حرارت آب درون ظرف را می گیرد و دمای آب را کاهش می دهد . این روشی بوده است که گذشتگان برای خنک نگاه داشتن آب از آن استفاده می کرده اند . پس از خشک شدن پارچه مجددا آن را مرطوب کنید . برای مرطوب نگهداشتن پارچه می توانید از آب شور باتلاقها استفاده کنید .
روشهای تهیه آب :
یکی از راحتترین راههای تهیه آب تعقیب رد پای جانوران است ، مطمین باشید اگر در منطقه ای که شما هستید رد پای جانوران هست قطعا آب هم هست ، شترها و اکثر جانوران در هنگام غروب آفتاب به سمت آب می روند.
روش دیگر تهیه آب این است که گودالی به ارتفاع 40 سانتی متر در زمین حفر کنید ( این روش در شنهای روان چندان کار ساز نیست ) در ته گودال لیوان و یا کاسه ای قرار دهید سپس روی گدال را با 1 تکه پلاستیک کاملا بپوشانید و دور تا دور گودال را با سنگ ریزه بپوشانید سپس یک سنگ بسیار کوچک در وسط پلاستیک قرار دهید به گونه ای که سنگ ریزه دقیقا از دید بالا در وسط لیوان قرار داشته باشد . از این طریق در اثر تابش و گرما , خاک رطوبت خود را از دست می دهد و بخار آب حاصل در برخورد با پلاستیک به شکل قطرات ریز درون لیوان می چکد . در این روش می توانید در هر 6 ساعت نصف لیوان آب تهیه کنید .
روش دیگر تهیه آب استفاده از گیاهان کویری است . این گیاهان معمولا ریشه و ساقه پر آبی دارند .
در فاصله تپه های شنی و بوته زارها نیز می توانید آب بیابید .
در دریاچه های نمک معمولا در 50 سانتی متری به آب نمک می رسید . می توانید با جوشاندن وسپس سرد کردن بخار آب به آب دست یابید.
در صورتی که هیچ روشی کار ساز نبود و تشنگی به شدت بر شما غالب گشته بود تکه ای از ریگ بیابان را در زیر زبان خود قرار دهید این روش باعث می شود بزاق های دهان شما ترشح شوند و از میزان تشنگی شما کاسته شود .
در کویر همیشه مقداری شکر همراه داشته باشید . اضافه کردن شکر به آبهای تلخ کویر مزه آب را عوض می کند و شرب آن را راحتتر مینماید .
فراموش نکنید آبی را که در کویر بدست می آورید هرگز بدون جوشاندن و یا قرصهای تصفیه آب مصرف نکنید همچنین برای یافتن آب خود را خیلی خسته نکنید زیرا به آب بدن و توان خود نیاز دارید . قبل از عزیمت به مناطق کویری نقشه های دقیق منطقه را تهیه کنید . قبل از عزیمت از کسانی که به منطقه آشنایی دارند موقعیت چشمه ها و قنوات را جویا شوید و بر روی نقشه علامت گذاری کنید . دوستان و نزدیکان خود را از سفر خود آگاه کنید .
سخن آخر اینکه بی گدار به آب نزنید .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

شش راه برای افزایش کارایی در سنگ نوردی

سریع ترین راه برای بهبود کارآیی هر فرد، ارتقاء کیفیت تفکر است.
این مساله در صخره نوردی کاملاً صادق است خواه صخره نوردی بر روی دیواره ای بلند باشد یا تمرین ورزشی یا خطوط در هم پیچیده سنتی و یا مسیرهایی در رشته کوه آلپ.
تمام فعالیت ها از افکار، احساسات و شیوه ی تفکر سرچشمه می گیرد و اعتماد به نفس پایه و اساس شکست ویا پیروزی فرد است.
وقتی برنامه های آمادگی جسمانی و آموزش های تکنیکی سالیانه به درجه ای بالاتر می رسد ، در فصل صخره نوردی بزرگترین موفقیت شما در گرو آمادگی و انعطاف عضلات تان می شود تا کارآیی شما بهتر شده و احساس لذت بیشتری نمایید.
با همان احساس تعهد قبلی به تمرین بپردازید و گونه ای عمل نمایید که گویی دارید تمرین قدرتی انجام می دهید.
و در نتیجه راضی خواهید بود با انجام مداوم این مهارت ها و نه تنها در هر زمان که احساس نیاز کردید ، می توانید بهترین نتیجه را کسب نمایید.
برای عده ای موفقیت آنی به میزان صخره نوردی آنها بستگی دارد و این در حالی است که برخی دیگر نیازمند به صبوری بیشتری دارند تا زمانی که این مهارت های ذهنی به صورت یک ارزش ناب درآید و قبل از این که بر روی صخره نوردی شان تاثیر بگذارد.
این مساله به میزان سرزندگی ویا ضعف ذهن مرتبط است. این را نباید از یاد برد که این شش مهارت ذهنی به هم پیوسته است و می تواند هماهنگی و انسجام را در تمرین ها برای فرد به ارمغان آورد در مجموع مثل این است که یک بار 5 کیلوگرمی از پشت شما که ناخواسته آن را در حین صعود حمل می کردید از پشت شما برداشته شود.
1-خود پنداره تان را از عملکرد جدا سازید.
اگر مشغول مطالعه این مقاله هستید ، معلوم است که صخره نوردی نقش مهمی در زندگی شما بازی می کند.
فشار ناشی از این تفکر ( من نمي توانم )می تواند فلج کننده بوده و شاید بتوان از آن به عنوان اصلی ترین تمایل ناامیدی و سرخوردگی در این ورزش یاد نمود.
انسان در انجام کارهایی برنامه محور نه خروجی از لحاظ چهار چوب ذهنی بهتر عمل می نمایند.
با تفکیک خود پنداره تان از عمل صخره نوردی می توانید از صعود لذت برده بدون این که به نتیجه ی آن فکر کنید . مهم تر این که این عمل به شما آزادی تجربه های نو و یا انجام ریسک را می دهد.
خلاصه این که جدا ساختن خود پنداره باعث کاهش فشارها و استرس ها شده و از این طریق بدون نیاز به تمرین بیشتر، صعود بهتری خواهید داشت.
2- با افراد مثبت معاشرت نمایید
نوعی از احساس و یا تاثیر محیطی ما را در بر گرفته است که تاثیرات آن بستگی به شخصیت و نگرش نسبت به زندگی و حوادث آن دارد.
افکار و اعمال افرادی که در اطراف شما قرار دارند،بر افکار و اعمال شما، تاثیر می گذارد
طبق مشاهدات من، سه گونه انتخاب پیش روی هر فرد می باشد.
1-صعود از صخره به تنهایی2- صعود با فردی با انگیزه مثبت3-صعود بافردی منفی نگر و بدبین اصولاً چه لذتی دارد که با افراد شاکی بیرون بروید؟ و لذت موجود درآن احساس منفی آنها گاهی حتی بدون این که بدانید بر روی صعود شما و لذت موجود درآن تاثیر منفی می گذارد.
اما صعود با افراد خوش بین و مثبت اندیش و یا به تنهایی می تواند موفقیت چشمگیری بدست آورید.
به هر حال اگر تصمیم دارید با دیگران بیشتر ارتباط برقرار کنید از نتایج مثبت انسجام حاصل از افراد خلاق، با انگیزه و مثبت در اطراف تان استفاده ببرید.
3- پا را از حوزه ی موجود فراتر گذارید!
برای پیشرفت در هر کار باید اهدافتان از آنچه که تاکنون کسب کرده اید بیشتر باشد و همچنین در فکر این باشید که برای رسیدن به هدف از آرامش موجود دست بشویید.
یعنی این که با وجود عدم آرامش ذهنی وجسمی به صعود ادامه دهید. بدین معنی که با ترس هایی که در دل دارید با انجام آنها مقابله نمایید. که خود به معنی تلاش برای انجام هر غیر ممکن می باشد.
ازاین طریق است که قدم به بعد دیگری از زندگی می گذارید و بینش خود را از هر امر محالی تغییر دهید.
4- ریسک خود را با قدرت ارزیابی و مدیریت نمایید.
صخره نوردی فعالیتی است دارای ریسک پذیری بالا و خواسته ی مطلوب برای صعود سخت تر و نیازمند انجام ریسک های جدید می باشد. این ریسکها می توانند به صورت مخاطرات فیزیکی باشد. مانند سقوط هایی که منجر به مجروحیت می شود و یا ریسک های پنهان ذهنی همچون مواجعه با احتمال شکست ، انتقاد و یا حتی سرخوردگی
قبل از تصمیم به هر صعود سعی کنید تا ریسک های احتمالی پیش رو را حدس زده و ارزیابی نمایید.
با تجزیه و تحلیل ریسک ، جلو تر از زمان، بی شک با مخاطرات در صعود مواجه خواهید شد و حداقل این امکان را می یابید تا به اکثر ریسک های اساسی هنگام صعود پاسخ گوید. برای ریسک های ذهنی جهش استراتژی بال های ذهنی را مشاهده نمایید
5-اعتماد به نفس خود را تقویت نمایید
اساساً میزان اعتماد به نفس شما بر پایه خود پنداره و افکار شما در هر لحظه می باشد. افکار شکست خورده با کارآیی ضعیف در گذشته و کلماتی که با خود به زبان می آوریم مانند من نمی تونم، نمی شه، شاید ، تلاش می کنم و اعتقاد به نفس پایین تر، همه بذرهای شکست انسان می باشند.
بعکس تمرکز بر روی موفقیت های گذشته از طریق تصویرسازی و احساس واقعی فرآیند و شادمانی ناشی از اعمال مثبت باعث افزایش بسیار زیاد اعتماد به نفس در فرد می گردد.
تصویر سازی روزانه، برای بازیابی برخوردهای مهم و با ارزش گذشته صعود و یا غیر آن بهترین راه بازسازی ، شکل دهی و تقویت اعتماد به نفس به منظور دستیابی به موفقیت در همه تلاش ها می باشد.
6- تحت هر شرایط و نتیجه ای شاد باشيد
شیوه منحصر به فرد در میان تمام قهرمانان، انعطاف پذیری آن ها در برابر نتیجه های ضعیف و یا انتقادات می باشد و همچنین اعتقاد راسخ به این که موفقیت در گروه زمان و تلاش و بردباری است
بینش درست به منزله ی ويتاميني است که اغلب جبران کننده ناتوانی، تکنیک و یا حتی دست یابی انسان به خواسته اش می باشد. من نمی توانم از بیان اهمیت همیشه شاد بودن چشم پوشی نمایم.
ما همه به صخره نوردی و صعود روی می آوریم، زیرا دوست داریم فضای بیرون و احساس حرکت بر روی صخره را تجربه نماییم. زيرا كه شادماني را در لحظه پيروزي دوست داريم .
عظیم ترین راز برای صعود بهتر، عشق بی قید و شرط به صعود است
اعتراف به این نکته که هر روز صعود بدون توجه به نتیجه آن روزی بزرگ است و انسان همیشه نتیجه ی مطلوب خود را کسب خواهد نمود.

کوههای افغانستان

کوههاي افغانستان:

هندوکش:
اين رشته کوه از معروف ترين و بزرگ ترين رشته کوه هاي افغانستان به شمار مي رود و ادامه‎ي رشته کوه‎هاي هيماليا مي باشد . رشته کوه هاي هندوکش ازشمال شرقي به سمت جنوب غربي کشيده شده و به دوقسمت هندوکش شرقي وغربي تقسيم مي شود . هندوکش شرقي ازغرب دره‎ي زيباک (ولايت بدخشان) شروع شده و تا کوتل (گردنه ي) خاواک (ولايت پروان ) به طول 150 کيلومتر امتداد يافته است . هندوکش شرقي داراي قله هاي مرتفع است ، که قسمت زيادي از سال را برف دارند . بلند ترين نقطه‎ي افغانستان قله‎ي نوشاخ ، با 7485 متر ارتفاع در رشته کوه هندوکش شرقي واقع شده است . هندوکش غربي ازکوتل خاواک شروع شده و به سمت غرب تا بند امير در ولايت باميان ادامه دارد . ارتفاع هندوکش غربي از هندوکش شرقي کمتر است . به همين دليل شاهراه بزرگ سالنگ ، که شمال و جنوب کشور را به هم وصل مي کند از دل اين کوه می گذرد . از کوتل هاي مهم هندوکش غربي مي توان ازکوتل شيبر در ولايت باميان نام برد که از گذشته هاي بسيار دور قبل از ايجاد شاهراه وتونل سالنگ ، شمال و جنوب افغانستان را به هم پيوند مي داده است. در حال حاضر نيز اين کوتل اهميت زيادي دارد .دره هاي بيشماري در دامنه هاي رشته کوه هاي هندو کش واقع است که معروف ترين آن ها عبارت اند از : دره ي پنچشير ،دره‎‎ي شکاري ، دره اشکمش ، دره سالنگ ، دره ي هزاره ، دره ي سيغان ، دره ي کهمرد ، اندراب ، خنجان ، نور ، فرخار و....
کوه بابا :
رشته کوه بابا در مرکز افغانستان واقع شده وازشرق به غرب امتداد دارد . اين رشته کوه از شرق « کوتل حاجيگگ » شروع شده ، تا جنوب شرق کوه حصار ادامه مي يابد . طول اين رشته کوه در حدود 200 کيلومتر است . بلندترين قله آن شاه فولادي ، 5140 متر ارتفاع دارد . قله هاي اين کوه نيز اکثر اوقات از برف پوشيده است و شرايط خوبي براي ذخيره‎ي آب به وجود آورده است . برخي ازمهم ترين رودهاي دائمي افغانستان از همين رشته کوه ها سرچشمه مي گيرند. در دامنه هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه ، بهترين چراگاه ها و مراتع افغانستان به چشم مي خورد . از کوتل هاي معروف اين کوه مي توان از کوتل حاجيگگ ، کوتل عراق ، کوتل صدبرگ ، کوتل شاتو ، کوتل ملا يعقوب و... نام برد که هر يک اهميت خاص خود را دارند . دره هاي معروف رشته کوه هاي بابا عبارتنداز : دره فولادي ، دره ي باميان ، دره‎ي کالو، دره ي ککرک و....
سفيد کوه (سپين غر ) :
اين رشته کوه ، در شرق افغانستان واقع شده و 150 کيلومتر طول دارد . سفيد کوه از 48 کيلومتري غرب پيشاور آغاز شده وبه طرف غرب ادامه مي يابد . بلند ترين قله اين کوه سيکارام ، 4755 متر ارتفاع دارد . دامنه هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه پوشيده از جنگل هاي انبوه و وسيع است .همچنين دره ي معروف خيبر که از لحاظ تاريخي و ارتباطي داراي اهميت زيادي مي باشد و در لشکرکشي هاي بزرگ ، در طول تاريخ به شبه قاره ي هند همواره مورد توجه مهاجمين بوده است ، در اين رشته کوه قرار دارد . طول اين گذرگاه از 60 کيلومتر تجاوز مي کند و 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .دره هاي معروف اين رشته کوه عبارت انداز :دره‎ي خيبر ، دره‎آچين ، دره ي خوگياني ، دره ي جاجي ، دره‎ي زرمست و .... مي دانيم که افغانستان داراي رشته کوه هاي فراواني است که به برخي از آنها اشاره کرديم . برخی دیگر از کوه های معروف افغانستان نیز عبارت اند از : کوه هاي فيروزکوه ، سياه کوه ، گل کوه ، سليمان ، تيربند ترکستان ، پغمان ، قره باتور، چاکايي و ..

رودهاي افغانستان :
آمودريا :
اين رودخانه از فلات پامير خورد سرچشمه مي گيرد و به درياچه آرال مي ريزد . اين رودخانه با طول 2540 کيلومتر ، مرز مشترک افغانستان وجمهوري هاي تاجيکستان ،ازبکستان وترکمنستان را تشکيل مي دهد . رودخانه هاي کوکچه و قندوز در خاک افغانستان به اين رود مي پيوندند . در ماه ثور (اردیبهشت) براثر آب شدن برف ها، آب اين رودخانه زياد مي شود . درهنگام پرآبي حدود 900 کيلومتر از آن قابل کشتيراني است .د رسالهاي گذشته چند بند روي شاخه هاي فرعي اين رودساخته شده است، مانند بند قندوز . در حال حاضر از شيرخان بندر درولايت قندوز افغانستان به تاجيکستان وبالعکس رفت و آمد توسط کشتي صورت مي گيرد.
هيرمند :
هيرمند يکي از رودهاي مهم ، بزرگ و پرآب افغانستان است که با شعبه هاي خود ، نواحي وسيعي ازجنوب غربي این کشور را آبياري مي نمايد . اين رود از ارتفاعات مناطق بهسود ، پنچاب و دايکندي ( ميان دو کوتل اوني و حاجيگگ ) سرچشمه مي گيرد . اين رود در ابتداي مسیر خود سيلابي بوده و خساراتي به مردم وارد مي آورد و به تدريج از سرعت آن کم شده و و جريان آن آهسته مي گردد . رود هيرمند با 1400 کيلومتر طول ، بزرگ ترين رودخانه داخلي افغانستان مي باشد که نقش مهمي در آباداني و سرسبزي قسمت وسيعي از کشور ما نیز دارد . شهرهاي تاريخي بست ، نادعلي و زرنج شهرت خود را مديون اين رود و شعبه هاي آن هستند . هيرمند با تبخير خود بر هواي پيرامونش اثر زيادي مي گذارد و از خشکي شديد هوا بويژه درتابستان مي کاهد .رود ارغنداب ، از جمله ي بزگ ترين رودخانه هايي است که به اين رود مي پيوندد. روي رودخانه ی هيرمند و شعبه هاي آن بندهايي احداث گرديده است . بند کجکي، يکي از مشهورترين و بزرگ ترين بندهاي افغانستان که هزاران هکتار زمين را آبياري مينمايد، از جمله ی آن هاست . درماه هاي حوت و حمل (اسفند و فروردین) آب رودخانه ی هيرمند به حداکثر ، و در ماه هاي سرطان تاعقرب (تیر تا آبان) به حداقل خود مي رسد . اين رود سرانجام به درياچه هامون مي ريزد .
هريرود :
اين رودخانه از ارتفاعات لعل وسرجنگل در ولايت غور سرچشمه مي گيرد و از به هم پيوستن دو رود ، درنزديکي قريه ي « شينيه دولت يار» به وجود مي آيد . هريرود پس از گذشتن از وسط شهر چخچران وارد ولايت هرات مي شود . هرات آباداني خود را مديون اين رود است . رود « تگاوايشان» از جمله ي بزرگ ترين رودهايي است که به هريرود مي پيوندد . هريرود 1124 کيلومتر طول داشته و 560 کيلومتر آن در داخل افغانستان جاري است . 60 کيلومتر از طول اين رودخانه ، مرز مشترک بين افغانستان وجمهوري اسلامي ايران راتشکيل ميدهد . اين رود سرانجام در شنزارهاي جمهوري ترکمنستان (قره قوم ) فرو ميرود .
کابل رود :
آب کابل رود ، ابتدا از به هم پيوستن آب دره سنگلاخ و دره ي سرچشمه بوجود مي آيد که از ارتفاعات کوتل اوني کوه پغمان سرچشمه مي گيرند . اين رود ، پس از گذشتن از شهر کابل ، قسمت هاي وسيعي از شرق افغانستان را آبياري مي کند و داراي شعبه های زيادي است که مي توان از رودخانه هاي لوگر ، سرخرود و کنر نام برد . به خاطر استفاده ي بهتر از آب اين رودخانه ها براي زراعت و توليد برق ، بندهايي روي اين رودها احداث شده است که در آن میان مي توان از بندهاي سروبي ، نغلو ، درونته ، بند کانال ننگرهار ، ماهيپر ، خروار و بتخاک نام برد . رودخانه کابل و شعبه هاي بزرگ و کوچک آن ، تنها رود افغانستان است که پس از پيوستن به رود سند پاکستان به آب هاي آزاد (اقيانوس هند) مي ريزد . طول اين رود 700 کيلومتر مي باشد که 460 کيلومتر آن در افغانستان جريان دارد . اکثر رودهاي افغانستان ازمناطق مرکزي (هزاره جات ) سرچشمه مي گيرد ؛ لذا هزاره جات يکي از بزرگ ترين و مهم ترين منابع آبي این کشور مي باشد .
منبع : سایت مطالعات افغانستان

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

علم کوه بهشت کوهنوردان ایران

علم کوه در شمال ایران در منطقه ی بسیار زیبا و خوش آب و هوای کلاردشـت قرار دارد. قله ی علـم کـوه از لحاظ موقعـیت جـغرافـیایی در 50درجه و 58دقیـقــه طول جغرافیایی و 36درجه و 23 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد و در رشته کوه البرز واقع می باشد .قله ی علم کوه به ارتفاع 4850 مـتـر دومـین قله ی بلند ایران بعد از دماوند می باشد. این قله در منطقه ای از البرز به نام رشته کـوه تـخـت سلـیـمـان قـرار دارد و تـنـها نقطه ای از ایران اسـت که از لحاظ زمین شناسی می توان یخچال های قدیمی را در آن مشاهده کرد.
بیشتر شهرت این قله به خاطر دیواره‌ایست که در دامنه شمالی آن واقع است و دارای فنی‌ترین و سخت‌ترین مسیرهای سنگنوردی و دیواره‌نوردی در ایران است. این دیواره در ایران، جایگاهی مانند کی۲ در جهان را داراست .
دیواره ی علم‌ کوه
در جبهه شمالی این قله دیواره‌ای به طول ۶۵۰ متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکل ترین دیواره‌های دنیا به شمار می‌رود. منطقه علم کوه دارای ۴۷ قله ی بالای ۴۰۰۰ متر است که به «آلپ ایران» نیز معروف است. بر روی دیواره ی علم کوه مسیرهای متعددی باز شده که می‌توان به مسیر ۴۸ و ۵۲ لهستان، گرده آلمانی ها، هاری رست و... اشاره کرد.
پرافتخارترین صعودها
سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ را می‌توان اوج تحول دیواره نوردی ایران نامید. در این سال‌ها بود که بزرگانی چون زنده یاد حسین طالبی مقدم و دیگر کوهنوردان همدانی توانستند رکوردهای صعود دیواره را به طرز بسیار چشمگیری پایین آورده و نهایتن رکورد عجیب و دست نیافتنی ۳ مسیر در یک روز را به یادگار بگذارند. از دیگر شاهکارهای صعود این دیواره , باز کردن مسیر همدانی‌ها ۶۷ در ۶ ساعت توسط حسین طالبی مقدم است. همچنین صعود سلو حسن نجاریان در سال ۱۳۷۳ از مسیر هاری رست.
اثر طبیعی و ملی علم کوه
این اثر با مـــساحتی بالغ بر 4077 هکتار طی مصــوبه ی شماره 222 مورخ 21/3/81 شورای عـالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت اين سازمان پیوست .
موقعيت قله
این قله از شمال به شانه کوه و از جـنـوب به قلل خرسان خـتـم می شود وقله ی سیاه سنگ در سمت شرق این قله واقع است.
در این قلــه در چـهـار جـهـت مختلف؛ چهار یخچال معروف وجـود دارد:
(1) در شمال یخچال علم چال
(2) در شمال غربی یخچال شمال غربی علم کوه
(3)در غرب یخچال هفت خـان
(4) یخچال خرسان در جنوب.
منطقه ی علم کوه دارای یک قرارگاه کوهنوردی یک پناهگاه و یک جانپاه می باشد که به قرار ذیل اسـت:
1ـ قرار گاه رودبارک:
قرار گاه رودبارک در سـه طبقه در سال 1349 (ه-ش) کارهای ساختمـانـی آن شروع شد و در سال 1352(ه-ش)بعد از طی فراز و نشیب هایی به بهره بـرداری رسید. این قرارگـاه در ارتــفـاع 1520مـتـراز سـطـح دریـا قـرار دارد و در مـنـطقـه ی رودبـارک در دو راهی مـعـدن سـرب واقع است . مـسیـر دسترسی به این قرارگاه از جاده چالوس ـ مرزن آباد ـ لاهو ـ کلاردشت ـرودبارک می بـاشـد. این قـرارگاه تقـریـبـاً مجهز می باشد و دارای آب، بـرق و تـلـفـن اسـت.
بـرای صـعود به تمامـی قله های علم کوه می توان از این قرارگاه استفاده کرد.
2- پناهگاه سرچال:
این پناهگاه در ارتفاع 3850متر بالاتر از دریـا و درمـنـطقـه رودبـارک قرار دارد. مسیر دسترسی به پناهگاه، مرزن آباد ـ لاهو ـ کلاردشت ـ‌ رودبارک ـ گردنه می باشد. این پناهگاه دارای آب می باشد و برای تمامی قله هـای معروف علم کوه می توان از این پنـاهـگاه استفـاده کـرد . نـزدیـک تـرین روستـا به ایـن پنـاهـگاه رودبـارک می باشد.
3ـ جانپناه خرسان:
این جانپناه در ارتفاع 4700متر بالاتر از سطح دریا و در منطقه ی رودبارک قرار دارد مسیر دسترسی به جانپناه مرزن آباد-لاهوکلاردشت ـ رودبارک ـ‌ گردنه خرسان می باشد. این جانپناه فلزی است و در سال 1364 (ه- ش) برای آخریـن بار مرمت شده است این جانپناه به ابعاد 6 متر طول و 3 متر عرض و 5/2 متر ارتفاع ساخته شده است. از این جانپناه نیز برای صعود به علم کوه وتمامی قـلـه هـای معروف آن می توان استفاده کرد.
(بر گرفته از :کتاب پناهگاه ها و جانپناه های کوهنوردی ایران )
معرفی قله ها و یخچال های طبیعی منطقه ی علم کوه
آیا تا کنون از خود پرسیده اید که رشته کوه ها اولین بار توسط چه کسانی زیر پا گذاشته شده و به همگان معرفی شده اند؟ اگر به گذشته های خیلی دور برگردیم، سوالی که پیش می آید این است که کوه ها کی بوجود آمده اند؟ مربوط به کدام دوره ی زمین شناسی هستند؟ قبل از اینکه به این ارتفاع برسند دارای چه ارتفاعی بوده اند؟ و سوالاتی دیگر؟مطالبی که بیان می شود گوشه ای از اطلاعاتی است که تنها به بخشی از این سوالات جواب می دهد و به معرفی قلل منطقه ی علم کوه و تخت سلیمان و یخچال های آن منطقه می پردازد و سعی بر آن است که مطالبی از تاریخچه های صعود و کارهایی که در منطقه انجام شده است ارائه شود.
قله های عمده ی منطقه ی علم کوه و تخت سلیمان :
منطقه ی علم کوه با وجود بیش از 47 قله ی بالای 4000 متر ، نمونه های کم نظیری از عظمت، صلابت و زیبایی رشته کوه های البرز را در کلاردشت به نمایش در آورده است.
این قله ها پس از دماوند با ارتفاع 5671 متر ارتفاع، در شمار مرتفع ترین قله های البرز شناخته می شوند.
بلند ترین قله ی این مجموعه علم کوه نام دارد که در سمت شمال شرقی به دیواره ای به طول 700 متر و عرض 450 متر منتهی می شود و به عنوان مرتغع ترین دیواره ی گرانیتی ایران و دارا بودن مسیرهای گوناگون برای کوهنوردان ایرانی و خارجی پر جاذبه تلقی می شود.
این رشته کوه های عظیم منشعب از خط الرأس اصلی البرز که بین 45 و 50 درجه تا 10/51 درجه طول شرقی از نصف النهار گرنویچ و بین 15/36 درجه عرض شمالی واقع شده اند و به استناد مندرجات جغرافیای طبیعی ایران و علائمی که توسط بعضی از دانشمتدان زمین شناس مانند پرفسور اوکوست گانسر( ougust Ganser ) در این منطقه بدست آمده است، می توان گروه تخت سلیمان را جزء چین خوردگی های دوره ی سوم زمین شناسی دانست و از طرفی وجود یخچال های طبیعی آثار جدید ترین دوره زمین شناسی را در این منطقه اعلام می دارد و از طرف دیگر وجود (Trielubit) ها که توسط پرفسور اگوست گانسر در قسمت قلل لشکرک و قلل مناره و گردونه کوه بدست آمده وجود آثار دوره اول زمین شناسی را در این منطقه معلوم می دارد.
قله های مهم علم کوه و تخت سلیمان بدین ترتیب می باشد :
1- علم کوه با ارتفاع 4850 متر که از جهت شمال به شانه کوه و از جنوب به قلل خرسان و از سمت شرق به سیاه سنگ متصل بوده و جهت غرب دماغه ی آن یخچال هفت خوان و یخچال شمال غربی علم چال می باشد.
دیواره ی شمالی آن که معروف به یخچال علم چال می باشد بزرگترین و بلند ترین دیواره های کوه ها ی کشور می باشد و از کف یخچال 700 تا 750 متر ارتفاع دارد.
این کوه دارای دو شاخک با ارتفاع 4750 متر یکی در شرق بنام شاخک شرقی و دیگری در غرب بنام شاخک غربی علم کوه میباشد. چهار یخچال عظیم در چهار جبهه ی این کوه واقع شده است که عبارتند از: یخچال علم چال در شمال یخچال شمال غربی- یخچال هفت خوان در غرب- یخچال خرسان در جنوب.
2- تخت سلیمان با ارتفاع 4659 متر که از جنوب به شانه کوه و از غرب به یخچال های هفت خوان و از شمال به دندان ازدها متصل می باشد.
3- قله خرسان با ارتفاع 4620 متر از شمال به علم کوه و از شرق به یخچال های حصار چال و از جنوب به ستاره متصل می باشد.به علت وجود خرس های زیاد در این منطقه به نام خرسان نامیده شد.
4- قله چالون با ارتفاع 4550 متر که از سمت شمال به قله سیاه کمان و از سمت جنوب غربی به سیاه سنگ و شاخک شرقی علم کوه و از سمت شمال شرقی به قله پسند کوه متصل است، یخچال علم چال در غرب و یخچال چالون در جنوب شرقی آن واقع شده اند.
5- قله های هفت خوان بطوری که از اسم آن پیداست عبارت از چندین قله متصل به هم که بلندترین آنها، 4500 متر ارتفاع دارد از شرق به قله خرسان جنوبی و از شمال خط الرأس آن در نزدیکی های آبادی میان رود پایین می آید.
6- شانه کوه با ارتفاع 4450 متر که از طرف جنوب بوسیله گرده ی آلمان ها و از طرف شمال به قله تخت سلیمان متصل و به علت شباهت با دندانه های شانه، کوه نوردان نام شانه کوه به آن نهاده اند. سه یخچال عظیم در اطراف این قله قرار دارند، یخچال غربی علم کوه در غرب، یخچال علم چال در شرق و یخچال تخت سلیمان در شمال شرق.
7- رستم نیشت به ارتفاع 4426 مترکه آخرین قله ی حد شمالی گروه تخت سلیمان می باشد و از سمت شمال بوسیله گردنه ی مرتفع 4200 متری به قلل کالاهو و از سمت جنوب به قلل سیاه گوک متصل است.
8- پسند کوه با ارتفاع 4350 متر از طرف شمال به قلل خرسان و از جنوب به گردونه کوه خط الرأس اصلی سلسله جبال البرز متصل و در واقع آخرین حد جنوبی گروه تخت سلیمان . محل اتصال رشته اصلی و گروه تخت سلیمان است.
9- میان سه چال با ارتفاع 4348مترازسمت جنوب غرب به شانه کوه متصل است و چون در بین سه چال معرف علم چال در جنوب، کمان چال در شرق، تخت چال در شمال غرب واقع شده است بنام سه چال معروف گشته است و کم ارتفاع ترین قله گروه تخت سلیمان می باشد.
10- مناره با ارتفاع 4300 متر از شمال به قلل خرسان و از طرف جنوب به قله گردونه کوه خط الرأس اصلی سلسله جبال البرز متصل است و در واقع آخرین حد جنوبی گروه تخت سلیمان و محل اتصال رشته ی اصلی و گروه تخت سلیمان می باشد.
11 – سیاه کمان با ارتفاع 4472 متر از طرف شمال به قله چالون متصل است و حد شمالی یخچال علم چال در جهت غرب این قله به پایین می رسد.
12- سیاه گوک متصل به هم به نام های سیاه گوک شمالی و جنوبی به ترتیب با ارتفاع 4445 متر و 4500 متر که از شمال به قله رستم نیشت و از جنوب به قله تخت سلیمان متصل اند.
13 – مرجیکش با ارتفاع 4580 متر در شمال فلات مرتفع حصارچال واقع شده است و فقط از شمال به خط الرأس علم کوه متصل است.
یخچال های طبیعی منطقه :
یکی از پدیده های مورفولوژیکی منطقه وجود یخچال های بزرگ طبیعی است که این یخچال های طبیعی و دایمی پس از گذشت ده ها میلیون سال هم چنان نا آرام اند. یکی از مهم ترین این یخچال ها ، علم چال نام دارد که دارای 3000 متر طول و 750 متر عرض و 80 متر عمق می باشد. علاوه بر آن می توان یخچال اسپیلت که متشکل از توده های بزرگ یخ است، نام برد. این توده ی عظیم یخ که با سنگ و خاک آمیخته شده اند، منابع اصلی آبگیری رود خانه ی سرد آبرود کلاردشت هستند.
در توصیف یخچال های منطقه باید گفت که ما سیف علم کوه در واقع مرکب از یک تیغه یا خط الرأس با جهت جنوبی و شمالی است که ارتفاع آن از کل جارون افزایش می یابد. این تیغه که دو قله ی تخت سلیمان و علم کوه را شامل می شود، در جنوب قله علم کوه به طرف جنوب شرقی متمایل گشته و با ارتفاعی متجاوز از چهار هزار متر در پایین گردنه ی حصارچال و در حد نهایی دره ی اصلی سردآبرود خاتمه می یابد. از قله ی اصلی تنها یک تیغه که در حقیقت مجزا کننده ی سه شاخه یخچال ما سیف هستند، منشعب می شود. این تیغه ها عبارتند از :
1: تیغه ی شمالی که متکی به قوس تخت سلیمان است و حوضچه ی یخ گیر کوتاهی را تشکیل می دهد که از اطراف سیرک های یخچال به آن منتهی می شوند.
2: تیغه ی مرکزی که قله های شانه کوه و میان سه چال را به هم مربوط می سازد. این تیغه ی مرکزی، طویل تر و پست تر از تیغه ی اولی است.
3: شاخه یخچال اصلی است و از دو تیغه ی دیگر مهم تر است و از قله علم کوه جدا می شود. این تیغه که در ارتفاع 4420 متری قطع می شود، به طرف شمال شرقی متمایل است و تا قله چالون ادامه دارد. تیغه های نامبرده سه دره ی نا مساوی ولی مهم را که قبلن به وسیله یخ اشغال شدند، محدود می کنند و به شرح زیر قابل شناسایی می باشند:
۱ـ یخچال واقع در شمال شرقی تخت سلیمان.
۲ـ یخچال مرکزی در شمال خط الرأس میان شانه کوه.
۳ـ یخچال اصلی که در شمال خط الرأس علم کوه و چالون قرار دارد.
یخچال های علم کوه از نوع یخچال های کوهستانی و دره ای هستند که روزانه با سرعتی به طور متوسط بین 30 سانتی متر تا یک متر در حرکتند و هر روز تغییر مکان می دهند. این یخچال ها متعلق به دوران سوم زمین شناسی یا سنوزوئیک هستند و 60 میلیون سال قدمت دارند.
پیشینه ی مطالعات مربوط به یخچال های این مجموعه به سال های دهه 30 میلادی مربوط می شود. در سال 1933 داگلاس باسک ، کوهنورد و جغرافیدان انگلیسی برای صعود و نقشه برداری به منطقه مراجعه نمود و به وجود یخچال های این منطقه پی برد. در سال 1934 میلادی ( 1313 خورشیدی) هانس بوبک اتریشی پس از صعود به قله علم کوه و نقشه برداری کامل از این منطقه، چندین یخچال نیز کشف نمود.
در این مجموعه به طور کلی هفت یخچال بزرگ وجود دارد که به ترتیب وسعت بشرح زیر می باشد:
1- یخچال هفت خوان: این یخچال بین جبهه ی شمال قله های هفت خوان و جبهه ی غربی قله های خرسان واقع شده و بزرگترین یخچال طبیعی کشور می باشد.
2- یخچال علم چال: این یخچال بین جبهه ی شمالی علم کوه و جبهه ی شرقی شانه کوه و جبهه ی قله های چالون و سیاه کمان و جبهه ی جنوبی میان سه چال واقع شده است.
3- یخچال شمال غربی علم کوه: این یخچال در بین دماغه ی شمال غربی علم کوه و شانه کوه جبهه جنوب غربی تخت سلیمان از سمت غرب به یخچال هفت خوان متصل است.
4- یخچال تخت سلیمان: این یخچال بین قله های تخت سلیمان وشانه کوه و میان سه چال واقع شده است.
5- یخچال خرسان: در بین قله های خرسان، علم کوه و مرجیکش واقع گردیده است.
6- یخچال چالون: در بین قله های چالون وسیاه سنگ و گردنه ی چالون واقع شده است.
7- یخچال مرجیکش: در بین قله های مرجیکش و شاخک شرقی علم کوه و سیاه سنگ واقع است.
در این نواحی برفچال هایی نیز وجود دارد که مهم ترین آن ها : برفچال تنگ گلو است که دروازه ی شمالی فلات حصار چال نیز می باشد و راه مالرو کلاردشت طالقان از آن عبور می کند. برفچال دیگر به برفچال گردونه کوه معروف است که در بین دو یخچال خرسان و حصارچال در زیر قله مناره واقع است.
(برگرفته از کتاب علم کوه انتشارات فدراسیون جمهوری اسلامی ایران وکتاب کلاردشت )

۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه

معناي پاسارگاد چيست؟

در138 کیلومتری شهر شیراز ، در جاده آسفالت شیراز به آباده ، کمی دورتر از جاده امروزی ( حدود 3 کیلومتر) به بقایای شهری می رسیم که روزگاری پایتخت بزرگترین و بی نظیرترین پادشاهی جهان بوده است. این پایتخت در دشتی به نام مرغاب واقع است که مساحت تقریبی این دشت تقریباً 15×20 کیلومتر است. رودی به نام پلور که البته در عهد باستان به آن مِدوس می گفتند در آن جریان دارد و در کل این دشت 1200 متر از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارد.پیش از ساخته شدن پاسارگاد در دشت مرغاب ، این منطقه از تمدنی کهن برخوردار بوده است که روستاهایی مانند : تل نخودی ، تل سه آسیاب ، دوتولان ، تل خاری در هزاره های سوم و چهارم در آنجا ایجاد گردیده و در دوره خود دارای رونق و شکوهی بی نظیر بودند.هنگامیکه بازمانده های این پایتخت کهن ایران را مشاهده می کنید ناخودآگاه از خود می پرسید چرا در اینجا این پایتخت بنا شده است؟ انگیزه از برپایی آن چه بوده است؟
بر اساس نوشته های تاریخ نگاران قدیم کوروش بزرگ ، آستیاگ ( آستیاژ ، آستیاگس) پادشاه ماد را در این دشت شکست داده و این کار مبنای ایجاد بزرگترین و قدرتمند ترین پادشاهی ایران می باشد. از این رو کوروش بزرگ فرمان بنای پایتختی را در این دشت داد. هرچند با ایجاد تخت جمشید ( توسط سایر پادشاهان هخامنشی ) برجستگی پاسارگاد کمتر گردید اما ارزشمند بودن آن هیچ گاه کمرنگ نگردید بطوریکه پس از بنای تخت جمشید هنوز پادشاهانی بودند که برای تاجگذاری پاسارگاد را برمی گزیدند. کوروش پاسارگاد را در550 تا 559 قبل از میلاد بنا کرد و البته در سال 336 قبل از میلاد این شهر به همراه گنجینه پربهای آن به دست اسکندر مقدونی افتاد.

معنای پاسارگاد چیست؟
 در مورد این واژه هنوز نظری قطعی داده نشده است اما هرودوت در کتاب خود ادعا می کند که پاسارگادی مهمترین قوم پارسیان بوده اند و ریشه هخامنشیان از آنهاست. پاسارگاد در برخی از نوشتارهای قدیمی پارسه گَدَ نیز گفته شده است. اما در کل معناهایی که برای آن مطرح شده است شامل: زیستگاه پارسیان ، تختگاه پارسه ، محل استقرار پارسیان و دژ پارسیان می باشد. در این دشت که در سینه خود هویت ایرانیان را نگه داشته و مانند بغضی در گلو هر لحظه منتظر حکایت تاریخ آن دوره است ، نشانه های زیادی از تمدن ایرانیان وجود دارد که البته مربوط به دوره های گوناگونی است .
  این دوره ها را در کل می توان به سه دوره متمایز تقسیم نمود:
1- آثار پیش ار تاریخ و قبل از هخامنشیان:
در ایوان سنگی مسقفی ( البته امروز اثری از سقف در آن نیست ) در شمال آرامگاه کوروش به نام تُل تخت ( تخت سلیمان) تکه سفالهای نقش داری و قسمتی از یک مجسمه مربوط به دوران عیلامی کشف شده است.
 -2
دوره هخامنشی:
شاید بدون هیچگونه شک و تردید بایستی گفت که با شکوه ترین آثاری که در حال حاضر در دشت پاسارگاد ایران می باشد ، مربوط به این دوره می باشد. آثاری مانند: کاخ پذیرایی کوروش بزرگ - کاخ شرقی با نقش برجسته انسان بالدار - کاخ اختصاصی کوروش بزرگ - تَل تخت - اولین چهارباغ ایرانی - آب نماهای کاخ شاهی - ویرانه برج سنگی - بنای معروف به زندان - دژ پاسارگاد - آتشکده پاسارگاد - حوضچه های سنگی و در نهایت آرامگاه کوروش بزرگ.
 -3
آثار بعد از اسلام:
 مسجد اتابکان که توسط اتابک زنگی در رمضان سال 621 ه . ق ساخته شده است.. کتیبه و محراب و قبله نمایی که بر روی قبر کوروش کنده شده مربوط به این دوران است. علاوه بر این اتابک زنگی در صد متری شمال آرامگاه کوروش بنایی اسلامی بنا کرده که البته امروز هیچ اثری از آن نیست و ویرانه ای بیش از آن نمانده است و از روی آن می توان به عظمت معماری دوران کوروش بزرگ پی برد که بنای آن هنوز پا برجاست اما سایر آثار بعد از آن یا کاملاً مفقود شده اند و یا بکلی ویران گردیده اند. در سال 1328 خورشیدی ، قطعه سنگی از یک کتیبه که روی آن جمله ( السلطان المطاع ابوالفارس) به خط ثلث زیبا حکاکی شده است از زیر خاک یافت شد و از آنجا که لقب ابوفارس مربوط به شاه شجاع مظفری (759 تا 776 ه. ق) بوده و چند سکه از او نیز در همان محل یافت گردیده می توان گمان برد که این پادشاه نیز در این منطقه بناهایی را ایجاد کرده بوده است که امروز از آنها هیچ برجای نمانده است.
آرامگاه کوروش بزرگ به همراه ستونها و درگاه مسجد اتابکان ( آثار دوره اسلامی)
قبله نما در گوشه غربی آرامگاه کوروش بزرگ( واژه قبله در گوشه سمت چپ دیده می شود).
نقش برجسته انسان بالدار - اعتقاد بر این است که این تصویر ، ذوالقرنین یا همان کوروش بزرگ است.
آرامگاه کوروش بزرگ در سال 1840 میلادی کار دو هنرمند فرانسوی فلاندن و کست.
کمی که می گذرد و شما پس از مشاهده تمدن نیاکانتان به خودتان باز می گردید و می خواهید جای آنها بیاندیشید و کشف نمایید که آنها چگونه این بناها را ایجاد کرده اند. قبل از هر چیز توجه تان به مقبره باشکوه کوروش بزرگ جلب می شود. مدل سازه این مقبره با تمامی مقبره های سرزمین ما فرق دارد و به آن یگانگی خاصی می دهد. هرچند شاید برای ما فرق کند اما جالب آنکه مقبره ای دیگر شبیه به آن در سرزمین ما موجود است که بعد از آن ساخته شده است و شاید بد نباشد در اینجا به آن نیز اشاره ای کنیم که مانند بسیاری از اثرهای با شکوه سرزمین در حال نابودی است و آن مقبره ای در کازرون( سر مشهد) می باشد که به گور دختر ( آرامگاه منسوب به چیش پش - دوره هخامنشی ) مشهور است.آرامگاه کوروش بزرگ در طول این قرن ها با اُبهت ایستاده است ولی باستان شناسان هنوز نتوانسته اند بطور یقین بگویند که این بنا توسط کدام قوم سرزمین کوروش بنا شده است و هر کدام گمانه هایی زده اند. برخی آنرا طرحی از آن مردمان میانرودان بخصوص شبیه زیگورات می دانند. برخی دیگر آنرا طرحی مشترک و آمیخته از میان رودان و سایر اقوام می دانند. گروهی آنرا از آن قومهای لودیه و ایونیه خطاب کرده اند و برخی باستان شناسان می گویند این بنا از بناهای سنتی خود ایرانیان است و نظریه دهندگان آخر ادعا کرده اند سازه یونانی و یا ساخته شده اقوام آناتولی غربی است. اگر کمی به شواهد و آثار بر جای مانده بر روی بنا دقت نماییم می توانیم تا حدودی تشخیص دهیم که بنای فوق ساخته و پرداخته کدام یک از مردمان سرزمین کوروش بزرگ است.
از آنجا که معماران ، ایونیه و لیدیه ای در ساخت بنا از ابزاری خاص استفاده کرده اند و در مقبره کوروش نیز این آثار یافت گردیده می توان حدس زد که این بنا توسط ایشان و به دستور کوروش بزرگ در زمان زنده بودن خود او ساخته اند :
1 - به کار گیری سنگهای تراش خورده که با اتصال های دم گیری شده اند.
2 - اندازه داخلی اتاق با اندازه های ایونی مطابقت دارد.
3 - نحوه برجستگی ها و فرورفتگی ها در حاشیه درگاه و سقف شیب دارد.
 
-4 استفاده از بست های آهنی و سربی ، دُم چلچله ای
.
5
- اندازه های خارجی کل سازه. البته بیان گردیده که غیر از مهندسان و معماران ، مُغ ها نیز در ساخت آن مؤثر بوده اند و آنها توصیه کرده اند مقبره رو به شرق ساخته شود
. در مورد تاریخ ساخت قبر نیز گمانه ها مختلف است اما می توان تخمین زد که مقبره در 530 یا 540 پیش از میلاد بنا گردیده است. تصویر دم چلچله ای از آرامگاه کوروش بزرگ که می تواند گواه و تأییدی باشد بر معماران لیدی و ایونیه آرامگاه کوروش بزرگ. جنس فلزات از سرب و آهن می باشد. اما برخی از این دم چلچله های آرامگاه به سرقت رفته است اما جای خالی آنها هنوز باقی است
.

از منابع طبيعي زمين چگونه استفاده مي كنيم؟

منابع طبيعي را به صورت بي حد و حصر مورد استفاده قرار مي دهيم. از سوختهاي فسيلي گرفته تا آب و خاك ، مي توان اتلاف در استفاده از منابع بنيادين را مشاهده كرد. امكان استفاده از اين منابع به صورتهاي ديگر هم وجود دارد. اصلا بهره اقتصادي زياد و سريع و سهولت دسترسي ما را به سويي هدايت كرده كه با دست خود منابع زميني را بي رحمانه تلف كنيم. اگر طبيعت امروز با مهرباني به ما حيات و طراوت مي دهد، آيا امكان آن نيست كه ما نيز به ياري طبيعت بشتابيم، و حد اقل اگر به حفظ طبيعت اهميت نمي دهيم، آن را نابود نكنيم.
اتلاف منابع آب در سامانه هاي لوله كشي شهري با آمار رسمي حدود بيست درصد است – به دليلفرسودگي سامانه ها- و بر اساس آمار هاي غير رسمي بيش از اين مقدار است. كشور ما محدوديت منابع آب دارد. از سوي ديگر هر نوع فعاليت عمراني – از احداث جاده گرفته، تا شهرك سازي و ... – با تخريب و صدمه به منابع آب سطحي و زير زميني همراه است.
ساخت مسكن و گسترش محدوده روستاها و شهركها با توليد و سيع زباله و نخاله هاي ساختماني همراه است. اين نوع زباله ها تا مدتها در كنار ساخت و سازهاي جديد رها مي شوند و علاوه بر آلودگي محيط زيست موجب تخريب چشم انداز هاي شهري و روستايي مي شوند. البته اين نوع مسائل از ديدگاه ما معمولا اولويت كمي دارند ولي واقعيت آن است كه ما با اين نوع رفتار با طبيعت، به فرزندان و نسلهاي بعدي خود آموزش بدي مي دهيم. به آنها مي آموزيم كه طبيعت در دسترس ترين مكان براي زندگي است و هر نوع كاري كه مي توانيم – يا دوست داريم – مجاز هستيم با آن انجام دهيم.

۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

کوه باستانی پردیس نخستین نقطه خاکی جهان و نزدیکترین نقطه زمین به خورشید

کوه باستانی پردیس در حومه شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه های راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد
بر اساس تحقيقاتي كه توسط یک محقق باستان شناسی ایرانی (بدیعه دشتی)انجام شده، ثابت كرده كه ايران جهان اول است و پوز پدري (کوه پرديس) نخستين نقطه خاكي در جهان است.
  روي نقشه‌اي 70 ساله كه متعلق به ارتش است نيز نام حرا بر كوه پرديس گذاشته شده اما اسم اوستايي آن حرا است.
 در اوستا آمده كه نخستين بار ميترا از حرا سر زد، ميترا كه خورشيد باشد و حرا نيز پوز پدري يا همان پرديس است.
این محقق در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيد كه ايراني‌ها و نژاد آريا از همين نقطه جم به سراسر دنيا منتشر شدند.
این محقق با فسيل آدميزادي كه در منطقه پرديس مربوط به 35 ميليون سال قبل بوده ثابت كرد كه نژاد بشر از خود بشر است و قرآن كريم هم از آن ياد مي‌كند.
 حتي اورست حدود هزار متر از پوز پدري پائين‌تر است و يك قله مستقل جداگانه محسوب مي‌شود.
محقق مستقل بين‌المللي با تأكيد بر اينكه ايراني‌ها از نقطه جم به ساير نقاط دنيا رفتند، گفت: اينكه مي‌گويند ايراني‌ها از شمال و از روسيه آمدند يك توطئه سياسي است.
وي تصريح كرد: آن‌ها به داستان جم در ونديداد كه مورد استناد من نيز است اشاره مي‌كنند، اما آنها مي‌گويند جمشيد به طرف نيمروز رفت و بنابراين از شمال آمدند در حالي كه نيمروز شرق است.
نکات قابل توجهی كه در این کوه باستانی وجود دارد :
1. قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست.
2. آتشکده فوق العاده باستانی که در قله کوه قرار دارد،
3. مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا 100 متری کوه یعنی تقریبا انتهایی ترین نقطه مشخص اسفالت با ماشین توقف کنی و ترمز دستی را بخوابانید ، ماشین بجای سر پائینی به نرمی به سمت کوه کشیده می‌شود که البته همین مغناطیس برای رانندگان نا آشنا بسیار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زیادی از خودروها بی اختیار با کوه تصادف کرده‌اند.
4. پوشش گیاهی منطقه نوعی خار بیابانی گرمسیری منحصر به فرد است که خواص دارویی فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماماً پیشخرید چند کارخانه داروسازی بزرگ جهان است یکی از ترکیبات اصلی مسکن Advil که یکی از بهترین قرص‌های شناخته شده برای ناراحتی های اعصاب و دردهای میگرنی است از همین عسل تهیه می‌شود.
5 . این منطقه خرمای ویژه نیز تولید می‌کند كه به نام خرمای خصه معروف است و کاملا در شیره خود غرق می‌شود یعنی یک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شیره می‌شود و اندازه این خرما اندازه آلبالو بود و به جهت همان خواص دارویی منطقه تماماً برای ساخت قندهای رژیمی برای بیماران دیابتی صادر می‌شود، نکته جالب دیگر رویش درخت زیتون در دامنه شمالی کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهای چاهه و دره پلنگی می‌باشد که در آب و هوای آن منطقه بسیار بعید می‌نمود .
6. در لایه های زیرین این کوه معدن عظیمی از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد، آن هم در اطراف عسلویه!
مردم چاهه و جم، کوه پردیس را فوق العاده مقدس و محترم می‌شمارند، و به استناد علائم موجود در آتشکده احتمالاً یکی از اولین مکان‌هایی بوده که نفت در آن سوزانده شده است.

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

در سرزمین کوهکن ها ، کوه کنده اند آن هم چه کوه کندنی!

تكيه ‌بر ‌كوه‌
امروز پا به پاي جاده‌اي مي‌شويم كه ما را از دل تبريز و هزار و يك شبش، به قصه مردان و زناني مي‌كشاندكه خيلي از معادلات را به هم زده‌اند. مردان و زناني كه سنگ بزرگ را برداشته‌اند و زده‌اند درست قلب هدف را. كوه كنده‌اند آن هم چه كوه‌‌كندني!
توي اين قصه بايد گوش به صداي تيشه بدهي. صداي تيشه است كه مي‌گويد راه كدام است و چگونه بايد به سرزميني افسانه‌اي پا نهاد. صداي تيشه است كه تو را مي‌رساند به دامنه سهند خفته. سرزمين رنگ و آبادي. تا گندم و آب و خورشيد را برايت ترجمه ‌كند. بادهاي بهاري را در چله تابستان برايت بنوازد. گوش جان به صداي تيشه كه بدهي مي‌رسي به سرزمين گندمزارهاي بي پايان. رقص زندگي در متن زندگي. سرزمين رودهاي هميشه جاري. سرزمين درختان سر به فلك كشيده تبريزي. كشتزارهاي بيكران و كشاورزاني همه مشغول. اين خلاصه جايي است كه به آن كندوان يا كندجان مي‌گويند. روستايي صخره‌اي در 18 كيلومتري اسكو و تكيه داده به دامنه سبز كوه‌هاي سلطان داغي.

حيله ور
به ابتداي قصه كندواني‌ها مي‌رسيم. آن هم نه در دل كوه، روي قله‌ها كه در زير زمين. فصلي است كه بايد خوانده شود تا به فراز و نشيبي به دامنه‌هاي سهند برسد. تازه آنجاست كه كوهكني آغاز مي‌شود. «حيله‌ور» نام گمي است. كمتر شنيده شده‌است. قصه متروكي است. جاده را كه از اسكو به كندوان بكشاني. حيله‌ور در دل چشمانت مي‌نشيند، متروك و منزوي. حيله‌ور خلاصه چند خانه زيرزميني است كه به سبك كندوان كنده شده است. با معماري ظريفي كه حتي جاي پيه سوز هم در ديوارهاي آن كنده شده است. آغل‌ها كنده‌كاري شده‌اند و اطراف آبشخور‌ها يله و رها. حيله‌ور قصه زندگي پنهان كندواني‌ها بود. بايد آنقدر به آن نزديك شوي تا بتواني نبض يك زندگي كهنه و تمام شده را در دالان‌هاي آن بشنوي؛ نبضي كه با آمدن مغول‌ها به اين سرزمين كند شد و دوباره بر دامنه‌هاي قله سهند و در روستاي كندوان ضرب گرفت. البته فقط مغول‌ها نبودند كه قصه زندگي در اين روستاي زيرزميني را پايان دادند. برف هم بي‌تقصير نبود. اصلا برف پايه آن را گذاشت و مغول‌ها كار را تمام كردند. اين طور مي‌گويند.
سمفوني رنگ‌ها
همپاي قصه مردمان حيله‌ور به سوي دامنه سهند كه بروي به روستاي كندوان مي‌رسي. روستايي كه بين 3 تا 12 هزار سال و حتي بيشتر از آن برايش تاريخ قائل مي‌شوند. هرچه باشد به روزگار بسيار دور مي‌رسد. بسيار دورتر از آن‌كه گمان‌ها به آن برسد. صبح را اگر به روستاي كندوان كشيده باشي با سمفوني از رنگ‌ها ميزبانت مي‌شود. صبح كه مي‌رسد؛ خانم‌هاي خانه، طراوات را به كوچه مي‌آورند. آب و جارو و خانه تكاني. بعد هم كوچه تكاني. خاك نم خورده كه پا به پايت مي‌آيد و مي‌رود. كوچه‌ها بوي تازگي مي‌گيرند. خاك نفس مي‌كشد. گليم‌ها و چهل تكه‌هاي رنگارنگ است كه در بلنداي ستيغ كوه‌هاي سهند بر دست زنان روستا تكان مي‌خورد و سمفوني تكرارناپذير رنگ‌ها را به تصوير مي‌كشند. همان زمان اگر در كوچه‌هاي تنگ و باريك كندوان گذر كني، بوي نان محلي تو را به سفره‌هاي ساده كه زيبايي خويش را از همين طبيعت وحشي و بكر گرفته‌اند، مي‌برد.
فرهادتر از فرهاد
ما هم صبح را كشانديم به كندوان؛ اما از، زرنگ‌تر گردشگر‌هاي فرانسوي بودند كه به احتمال طلوع خورشيد اينجا آمده بودند و آرام آرام كوچه‌هاي تنگ پيچ در پيچ روستا را پايين مي‌‌رفتند و برمي‌گشتند. ما هم آرام آرام راه خانه‌ها را مي‌گيريم، پا به پاي قصه همان روز. همان روز كه اهالي، حيله‌ور را با همه خاطراتش با همه لحظه‌هايي كه ثبت شد و شايد هم نشد، گذاشتند و رو به سوي كندوان آوردند. كندوان يعني زبان سنگ و تيشه. زبان دست و سنگ و تيشه و ديگر هيچ. پناهي بايد تا سر به آسودگي روي بالش بگذارند. پس تيشه برداشتند و به كار سنگ شدند. كندن و خراش دادند. چرا در اين ميان تنها آوازه فرهاد عالمگير شد، نمي‌دانم؟ موضوع اگر شيرين بوده باشد كه او مي‌دانست فقط فرهاد را شيداي خود مي‌كند و همسفر خسرو مي‌شود. نه پس موضوع فرهاد بوده نه شيرين. به هرحال اينجا تا روزگار بوده، فرهادها به دنيا آمده و فرهادتر از دنيا رفته‌اند. بيستون اگر قصه‌اش با نخستين تيشه فرهاد شروع و با آخرينش به پايان رسيد، اما در كندوان سنگ و تيشه همچنان در كار قصه ساختن‌اند.
كندجان
اهالي كندوان را كندجان مي‌گويند. استعاره‌اي از شباهت خانه‌هاي كله‌قندي‌شان به كندوي عسل. آنها خانه‌هايشان را هم كران مي‌نامند. كران‌هايي كه نه تنها آنان را از چنگال مغول‌ها رهاند، بلكه هواي مطبوعي را به آنها داد تا زمستان و تابستان را با طعم بهار نوش كنند.
تقريبا تمام خانه‌ها رابا تيشه دستي كنده‌اند، ولي چنان با ظرافت و دقتي اين كار را كرده‌اند كه باوركردني نيست‌
كران‌ها باشيارهايي از هم جدا مي‌شود. تازه اينجاست كه شيارها كوچه مي‌شوند. كوچه‌هاي همسايگي، كوچه‌هاي دوستي. روي بعضي از شيارها هم پلي است تا اين كرانه را به آن كرانه برساند. همسايگي است ديگر، رد نگاهي بايد. آدمي بدون آدمي مي‌ميرد. اينجاست كه پل مقدس مي‌شود و معنا مي‌يابد، پل‌هاي چوبي مقدس. تازه چوبش و سنگش به يك اندازه معنا مي‌گيرد. حتي فولاد و آهنش، اما پل‌هاي روستا از چوب است. روستاي مسجد، حمام، مدرسه و آسياب هم دارد.كران مسجد، يكي از بزرگ‌ترين كران‌هاي روستا را تشكيل داده است.
كران‌ها در كندوان 2 يا 3 طبقه هستند طبقات بيشتر از داخل خانه بهم ارتباط ندارند. خارج از كران، پلكان‌هاي بسيار زيبايي از بدنه خودكران‌هاست كه تو را به طبقات بالا مي‌رساند. طبقه همكف، بيشتر اصطبل و طبقات دوم و سوم و چهارم مسكوني است و در بعضي موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نيز استفاده كرده‌اند.
آبريزها كنار معابر و خارج از كران‌ها و محيط مسكوني قرار دارند، هر چند خانواده به طور مشترك يك آبريز دارد. آبريزها داراي چند محل نشيمن انباره هستند كه به شيب زمين بستگي دارد. به علت قطر و ضخامت زياد كران‌ها، ايجاد نورگير در طبقات پايين كار بسيار مشكلي است. به اين دليل نورگيرها بيشتر در طبقات بالا واقع است. جنس پنجره‌ها از چوب و به شكل شطرنجي قطعات كوچك شيشه در آنها تعبيه شده است. در بعضي خانه‌ها علاوه بر اتاق‌ها، با دقت و حوصله بالكن وسيع و كشيده‌اي نيز جلوي پنجره‌ها كنده و درست كرده‌اند. درها و پنجره‌هاي باريك به اين بالكن‌ها باز مي‌شوند و زنان با ذوق روستا در قسمت‌هايي از اين بالكن‌ها گلدان‌هاي شمعداني قرار داده‌اند و در مواقعي بندي بر اين بالكن‌ها كشيده‌اند و لباس‌هاي رنگارنگشان را روي آن پهن مي‌كنند تا خشك شود.
تقريبا تمام خانه‌ها را با تيشه دستي كنده‌اند، ولي چنان با ظرافت و دقتي اين كار را كرده‌اند كه باوركردني نيست. ديوارها، تاقچه‌ها، جاي درها و پنجره‌ها چنان استادانه كنده شده‌اند كه بيشتر به وهم مي‌ماند تا واقعيت. خوشبختانه جنس سنگ‌ها چنان محكم است كه با تراشيدن آنها باز هم مي‌توانند چند طبقه روي هم را دوام بياورند. بعضي خانه‌ها هم در كوه‌هاي بزرگ و به هم چسبيده و به صورت پشت به پشت يا پهلو به پهلوي هم ساخته شده‌اند كه در مواردي، اين خانه‌ها با يك دريچه كوچك به يكديگر متصلند و ساكنان از طرق همين گذرگاه‌ها با يكديگر ارتباط دارند؛ كران‌هاي بي‌نظيري كه نمونه‌اش تنها در گورمه تركيه ديده مي‌شود.
اگر مي‌شد اين اما و اگر‌ها را برداشت نه به زور كه با منطق، چقدر زندگي زيبا و دلپذير مي‌شد. اما نمي‌شود كه نمي‌شود. اينجا هم زندگي، بكر باقي نمانده است. زندگي كهنه ديروز به شكل بيرحمانه‌اي به محاصره تيرهاي برق و سيم‌هاي زمخت و سياهشان درآمده است. جمعيت در حال افزايش، اهالي، مجبور كرده با ساختن خانه‌هايي از آجر و سيمان نظم طبيعي‌اش را به هم بزنند و كسي نيست كه از اين ناهمخواني دهشتناك و بي‌معنا دلش به درد نيايد. گرچه به امكانات گردشگري كندوان تا حدودي توجه و سنگفرش خيابانش بازسازي شده است و براي آب شفابخشش چاره‌اي انديشيده‌اند، اما اين مقدار براي اين ميراث 3 هزار ساله نياكان بسيار كم و بي مقدار است.

منبع : جام جم آنلاین